به آینده امیدوار باشید

لا تقنطوا من رحمه الله- ز گهواره تا گور دانش بجوی

به آینده امیدوار باشید

لا تقنطوا من رحمه الله- ز گهواره تا گور دانش بجوی

به آینده امیدوار باشید

وبلاگی درباره ی همه چیز ،عمومی- اجتماعی- جامعه- اخبار و...

بایگانی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت بازدید کنندگان عزیز به دلیل عدم امکان بروزرسانی در سرویس میهن بلاگ مجبور به مهاجرت به اینجا هستیم.mail این همان وبلاگ به آینده امیدوار باشید است. وبلاگ بنده در ده سالگی است و الان ادامه کار در این جا خواهد بود . بیان و سیستم بلاگ وبلاگنویسی ایرانی است.heart امید است در اینجا هم وبلاگ مخاطبان خود را پیدا کند.   با ما همراه باشید یا علیsmiley

 

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۹ ، ۰۸:۳۵
فاصله گلناری

این هم از آخرین و متفاوت ترین 22 بهمن قرن.

22بهمن روزنامه

 

روزنامه کیهان-تیتر برای 22بهمن

22بهمن99

 

بیست و دوی بهمن با دوچرخه در اصفهان

22بهمن در اصفهان

 

 

دهدشت - کهگیلویه و بویر احمد

راهپیمایی22بهمن

 

خبرگزاری آسوشیتد پرس نیز راه پیمایی گسترده مردم ایران را در روز ۲۲ بهمن مورد توجه قرار داده و نوشت: ایران که امسال درگیر شیوع بیماری کرونا بود، به جای راه‌پیمایی هر ساله که با پیاده‌روی منظم مردم در خیابان‌ها انجام می‌شد، امسال مردم سوار بر موتورسیکلت‌ها و خودروها در راه‌پیمایی بزرگداشت چهل و دومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران شرکت کردند. انتظار می‌رود که ده‌ها هزار تن از مردم در شهرهای مختلف در این راهپیمایی با موتور سیکلت و خودرو شرکت کرده باشند.

 

22بهمن متفاوت

 

نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اصفهان با بیان اینکه پس از گذشت ۴۲ سال از پیروزی انقلاب اسلامی مردم پایبند به ارزش‌های این انقلاب هستند، افزود: آنچه سبب شد مردم پای کار انقلاب اسلامی باشند ایمان بوده و این ایمان است که به انسان رشد می‌دهد، همین ایمان درونی و روحیه معنوی مردم ما است که سبب شده در مقابل سخت‌ترین تحریم‌ها ایستادگی کنند و به قول رهبر معظم انقلاب تحلیل‌های دشمن را با اشتباه محاسباتی مواجه کنند.

وی با اشاره به آیه ۲۹ سوره فتح اظهار داشت: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و کسانی که با ایشان هستند صفاتی دارند از جمله که اشدا علی الکفار و رحما بی نهم هستند یعنی با دشمن در شدیدترین حالت ممکن و در عین حال با خودی‌ها با عطوفت و مهربانی زندگی می‌کنند.

 

راهپیمایی 22بهمن اصفهان

 

بخش انگلیسی شبکه الجزیره هم راه‌پیمایی ۲۲ بهمن امسال را مورد توجه قرار داده و نوشت: برای اولین بار طی چندین دهه گذشته، میدان آزادی انباشته از خیل عظیم افراد پیاده‌ای نبود که در راهپیمایی شرکت می‌کردند و به جای آن مردم سوار بر موتورسیکلت‌ها و خودروها برای بزرگداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران تجمع کرده بودند.

الجزیره همچنین نوشت: روز چهارشنبه هزاران وسیله نقلیه در مسیرهای تعیین شده در پایتخت و در سر تا سر ایران برای بزرگداشت این روز راهپیمایی کردند. از مردم خواسته شده بود برای رعایت پروتکل‌های بهداشتی بیماری همه‌گیر کرونا به صورت پیاده در راهپیمایی شرکت نکنند.

 

تبریز 22 بهمن:

رژه موتوری 22 بهمن

 

راهپیمایی یاسوج

22 بهمن ماه

 

22 بهمن در تهران

راهپیمایی بهمن در تهران

 

در تهران

22 بهمن

 

22 بهمن در سیستان بلوچستان

راهپیمایی22بهمن

 

 

در یاسوج

22بهمن

 

 

در اصفهان

22 بهمن

 

22 بهمن ماه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر شما مبارک. پای این انقلاب و خون شهیدان می ایستیم. گوش به فرمان رهبر باشیم. ان شاءالله مشکلات را حل می کنیم. به کوری چشم دشمنان امسال هم انقلاب را جشن گرفتیم.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۹ ، ۱۱:۵۵
فاصله گلناری

سلام. چند روزی است که نمایشگاه مجازی کتاب تهران شروع شده و امروز هم آخرین روز است. دسترسی از تمامی مناطق ایران به انواع کتب، شرکت هزاران ناشر مختلف از سراسر کشور و دسترسی به موضوعات  مختلف از جمله ویژگی های این اولین نمایشگاه مجازی است.

لازم دیدم تا چند تا کتاب خوب مذهبی رو به شما معرفی کنم.

مثل و مثل: شناخت اصول دین در قالب تمثیل از قرآن و کلام اهل بیت (ع) - نوشته عبد الله احمدی

کتاب دینی

 

از قرآن کریم بپرسید: سوال از شما - جواب از قرآن کریم  شامل: مقدمه و یکهزار و ششصد و بیست و شش مسئله فقهی    - چاپ اول نوشته حسین مروج

سوال از شما جواب از قرآن

 

نور القرآن: پرسش‌ها و پاسخ‌هایی از درس‌های سوره مبارکه نور و برخی آیات دیگر قرآن شامل 281 سوال-   نویسنده امین کاظمی

نور القرآن

 

سبک زندگی: همسرداری از منظر دین با رویکردی روان‌شناختی - نوشته علی احمد پناهی

mailenlightened

 

خوانش ناشناختی از زبان دین  -  نویسنده:د.ز فیلیپس
مترجم:حسین واله
ویراستار:اکرم کیانی 
ناشر: دانشگاه شهید بهشتی
سال انتشار: 1397

خوانش و پرسش قرآن

 

چگونه دعا کنیم؟ جواب از قرآن کریم: شامل شرح و تفسیر دعاهایی که خداوند درقرآن از زبان پیامبران، اولیاءو بندگان مؤمن نقل فرموده است . نویسنده: حسین مروج

چگونه دعا کنیم

 

پرتو پژوهش 3 (پاسخ به پرسش‌های دینی  -  نویسنده: معاونت پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه 
ناشر: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی (ص)
سال انتشار: 1393

قرآن و پژوهش

 

پرسمان مفاهیم قرآن کریم (آموزش مفاهیم آیات به روش پرسش و پاسخ و روایات تفسیری) (جزء ششم تا دهم)  -نویسنده:سیدابوالفضل حکیمی
نویسنده:اسماعیل محمدی(حزبه‌زاده)

پرسمان قرآن
مقدمه:سیدمحمدمهدی طباطبایی
ویراستار:سیدمحمد بصام 
ناشر: جامعه القرآن الکریم

 

مبانی فهم کلام خدا: مقدمه‌ای بر فهم و تفسیر قرآن کریم  - نویسنده محمد عینی زاده موحد - ویراستار: احمد زاده

فهم کلام خدا

 

 

فلسفه علمی دینداری و احکام دینی: تحلیلی علمی بر دلایل دیندار بودن و حرمت یا وجوب برخی از احکام الهی  - نویسنده: علی اصلی - نشر بلور

 

 

علمی دینی

 

این کتاب ها رو می تونید از نمایشگاه کتاب با تخفیف بخرید.  منتظر نظراتتان هستم. ف.گلناری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۹ ، ۱۱:۳۸
فاصله گلناری

پاسخ به یک شبهه پیرامون وجود امام زمان:

بسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 

 

اثبات ادعای دروغ جعفر کذاب مبنی بر عقیم بودن امام حسن عسکری (ع) :

 

 

یکی از دلایلی که بسیاری به آن اکتفا میکنند وآن را سند مهم وموثقی میدانند برای آنکه اثبات کنند امام حسن عسکری (ع) عقیم بوده وفرزندی نداشته است که بخواهد امام زمان باشد جعفر کذاب برادرامام است
زیرا اوکه برادر امام حسن (ع) بودهمواره چه هنگام زنده بودن برادرش امام حسن وچه هنگام شهادت برادرش ادعا میکرد که امام حسن (ع) عقیم بوده وهیچ فرزندی نداشته است وخود را امام وجانشین ایشان معرفی میکرد وی از طرف برخی مردم امام فرض می‌شد(1) 
لازم به ذکر است که : شیعیان دوازده‌امامی، جعفر (برادر امام حسن عسکری (ع) و از مدعیان اصلی جانشینی او) را «جعفر کذّاب» می‌نامند. به عقیدهٔ شیعیان جعفر کذاب ویژگی‌های امامت را نداشته. و هنگام نماز گزاردن بر بدن امام، فرزندش حجت بن الحسن بر او نماز گزارد و شک را از شیعیان برداشت.زیرا به گفته ووصیت خود امام حسن عسکری (ع) در زمان حیاتش کسی که بر پیکر من نماز گزارد او جانشین من است ومیدانیم که امام بر پیکر امام نماز میگذارد ...
سئوالی که ما از این افراد داریم (خصوصا بعضی از سنی مذهبان ) 
آیا تاریخ را کامل خوانده اند وشناخت عمیق روی شخصیت مبتذل جعفر کذاب دارند که ادعای او را میپذیرند ؟آیا قبول ندارند که از خصوصیات مهم وشاخص امام معصومیت وعلم اوست در حالی که جعفر هیچ کدام را که نداشت هیچ ، بلکه فردی عیاش وگناهکار بود وحتی احکام معمولی دین را هم نمیدانست !!؟ 
این نوشتار بر آن است گذری اجمالی بر زندگی و عملکرد جعفر برای رسیدن به جایگاهی که مستحق آن نبوده داشته و بر بررسی روایات و مطالب پیرامون وی و اقداماتش بپردازد.
ما قضاوت را به خواننده گان گرامی میسپاریم

 

بیوگرافی جعفرکذاب :
هر چند در رابطه با تولد، نحوه زندگی و کلاً بیوگرافی جعفر در منابع، مطالب چندانی ذکر نشده است ولی در مورد اقدامات وی پس از شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) و آغاز غیبت صغرای امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به برخی مسائل هر چند کوتاه و مختصر اشاراتی شده است. شیخ مفید (م 413هـ.ق) برای امام هادی(علیه السلام)، پنج فرزند ذکر نموده است که عبارتند از: امام حسن عسکری(علیه السلام)، حسین، محمد، جعفر و عایشه و فخر رازی (م 606هـ.ق) به غیر از این پنج تن، علی، موسی، فاطمه و بریهة را نیز بر فرزندان آن حضرت افزوده است و طبری (م 358هـ) در ذکر فرزندان آن حضرت «دلالة» را نیز از دختران امام هادی(علیه السلام) برشمرده است. 
ولی نسل آن حضرت فقط از دو فرزندش یعنی امام حسن عسکری(علیه السلام) و جعفر می‌باشددر برخی منابع گفته میشود که
مادر جعفر کنیزی به نام «حدق» بوده است.وبرخی مادرش را سوسن میدانند منابع به تاریخ تولد جعفر اشاره‌ای ننموده‌اند، ولی با توجه به اینکه وی در 45 سالگی و در سال 271هـ.ق وفات کرده می‌توان نتیجه گرفت که تاریخ تولد وی در حدود سال 226هـ.ق بوده است. 

اندوه امام هادی علیه السلام در هنگام ولادت جعفر کذاب :
شیخ صدوق در کمال‌الدین در روایتی از صالح بن عبدالله آورده که وی گوید: مادرم فاطمه دختر محمد بن هیثم معروف به ابن سیابه در روز تولد جعفر در خانه امام هادی(علیه السلام) بود و نقل می‌کرد: هنگام ولادت جعفر در خانه امام هادی (ع) بودم. همه اهل خانه، به جز خود امام (ع)، خوشحال بودند. از ایشان سؤال کردم: «مولای من! چرا شما را خوشحال نمی بینم؟» حضرت فرمود: « در آینده علت این امر بر تو روشن خواهد شد چرا که او افراد بسیاری را گمراه خواهد کرد»(2) 
این فرمایش حضرت بنا به گفته مرحوم صدر بعدها آشکار شد چرا که جعفر در دوران جوانی از تعالیم اسلام روی برگردانید و به لهو و لعب پرداخت تا آن‌جا که امام هادی(علیه السلام) اصحاب خویش را از معاشرت با فرزندش منع می‌نمود. 
امام هادی(ع) به بسیاری از یارانش فرمودند :
«اجتناب کنید از پسر من، جعفر، زیرا که او برای من، بمنزله نمرود(پسرنوح ) است نسبت به حضرت نوح که خداوند عزوجل فرمود در حق او: «نوح گفت پسر من از کسان منست .» سپس خداوند می فرماید: «ای نوح او از کسان تو نیست که آن عملی است غیر صالح »(3) ،
جعفر مردی عیاش و نااهل و شرابخوار و از مدعیان امامت بود.وهمواره در مجالس بزم وشرابخواری شرکت میکرد واغلب مست بود وبسیار باعث ناراحتی پدر وبرادرش امام حسن عسکری (ع) میشد 
کنیه جعفر ابوعبدالله و از القاب معروفش ابوالکراین (پدر فرزندتان بسیار)و «کذاب» بود و از آن جهت به او «کرین» لقب دادند که اولاد و احفاد بی‌شماری داشت تا آن‌جا که در برخی از منابع آنان را در حدود 120 نفر ذکر نموده‌اند. بیشتر این افراد از شش پسر جعفر یعنی: اسماعیل، طاهر، یحیی، هارون، علی و ادریس بودند. فرزندان جعفر را به جهت انتسابشان به امام رضا(علیه السلام) «جد بزرگوارشان»، رضویون می‌نامیدند. 
از فرزندان معروف جعفر می‌توان به ابو رضا محسن بن جعفر که در ایام المقتدر بالله عباسی در دمشق به سال 300هـ خروج نمود و نیز به عیسی بن جعفر که فردی عالم و فاضل و استاد ابو محمد هارون بن موسی تلعکبری بود اشاره کرد. تلعکبری در سال 325هـ.ق در نزد او به آموختن علم حدیث پرداخته و از وی اجازه روایت أخذ نموده است. 
لقب دیگر وی که در تاریخ بیشتر به این لقب مشهور شده «کذّاب» است. 

دلیل ملقب شدن جعفر بن علی به جعفرکذاب :
وی پس از شهادت پدرش امام هادی (ع) ادعای امامت کرد ولی حضرت امام حسن عسگری علیه السلام اجازه هیچگونه خودنمایی را به او نداد تا این که پس از شهادت امام حسن عسگری علیه السلام و آغاز غیبت صغری امام مهدی، او فرصت یافت دوباره ادعای امامت کند و با دروغ، جمعی را به گمراهی بکشاند و از این رو به جعفر کذاب شهرت یافت. 
منشأ و علت چنین لقبی را شیخ صدوق در کمال الدین، راوندی در الخرائج و الجرائح، مرحوم علامه ابو منصور احمد بن علی طبرسی در الاحتجاج و امین الاسلام فضل بن حسن طبرسی در اعلام الوری باعلام الهدی از ابو خالد کابلی در ضمن روایتی چنین ذکر کرده‌اند که ابوخالد گوید:
روزی بر مولایم علی بن حسین زین‌العابدین(علیه السلام) وارد شدم و عرض کردم یابن رسول‌الله مرا آگاه کن از کسانی که خداوند عزوجل طاعت و مودّت آنها را واجب گردانیده است و واجب است بر بندگان خدا که بعد از رسول‌الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به آنها اقتداء کنند. آن حضرت فرمود: «اولین کسی که خداوند امام قرار داده و اطاعتش را واجب نمود امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(علیه السلام) است، پس از آن امام حسن(علیه السلام) و سپس امام حسین(علیه السلام) از فرزندان علی بن ابی‌طالب(علیه السلام)، پس از آن، این امر به من رسیده است.» آن حضرت این را گفت و ساکت شد. عرض کردم: ای سرور من از امیرالمؤمنین روایت شده است که زمین از حجت خدای عزوجل خالی نمی‌ماند پس حجت و امام پس از شما کیست؟ فرمود: فرزندم محمد و اسم او در تورات باقر است و او علم را می‌شکافد شکافتنی، و او حجت و امام بعد از من است و پس از او فرزندش جعفر است که اسمش در نزد اهل آسمان‌ها صادق است. عرض کردم: چگونه اسم او صادق است در حالی که همة شماها صادق هستید. فرمود: پدرم از پدرش و او نیز از رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) روایت کرد که آن حضرت فرمود: زمانی که فرزندم جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب(علیهم السلام) متولد شد او را صادق نام بگذارید؛ چرا که پنجمین نسل از فرزندان او متولد می‌شود که نام او نیز جعفر است و ادعای امامت می‌کند و بر خداوند دروغ می‌بندد و او نزد خداوند، جعفر کذّاب است زیرا به خداوند افتراء می‌بندد و چیزی را ادعا می‌کند که اهل آن نیست در آن روزی که خداوند ولی خود را مستور گرداند، با پدرش مخالفت می‌کند و بر برادر خود حسادت می‌ورزد. حضرت امام سجاد(علیه السلام) این را فرمود و گریه سختی نمود سپس فرمود: گویا جعفر کذاب را می‌بینم که طاغوت زمانش را برای تفتیش امر ولی‌الله وادار می‌کند. کسی که غائب و در پناه خداست و بر حرم پدرش وکیل می‌باشد. این در حالی است که جعفر به ولادت آن حضرت جاهل و ناآگاه است و اگر به او دست یابد به قتل او حریص است، و به میراث او چشم طمع دوخته تا آن‌که آنها را بدون حق بگیرد و تصاحب کند. ابو خالد گوید عرض کردم: یابن رسول‌الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) این امر واقع می‌شود؟ فرمود: بله به خدا قسم این مکتوب است در صحیفه‌ای که در پیش ماست و در آن صحیفه هر چه از سختی‌ها پس از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بر ما می‌رود مذکور است.(4) 
با توجه به این روایت، جعفر بنا به اقداماتی که در راستای مخالفت با برادر بزرگوارش و نیز برای گرفتن امامت پس از او و همراهی نمودنش با طاغوت زمان که در بُرهه ‌ای از زندگی خویش انجام می‌دهد در نزد خداوند «کذاب» شمرده شده و در صحیفه ائمه هدی(علیهم السلام) نیز این امر ثبت شده است. 
امام زمان(ع) نیز طى توقیع هایى او را دروغگو دانست به همین جهت در میان شیعیان به جعفرکذاب مشهور شد. (5)
ملقب شدن او به کذاب از نشانه های نبوت وبهترین گواه راستگویی امامان معصوم است که سالها پیش از ولادت جعفر از پیامبر اکرم (ص)، کذاب بودن اورا نقل کرده اند امام زین العابدین (ع) 200 سال پیش از ولادت جعفر از او خبر داده ،از اسم ولقب او سخن گفته است ودوقرن بعد آنچنانکه فرموده تحقق یافته است 

امام زمان
آیا برای کسی که از مرکز وحی الهام نگرفته باشد چنین جرات وشهامت هست که بگوید بعد از دویست سال برای من چنین نواده ای به دنیا خواهد آمد ودارای چنین اوصافی خواهد بود !!!
هنگامی که جعفر از وجود بقیة الله آگاه شد همان کاری را کرد که امام سجاد (ع) پیش بینی کرده بود ...تامل در این اوضاع ورفتار غیر انسانی جعفر برای اثبات حقانیت رسول اکرم (ص) وامامان معصوم (ع) کافی است 
جعفر کذاب که مدتی مدید در ایام پدر و برادر و برادرزاده‌اش عنان اختیار از کف داد و در طلب مقام و موقعیت چند روزه دل این بزرگواران را به درد آورد و در مواقعی، موقعیت آن حضرات را به مخاطره انداخت
صاحب منتهی الاَّمال می نویسد: «و اما جعفر، پس مثلش مثل فرزند حضرت نوح پیغمبر علیه السلام است و ملقب به کذاب است و ادعا کرد امامت را به غیر حق و گمراه کرد مردم را و فروخت زن حره ٔآزاد از آل جعفر را و اخبار بسیار در مذمت او وارد شده ». (6) 


جعفر در ایام پدر و برادر گرامیش
الف : جعفر در ایام پدر بزرگوار خود :
جعفر ایام کودکی و نوجوانی و جوانی خویش را در حیات پدرش امام هادی(علیه السلام) سپری نمود و در شهادت پدرش سال 254هـ.ق در حدود 28 سال بیش نداشت. در طول این مدت تنها مطلبی که در رابطه با وی در منابع متقدم ذکر شده جریان تولد وی و عدم سرور و خوشحالی امام هادی(علیه السلام) از این واقعه می‌باشد که شیخ صدوق در کمال الدین، شیخ طوسی در کتاب الغیبة و علامه مجلسی در بحارالأنوار آن را ذکر کرده‌اند. 
و روایت دیگری را ابن حمدان خصیبی (م 334هـ) در الهدایة الکبری از امام هادی(علیه السلام) ذکر می‌کند که آن حضرت فرمودند: از فرزندم جعفر دوری کنید چرا که مَثَل من و فرزندم مَثَل نوح و فرزندش حام می‌باشد آن‌جا که نوح عرض کرد:
«... رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی». 
و خداوند فرمود: 
«یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ». (7) 
این دو روایت که هر دو از امام هادی(علیه السلام) می‌باشند نشان از آگاهی امام از اقدامات آتی وی و عدم رضایتش از وی می‌باشد و از روایات دیگری که از امام حسن عسکری(علیه السلام) در رابطه با جعفر ذکر شده به نظر می‌رسد که جعفر در جوانی و در ایام حیات پدرش امام هادی(علیه السلام) نیز برخلاف سیره و روش پدر و اجداد طاهرینش عمل می‌نموده و باعث ناخشنودی آن حضرت می‌گردید. 
احمد بن سعد کوفى مى گوید: 
«به همراه گروهى از شیعیان نزد امام هادى(ع) رسیدیم و از امامت بعد از ایشان سؤال کردیم و گفتیم که برخى مى گویند امام بعد از شما، جعفر است و نه حسن.
امام فرمود: [از این سخن ] بپرهیزید، همانا جعفر دشمن من است؛ اگرچه فرزند من است. همچنین او دشمن برادرش حسن است و حسن او امام بعد از من است...».
امام هادی (ع) در جایی دیگردرمورد جعفر می فرماید: او از تعالیم دین خارج، و زیر بار فرمان من نیست (8). 
شیخ طوسى، در ضمن حدیثى که نقل می کند واز شرابخوارى ومستى جعفر حکایت می کند، می گوید: کارهاى زشت وگفتارهاى ناهنجارى که از وى روایت شده، به قدرى زیاد است که نمی توان احصاء نمود... جعفر بن على، چون از طرف دستگاه بنى عباس تقویت می شد و آن عنصر فاسد را عامل خود دانسته ودر مقابل امام حسن عسکرى (ع) تقویت می کردند،

ب : جعفر وامام حسن عسکری (ع):
از بیانات امام حسن عسکری(علیه السلام) مشخص می‌شود که پس از شهادت امام هادی(علیه السلام)، جعفر در مسأله امامت، طمع داشته و نسبت به برادر خود حسد می‌روزیده است. خصیبی در ضمن روایتی که در رابطه با جعفر ذکر می‌کند، آورده است که امام حسن عسکری(علیه السلام) فرمودند: در آینده از اعمال و کردار جعفر بر شما اموری آشکار می‌شود، به خدا قسم مَثَل من و او مثل هابیل و قابیل از فرزندان آدم است، آن‌جا که قابیل بر هابیل در آن‌چه خداوند بر او از فضلش بخشیده بود، حسد ورزید و او را به قتل رسانید و اگر برای جعفر هم زمینه‌اش آماده باشد مرا به قتل می‌رساند ولکن خواست و امر خداوند چنین نیست که او موفق به این امر گردد.(9) 
از مواردی که در رابطه با اعمال سوء جعفر در حیات برادرش امام حسن عسکری(علیه السلام) می‌توان برشمرد استفاده مفرط وی از مسکرات بود که بسیار باعث رنجش خاطر آن حضرت می‌شد.
شیح طوسی از سعد بن عبدالله و او از چند نفر از جمله ابوهاشم داود بن قاسم جعفری که به خاطر قتل عبدالله بن محمد عباسی در زندان به سر می‌بردند، نقل می‌کند که شبی در زندان بودیم که امام عسکری(علیه السلام) و برادرش را دستگیر و به زندان آوردند. ما پس از احوالپرسی از آن حضرت، او و برادرش را در صدر مجلس جای دادیم. در این میان جعفر که در کنار برادرش نشسته بود با صدای بلند گفت: «واشطناه» یعنی نام کنیز خود را برد و این در حالی بود که آثار مستی وجودش را فرا گرفته بود. امام(علیه السلام) بر او ناراحت شده فرمودند: ساکت باش و طولی نکشید که جعفر در آنجایی که نشسته بود به خواب رفت. (10) 
قطب‌الدین راوندی و علامه مجلسی نیز به این روایت اشاره کرده‌اند. شیخ مفید هم در ضمن بیان مناقب و معجزات امام حسن عسکری(علیه السلام) روایتی نقل می‌کند که در آن به شرب خمر و فسق و فجور جعفر اشاره شده است. شیخ صدوق نیز به هنگام نقل جریان ورود کاروان قمی‌ها پس از شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) به سامراء آورده است که وقتی اهل کاروان از وارث آن حضرت سؤال کردند، آنها را به جعفر بن علی ارجاع دادند و چون پرسیدند که جعفر کجاست؟ گفته شد که جعفر در کنار دجله همراه آوازخوانان مشغول شرب خمر می‌باشد که این امر در ابتدا باعث انصراف کاروان قمی‌ها از رفتن به پیش جعفر شد. 
بااین حال امام حسن عسکری (ع) همواره به جعفر محبت میکردبه عنوان مثال میتوان از تلاش امام حسن عسگری علیه السلام برای رهایی جعفر کذاب از زندان نام برد که :
معتمد ، امام را با برادرش، جعفر کذاب ، به زندان انداخت و هر روز و هر لحظه سراغ امام را می گرفت. زندانبانان به او می گفتند روزها روزه است و شب ها مشغول نماز. تا این که یک روز معتمد به علی بن جرین که مأمور مراقب امام بود، گفت:«نزد حسن عسگری برو و به او از طرف من سلام برسان و بگو به خانه‌اش برگردد.» 
علی بن جرین نزد امام رفت. دید امام در زندان نشسته و لباس و کفشش آماده است. علی بن جرین پیام معتمد را داد. امام برخاست و سوار بر مرکب شد، اما حرکت نکرد. علی بن جرین گفت:«چرا ایستاده‌اید؟!» 
فرمود:« ایستاده‌ام که برادرم جعفر هم بیاید.» 
علی بن جرین عرض کرد:«اما خلیفه فقط دستور آزادی شما را داده است.» 
فرمود:«نزد خلیفه برگرد و بگو من و جعفر با هم از خانه خارج شده ایم و اگر من تنها برگردم برای او (خلیفه) خوب نیست.» 

 

تولد امام زمان

برادران اهل سنت معتقدند که امام زمان (ع) هنوز به دنیا نیامده است، چه استدلال عقلی برای طولانی بودن عمر ایشان وجود دارد؟ اگر ما معتقد باشیم که بعداً به دنیا می‌آید چه تبعاتی دارد؟ 

پنهان کاری امام حسن عسکری (ع) درباره امام مهدی (عج) چگونه با وجوب معرفت امام سازگار است؟

پرسش

شیعیان روایت می‌کنند امام حسن عسکری (ع) (پدر امام منتظر) فرمان داد خبر تولد فرزندش (امام مهدی) (عج) از همه پنهان شود به جز افراد مورد اعتماد. از طرفی برخلاف این می‌گویند: هر کس امام را نشناسد او خدا را نشناخته، و کسی دیگر غیر از خدا را می‌پرستد! و اگر در این حالت بمیرد بر کفر و نفاق مرده است! سپس چرا پدرش این قدر متشدد بوده که براى شیعه چنین چیزهای سخت و دشوارى انتخاب کرده است؟!

پاسخ اجمالی

امام شناسی در تفکر شیعی از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ زیرا بدون شناخت امام، خدا شناسی و پیامبر شناسی صحیح نیز امکان ندارد؛ چرا که از طریق امام و با ارشاد و راهنمایی او است که می توان به شناخت درستی از خدا و رسول او رسید. از این رو بسیاری از کسانی که از شناخت واقعی امام باز مانده اند در دیگر اصول عقاید خویش به بیراهه رفته اند.

 

شناخت امام به معنای مشاهده و شناخت فیزیکی و چهره به چهره او نیست. بسیاری از افراد بودند که امام زمان خویش را می دیدند، ولی نصیبی از شناخت امام نداشتند.

همان گونه که در باره پیامبر نیز بسیاری؛ مانند ابو جهل ها بودند که او را می­دیدند و با وی حشر و نشر داشتند، ولی به شناخت پیامبر دست نمی یافتند.

در مقابل، فردی همچون اویس قرنی با این که در طول عمر خود یک بار هم پیامبر را مشاهده نکرد. اما از چنان شناختی نسبت به پیامبر برخوردار بود که پیامبر از او تمجید کرد.

شناخت امام به معنای شناخت مقام و منزلت او پیش خدا و نقشی است که او در نظام هستی دارد. در این شناخت دیدن امام ضرورت ندارد. امام حسن عسکری (ع) با راهنمائی ها و ارشادات خود و بیان حقایق در باره امام دوازدهم این نوع شناخت را در اختیار مردم و شیعیان قرار داده است.

 

پاسخ تفصیلی

امامت در تفکر اسلامی اهمیت بسیاری دارد. از تعالیم قرآن به دست می آید که مقام امامت برتر از مقام نبوت است؛

زیرا خداوند پس از آن که ابراهیم (ع) را در زمان نبوتش مورد آزمایش­های گوناگون قرار داد، به وی منصب امامت داد: “به یاد آور هنگامی را که پروردگار ابراهیم او را به آزمون هایی آزمود وی آن آزمون­ها را به اتمام رساند، خداوند فرمود تو را پیشوای مردم قرار دادم”.[۱]

به خاطر همین جایگاه منیع امامت است که گزینش انتصاب امام از توان عقل بشر بیرون و یک امر الاهی است. ب

ه همین جهت اختلاف شیعه و سنی در این مسئله تنها اختلاف درباره مصداق امام نیست، که بعضی ها تصور می کنند. تعریف امامت در نزد دو گروه کاملا متفاوت است. امامت از دیدگاه شیعه مسئله ای کلامی و از اصول دین است؛

زیرا اعتقاد به انتصاب امام از سوی خداوند دارد، ولی اهل تسنن ان را مسئله ای فقهی و از فروع دین می داند؛ چون به انتخاب امام از طرف مردم اعتقاد دارند.

angelangelangel

در احادیث اسلامی، امامت و امام شناسی جایگاه والایی دارد. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: “کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است”.[۲] از این روایت و سایر روایت هایی که به همین مضمون وارد شده است، وجوب شناخت امام و امام شناسی فهمیده می شود؛ زیرا فهم عمیق و کامل از توحید بدون شناخت از طریق امامت (با تعریف شیعه) ممکن نیست.[۳] فهم صحیح از اصول عقاید دینی تنها از طریق امامت حاصل می شود. از این رو آنان که از این طریق دور افتاده اند، در فهم مسائل اساسی و اصول دین به انحراف رفته اند.

 

اما مراد از این شناخت، رؤیت با چشم و چهره به چهره نیست. هم چنان که مراد از پیامبر شناسی، دیدن و مشاهده صورت ظاهری پیامبر نیست.

شاید بتوان گفت که رؤیت جسم امام کمترین نقش را در شناخت او دارد . از این رو اویس قرنی با وجود این که در تمام عمرش حتی یک بار هم پیامبر اکرم (ص) را ندید، ولی از معرفت بالایی نسبت به رسول خدا (ص) برخوردار بود.

در بارۀ روایات ولادت امام زمان (ع) چند مطلب را باید متذکر شویم : 
اولا: همۀ این روایات ضعیف نیستند بلکه در میان آنها حدیث صحیح، موثق و حسن نیز وجود دارد. علاوه این که اکثر افرادی که درباره آنان تضعیفی وارد شده ، توثیقاتی هم دارند. 
ثانیا: باید دانست که بسیاری از احادیثی که در اصطلاح متأخرین ضعیف است، به عقیدۀ قدمای شیعه در شمار احادیث صحیح است؛ زیرا آنان ملاک صحت را وثوق و اعتماد به صدور حدیث از امام می دانستند و پاره ای از احادیث ضعیف، مورد اعتماد پیشوایان علم الحدیث بوده است.



جواب اجمالی:
در بارۀ روایات ولادت امام زمان (ع) چند مطلب را باید متذکر شویم :
اولا: همۀ این روایات ضعیف نیستند بلکه در میان آنها حدیث صحیح، موثق و حسن نیز وجود دارد. علاوه این که اکثر افرادی که درباره آنان تضعیفی وارد شده ، توثیقاتی هم دارند.
ثانیا: باید دانست که بسیاری از احادیثی که در اصطلاح متأخرین ضعیف است، به عقیدۀ قدمای شیعه در شمار احادیث صحیح است؛ زیرا آنان ملاک صحت را وثوق و اعتماد به صدور حدیث از امام می دانستند و پاره ای از احادیث ضعیف، مورد اعتماد پیشوایان علم الحدیث بوده است.
ثالثا: اگر اکثر آن احادیث ضعیف باشند ولی چون کثیرند و روات و نویسندگان آنها نیز زیادند بعض آن احادیث بعض دیگر را تقویت می کند و بر روی هم مفید یقین می گردند. به عبارت دیگر راجع به تولد امام زمان مهدی موعود(عج) سنّی و شیعه احادیث زیادی نقل کرده اند و یک امر مسلمی است . هر چند ادعای تواتر لفظی بر این احادیث نمی توان کرد ولی شکی نیست متواتر معنوی هستند یعنی از مجموع این روایات انسان یقین به تولد امام زمان(عج) پیدا می کند.


جواب تفصیلی:
قبل از این که به این سؤال پاسخ بدهیم، توضیح بعضی از اصطلاحات حدیثی راه گشا خواهد بود:
۱) حدیث متواتر:
«متواتر» در لغت، آمدن یکی پس از دیگری بلافاصله است. در اصطلاح علم الحدیث، منظور: خبر جماعتی است که فی حدّ نفسه نه به ضمیمه قرائن، اتفاق آنان بر کذب، محال و در نتیجه موجب علم به مضمون خبر باشد. به عبارت دیگر: علمای شیعه خبری را متواتر می دانند که تعداد راویان در هر طبقه از سلسله سند آن به حدی باشد که مفید علم و یقین به صدور آن روایت از معصوم (ع) شود و تعداد افراد در هر طبقه را بر حسب موارد، مختلف شمرده اند و عدد خاصی برای تعداد راویان معین نکرده اند و ملاک را حصول علم و یقین به کلام معصوم می دانند و از این نظر فرقی بین متواتر لفظی، معنوی و اجمالی وجود ندارد.[۱]
۲) تواتر به «لفظی»،«معنوی»و«اجمالی» تقسیم می شود.
«تواتر لفظی»، خبری است که مفاد آن در روایات کثیره به الفاظ مخصوص و همسان هم نقل شود و این معنا به ندرت در اخبار وجود می یابد.
«تواتر معنوی» آن است که مورد تواتر ، مفاد مشترک چند حدیث باشد و به عبارت دیگر معنای التزامی قضیه، متواتر باشد؛ مانند شجاعت امیرالمؤمنین (ع) که از منقولات تاریخ به تواتر رسیده است.
«تواتر اجمالی» عبارت است از علم به صحت یکی از چند حدیثی که در یک موضوع وارد شده باشد؛ مانند حجیت خبر عادل.
خبر «آحاد»، خبری است که فقط یک یا چند نفر آن را نقل کرده باشند و فی حدّ نفسه و بدون ضمیمه و قرینه از گفته آنان علم به مضمون خبر حاصل نشود. [۲]
۳) اقسام حدیث:
محدثین شیعه حدیث را به چهار قسم زیر تقسیم کرده اند:
۱. صحیح : و آن خبری است که سلسله سند توسط رجالی موثق و امامی مذهب به معصوم منتقل گردد.
۲. حسن: خبری است که رجال سند تماماً و در هر طبقه امامی مذهب و ممدوح باشند، ولی تنصیص بر عدالت هر یک نشده باشد.
۳. موثق: خبری است که نسبت به کلیه افراد ناقلین ، تنصیص به توثیق شده باشد ، گرچه بعضی از رجال سلسله سند غیرامامی می باشند.
۴.ضعیف: خبری است که حداقل یکی از شروط این خبرها را نداشته باشد.
۴) روایات ضعیف:
بزرگان حدیث ، ضعیف را از آن رو نقل کرده اند که شاهد باشد نه به تنهایی ملاک عمل واقع شود.
حال با توجه به مطالب فوق در بارۀ روایات ولادت امام زمان (ع) متذکر می شویم :
اولا: همۀ این روایات ضعیف نیستند بلکه در میان آنها حدیث صحیح، موثق و حسن نیز وجود دارد[۳]. علاوه این که اکثر افرادی که دربارۀ آنان تضعیفی وارد شده ، توثیقاتی هم دارند و این که گفته می شود تضعیف بر تعدیل مقدم است در همه جا و به طور اطلاق اینگونه نیست که تضعیف بر تعدیل مقدم باشد؛ زیرا ممکن است صفت مخصوصی، در نزد تضعیف کننده از اسباب ضعف شمرده شود، در صورتی که دیگران آن را از اسباب ضعف ندانند. پس در صورتی به قول تضعیف کننده ترتیب اثر داده می شود که علت تضعیفش را بیان کند. عسقلانی در مقدمه کتاب لسان المیزان نوشته است: در صورتی تضعیف بر تعدیل مقدم می شود که علت آن ثابت و تعیین شده باشد و در غیر آن صورت، کلام تضعیف کننده اعتبار ندارد. پس نمی توان به طور اطلاق و عموم گفت: همه جا تضعیف بر تعدیل مقدم است. اگر بنا باشد به تمام تضعیفات ترتیب اثر بدهیم کمتر حدیثی از طعن و قدح سالم می ماند.
ثانیا: باید دانست که بسیاری از احادیثی که در اصطلاح متأخرین ضعیف است، به عقیده قدمای شیعه در شمار احادیث صحیح است؛ زیرا آنان ملاک صحت را وثوق و اعتماد به صدور حدیث از امام می دانستند و پاره ای از احادیث ضعیف مورد اعتماد پیشوایان علم الحدیث بوده است؛ زیرا اصطلاح متأخرین، با چشم پوشی از قراین و ضمایم خارجیه است. از این رو، چون احادیث مزبور به واسطه قرائنی مورد وثوق و اعتماد متقدمین بوده، صحت آنها بی ملاک نیست.[۴]
ثالثا: اگر اکثر آن احادیث ضعیف باشند ولی چون کثیرند و روات و نویسندگان آنها نیز زیادند بعض آن احادیث بعض دیگر را تقویت می کند و بر روی هم مفید یقین می گردند. به عبارت دیگر راجع به تولد امام زمان مهدی موعود(عج) سنّی و شیعه احادیث زیادی نقل کرده اند و یک امر مسلمی است .هر چند ادعای تواتر لفظی بر این احادیث نمی توان کرد ولی شکی نیست که متواتر معنوی هستند یعنی از مجموع این روایات انسان یقین به تولد امام زمان(عج) پیدا می کند.
ادله تاریخی و روائی ولادت و حیات حضرت مهدی (ع) زیاد است ؛ ما برای نمونه به چند سند تاریخی اشاره می کنیم :
۱.بسیاری از دانشمندان نامدار اهل سنت پذیرفته ودر کتاب هایشان متذکر شده اند که : مهدی موعود فرزند امام حسن عسکری (ع) است ودر سامراء در سال ۲۵۵ هجری متولد شده است و در پس پرده زندگی می کند و روزی به امر خداوند ظهور خواهد کرد
۲.امام عسکری (ع) قبل از ولادت فرزندش امام مهدی (عج)از ولادت حضرت خبر داده بود، از جمله به عمه اش «حکیمه خاتون»فرمود: در شب پانزدهم شعبان فرزندم مهدی از نرگس خاتون متولد می شود.
محمد بن علی بن حمزه گوید از امام عسکری (ع) شنیدم: حجت خدا بر بندگان و امام و جانشین من در پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ در هنگامه طلوع فجر است.
امام عسکری (ع) افزون بر این که قبل از ولادت امام مهدی بشارت داد و بعد از تولد به خواص خبر داد که مهدی موعود ولادت یافته است، گام دیگری برداشت ،و آن این بود که برای افزایش ایمان و اطمینان شیعیان، فرزندش امام مهدی را به تعدادی نشان داد.
ابراهیم بن محمد گوید: در خانه عسکری کودک زیبایی را دیدم، از حضرت پرسیدم: یابن رسول الله این کودک کیست؟ حضرت فرمود «این کودک من است. این جانشین من است ».
امام حسن عسکری (ع) با وجود اوضاع خطرناک، باز هم برای هدایت مردم، فرزندش را به گروه کثیری از معتمدین نشان داد و تولدش را به جماعتی از ثقات خبر داد.
ولی در عین حال سفارش می کرد که موضوع را از دشمنان مکتوم دارند.
بعد از بشارت های امام عسکری (ع) و نشان دادن فرزند بزرگوارشان مهدی ،به خواص و افراد مورد اطمینان فرمودند که اینک نوبت خواص است که اقدام نمایند و وجود امام مهدی را به اطلاع دیگر شیعیان برسانند تا آنان را از شک و حیرت نجات دهند.
افرادی همانند حکیمه خاتون ،حسن بن حسین علوی ، حسن بن منذر معاویه بن حکیم ، علی بن بلال ،احمدبن هلال ،احمد بن اسحاق ، علی بن ابراهیم مهزیار و دیگران کوشیدند و ولادت امام مهدی (عج)را به اطلاع شیعیان رساندند.
بعد از شهادت امام عسکری (ع) ، امام مهدی (عج) از طریق نشان دادن کرامت ها و شواهد صدق در برخی موارد مستقیماً توسط امام مهدی (عج) و در برخی موارد با واسطه سفیران به شیعیان بیان می شد.
اسحاق بن یعقوب می گوید: از عثمان بن سعید شنیدم که می گفت : مردِی از اهل عراق نزد من آمد و مالی را برای امام (ع) آورد، حضرت آن را پس داد و فرمود: حق پسر عمویت را که چهارصد درهم است، از آن بپرداز۱ آن مرد مبهوت و متعجب شد و حساب اموال خود را بررسی کرد و معلوم شد که پسر عمویش چهارصد درهم از او طلب دارد. آن را برگرداند، سپس مبلغ باقی مانده را تسلیم حضرت نمود و حضرت پذیرفت.[۵]
علاوه این که عدۀ زیادی از علما و معتمدین که تردیدی در سخنانشان نیست به گونه های مختلف به محضر آن حضرت شرفیاب شدند. نتیجه این که با توجه به اخبار فراوان پیرامون ولادت حضرت بقیة الله و با توجه قرائن دیگر مانند ملاقات ها، هر شخص منصف و بی غرضی یقین و قطع به وجود مقدس امام عصر پیدا می کند.
برای اطلاع بیشتر به سؤال ۱۳۶۹ (سایت: ۱۳۹۷) نمایه دلایل عقلی و نقلی زنده بودن امام زمان(عج) مراجعه کنید.


--------------------------------------------------------------------------------

[۱] . نمایه شماره ۲۴۱۲ (سایت: ۲۵۲۹)، جواب اجمالی.
[۲] . مدیر شانه چی، کاظم، علم الحدیث ، ص ۱۶۹ - ۱۷۱، دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ شانزدهم ، ۱۳۸۱.
[۳] برای نمونه به کافی مراجعه شود: (کتاب الحجه ، باب الاشاره والنص الی صاحب الدار(ع) ، حدیث۲) ج۱ ، ص۳۲۸ ، چاپ چهارم ، ناشر: دار الکتب الإسلامیة ، تهران ، سال ۱۴۰۷ ق.
[۴] . همان، ص ۱۷۳ و ۱۷۴ .

 

 

وجود امام زمان

نحوه تولد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در منابع تاریخی چگونه منعکس شده است؟
پاسخ اجمالی:

تلاش های حکومت عباسی در سامرا و بغداد برای کنترل زندگی امام حسن عسکری(ع) و جستجوی شدید سلطان وقت و کوشش بی امان برای یافتن آخرین حجّت خدا، ولادت آن حضرت را بر همگان مخفی ساخت. در روایات امامان(ع) به ولادت اسرارآمیز آن حضرت اشاره شده و حتی این مطلب یکی از دلایل شناخت وی تعیین شده بود. تلاش بی وقفه بنی عباس برای یافتن فرزندی از امام یازدهم، در بیشتر منابع تاریخی گزارش شده است.

پاسخ تفصیلی:

تلاش‌ هایی که عباسیان حاکم در «سامرا» و «بغداد» برای کنترل زندگی امام حسن عسکری(علیه السّلام) به عمل آورده بودند، اختفای مسأله مهم تولّد امام زمان(علیه السّلام) را کاملاً توجیه می‌ کند. همچنین این نکته را که در آن زمان‌ ها، مسأله غیبت آن حضرت بر سر زبان‌ ها بوده و بنی عباس در صدد بودند تا به هر طریق ممکن، راه امامت را بر شیعه مسدود سازند، روشن می‌ کند.
شیخ «مفید» در آغاز شرح حال امام زمان(علیه السّلام) می‌ نویسد: به دلیل مشکلات آن دوران و جستجوی شدید سلطان وقت و کوشش بی‌ امان برای یافتن آخرین حجّت خدا، ولادت آن حضرت بر همگان مخفی ماند.(1) پیش از آن نیز در روایات امامان(علیهم السّلام) به ولادت اسرارآمیز آن حضرت اشاره شده و حتی این مطلب یکی از دلایل شناخت وی تعیین شده بود.(2)
تلاش بی‌ وقفه بنی عباس برای یافتن فرزندی از امام یازدهم، در بیشتر منابع تاریخی گزارش شده است. «احمد بن عبیداللّه بن خاقان» که کار خراج «قم» را بر عهده داشته، درباره موضوع کاوش خانه امام عسکری(علیه السّلام)، گزارشی داده که متن آن چنین است: «وقتی خبر بیماری امام عسکری(علیه السّلام) شایع شد، خلیفه به دنبال پدرم فرستاد. او به دار الخلافه رفت و همراه پنج تن از کارمندان نزدیک خلیفه که از معتمدان او بودند بازگشت. پدرم به آنان دستور داد تا خانه امام(علیه السلام) را در کنترل خود گرفته و لحظه به لحظه از احوال و اخبار وی اطلاع داشته باشند؛ آنگاه برخی از طبیبان را فرا خوانده و دستور داد شبانه روز بر بالین امام(علیه السلام) حضور داشته باشند.
پس از دو یا سه روز به او اطلاع دادند که امام(علیه السلام) ضعیف‌ تر شده است و او دستور داد طبیبان بر مراقبت‌ های خود بیفزایند؛ آنگاه پیش قاضی القضات رفت و از او خواست ده نفر از معتمدان خود را که از نظر دین و ورع، کاملاً به آنان اطمینان دارد به منزل امام عسکری(علیه السّلام) بفرستد که شبانه روز در آنجا باشند. این وضع ادامه داشت تا آن که امام(علیه السلام) وفات کرد. پس از این حادثه، خانه امام عسکری(علیه السّلام) به دستور خلیفه بررسی دقیق شد و همه چیز مهر و موم گردید و پس از آن تلاش‌ های پیگیرانه‌ ای برای یافتن فرزندی از آن حضرت آغاز شد؛ حتی کنیزان امام(علیه السلام) نیز تحت نظر قرار گرفتند تا معلوم شود کدام یک از آنها باردار است؛ یکی از آنها را که احتمال حمل درباره‌ اش می‌ رفت در حجره‌ای تحت مراقبت قرار دادند تا وقتی که باردار نبودن وی مسلم شد. آنگاه میراث امام(علیه السلام) را میان مادر و برادرش جعفر تقسیم کردند. در همین روایت، به دنبال گزارش مزبور، اشاره‌ ای به فرصت طلبی جعفر به منظور جانشینی برادرش شده است؛ از جمله آن که، وی از «عبیداللّه بن خاقان» خواست او را به عنوان جانشینی امام عسکری(علیه السّلام) اعلام و معرفی نماید و او تقاضای جعفر را رد کرد.(3)
روایت دیگری اشاره بدان دارد که برخی از شیعیان «قم»، بی‌ خبر از رحلت امام عسکری(علیه السّلام) برای پرداخت وجوه خویش به «سامرا» آمدند. پس از ورود به «سامرا»، کسانی آنها را پیش جعفر بردند. قمی‌ ها نخست در صدد امتحان جعفر بر آمدند؛ بدین منظور از وی پرسیدند: آیا او از مبلغ پولی که با خود آورده‌اند اطلاع دارد؟ جعفر پس از اظهار بی‌ اطلاعی گفت: تنها خدا از غیب آگاه است. در نتیجه قمی‌ ها از پرداخت پول به او خودداری کردند. در آن هنگام، شخصی آنها را به خانه‌ ای هدایت کرد و در آنجا پس از آن که مبلغ وجوهات به آنها گفته شد، پول را به شخصی که درست گفته بود تحویل دادند. جعفر این موضوع را به معتمد گزارش داد و به دستور او خانه امام و حتی خانه‌ های همسایگان آن حضرت تفتیش مجدد شد. در اینجا بود که کنیزی به نام «ثقیل» که گویا به خاطر حفظ جان امام زمان(علیه السّلام) ادعای بارداری کرده بود بازداشت شد و مدّت دو سال تحت نظر قرار گرفت تا اطمینان به عدم بارداری وی حاصل شد؛ سپس او را رها کردند.(4)
به طور مسلم، چنین حساسیت شدیدی از طرف دستگاه خلافت همراه با تحریکات جعفر، بدان سبب بود تا گذشته از کنترل امام دوازدهم، در صورت عدم دسترسی به آن حضرت، دست کم بتوانند اعلام کنند که امام حسن عسکری(علیه السّلام) فرزندی نداشته است. احضار افراد موثق در منزل امام نیز برای این بود تا به ادعای خود در این باره رنگ حقیقت داده و شیعیان را دچار حیرت و سردرگمی نمایند، چنانکه در ادامه همان نقل از شیخ «طوسی» افزوده شده: افراد مورد اعتماد مذکور که در خانه امام حضور داشتند، شهادت دادند که آن حضرت در گذشته است.(5) حقیقت آن است که مطابق طرح دقیق و منظمی که از پیش در این باره ریخته شده بود، مسأله ولادت آن حضرت از اساس از چشم مردم و حتی بیشتر شیعیان به دور مانده و با این حال مشکل چندانی نیز به دنبال نیاورد.(6)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۹ ، ۱۱:۵۷
فاصله گلناری

چرا اهل تسنن معتقدند امام زمان هنوز به دنیا نیامده است؟

معتمد عباسی پس از شهادت امام عسکری، دستور داد خانه آن حضرت را بازرسی کنند و گروهی از زنان قابله را فرستاد تا تمام کنیزان آن حضرت را معاینه کنند و اگر آبستنی بین آنان دیده شد، بازداشت کنند.

صبح قزوین؛

وجود روایات فراوان درباره مهدی موعود اعتقاد به آمدن مهدی را در آخرالزمان، عقیده ای مسلم میان مسلمانان قرار داده است؛ اما درباره ولادت آن حضرت، میان شیعه و اکثریت اهل سنت، اختلاف است.
عدم اعتقاد بسیاری از اهل سنت به ولادت حضرت مهدی علت هایی دارد از جمله:

1.
مخفی بودن ولادت آن حضرت: آمدن مهدی موعود از صدر اسلام، امری مسلم و مورد توجه مسلمانان بود.
سلاطین و حاکمان وقت هم از آن اخبار بی اطلاع نبودند و شنیده بودند که مهدی به دنیا خواهد آمد و حکومت ستمکاران را منقرض و تمام زمین را از حکومت حق و عدل پر خواهد کرد؛

 به ویژه روایات متعددی که می گفت او نهمین از فرزندان امام حسین است؛ لذا از وجود او، در بیم و هراس بودند و درصدد بودند به هر گونه این خطر را از حکومت خود دفع کنند؛ به همین سبب خانه های بنی هاشم –به ویژه خانه امام حسن عسگری- به شدت تحت کنترل و مراقبت ماموران مخفی و علنی دولت عباسی قرار داشت.
حتی معتمد عباسی، به عده ای از زنان قابله ماموریت سری داده بود در خانه های بنی هاشم رفت و آمد کنند و مراتب را گزارش دهند.

 معتمد عباسی پس از شهادت امام عسکری، دستور داد خانه آن حضرت را بازرسی کنند و گروهی از زنان قابله را فرستاد تا تمام کنیزان آن حضرت را معاینه کنند و اگر آبستنی بین آنان دیده شد، بازداشت کنند.

حتی به خانه امام عسکری هم اکتفا نکرد و دستور داد تمام خانه های شهر را با کمال دقت بازرسی و کنترل کنند.
ولادت حضرت مهدی نیز به دلیل وضعیت سخت آن زمان، مخفی بود و امام حسن عسکری فرزند بزرگوار خود را تنها به خواص و معتمدان از شیعیان خود نشان می داد و او را امام و حجت بعد از خود معرفی می کرد.
با این وضعیت، طبیعی است، اهل سنت که از اهل بیت پیامبر فاصله گرفته بودند، از ولادت آن حضرت مطلع نشوند.

2.
اجتناب از برخی لوازم احتمالی پذیرش ولادت حضرت مهدی: در روایات بسیاری از پیامبر نقل شده که تعداد امامان و خلفای بعد از من، دوازده نفر است.
مجموع روایات شیعه و سنی در این باره 925 حدیث است.
در بسیاری از همین روایات، به نام دوازده نفر تصریح شده و این که اولشان امام علی و آخرشان امام مهدی موعود است و این که نه نفر از آنان، از نسل امام حسین هستند.

با توجه به این احادیث چنین به نظر می رسد که پذیرش ولادت حضرت مهدی از امام حسن عسکری توابعی دارد یعنی، هر چند پذیرش ولادت حضرت مهدی به طور حتم و لزوم، به قبول شیعه در مساله خلافت و امامت نمی انجامد؛

ولی اهل سنت را مقابل انبوهی از روایات قرار می دهد که باید در توجیه آن روایات، خود را به زحمت و مشقت بیندازند، لذا از اصل، ولادت آن حضرت را منکر می شوند.

خواهشمند است در این خصوص در راستای پاسخ به منتقدان راهنمایی فرمایید

امام حسن عسکری از سنین پایین در زندان به سر می برده اند و تصور فرزند دار بودن برای ایشان دور از ذهن می باشد

لقب امام عسکری بوده، نه عسگری ! در زبان عرب اصلا حرف گ ، ژ،پ وجود ندارد تا اینکه گفته شود عرب ها به امام عسگری می گفته اند و معنای آن در بعضی زبان ها عقیم...

فرزند دار بودن امام حسن عسکری

شرح : با سلام و عرض قبولی طاعات و عبادات چنین گفته می شود که امام حسن عسکری از سنین پایین در زندان به سر می برده اند و تصور فرزند دار بودن برای ایشان دور از ذهن می باشد و حتی چنین گفته شده که نام انگور عسکری که بی هسته می باشد از اسم ایشان برگرفته شده است خواهشمند است در این خصوص در راستای پاسخ به منتقدان راهنمایی فرمایید.متشکرم

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با مرکز؛

  لقب امام عسکری بوده، نه عسگری ! در زبان عرب اصلا حرف گ ، ژ،پ وجود ندارد تا اینکه گفته شود  عرب ها به امام عسگری می گفته اند و معنای آن در بعضی زبان ها عقیم می شود!تا نتیجه بگیریم به دلیل عقیم بودن حضرت به او این لقب را داده اند!

 اینکه در ایران و جاهای دیگر به اشتباه لفظ عسگری برای ایشان به کار می رود،به دلیل قرابت تلفظ حروف ک و گ در زبان فارسی است .مردم از روی راحتی تلفظ و قرابت ،نام امام را عسگری می گویند.

عسکری به معنای سپاه و لشکراست،از آن جا که پیشوای یازدهم به دستور خلیفه عباسی در سامراء، در محله عسکر(محل سکونت نظامیان ) سکونت اجباری داشت، به همین جهت عسکری نامیده می‏شود.(1)

  عقیم بودن ایشان کذب محض و شایعه ای است که مخالفان و معاندان ولی عصر(ع) از خود بافته اند تا وجود مقدس ایشان را زیر سوال ببرند. حال بررسی می کنیم که شایعه توسط چه کسانی و چگونه به وجود آمده است :

دلایل به وجود آمدن شایعه عقیم بودن امام حسن عسکری (ع):

1- اختفای ولادت امام ونام ایشان :

یکی از وظایف امام حسن عسکری (ع) حفظ و حمایت امام دوازدهم (ع) از شمشیر عباسیان و دستگاه های حکومتی بود که تمام نیروهای خود را علیه امام دوازدهم و حجت خدا بسیج کرده بودند.این موقعیتی برای حضرت پیش آورده بود که خیلی باریک و دشوار می نمود. از این رو بهترین راه نجات از  تنگنا این است که  ولادت مولود جدید به کلی اعلان عمومی نشود . در اذهان عمومی طوری وانمود شود که اصلا خبری نیست و اتفاقی نیافتاده است. وقتی شک ایجاد نگردد ،کنجکاوی هم به دنبال آن نخواهد بود حتی پس از ولادت امام زمان (ع) یاران نزدیک و شاهدان ولادت از آوردن نام او منع می شوند ،مبادا دشمنان به وجود وی پی برده و او را از بین ببرند.

تازه هر یک از شیعیان و دوستان هم که با آن شرایط امام مهدی (ع) را می دید و یا از امام حسن عسکری (ع) وجودش را می شنید به دو چیز ملزم بود :

1- وجوب کتمان و سرپوشی ولادت امام

2- حرمت اطلاع احدی برنام شریف حضرت

وقتی مردمی که منتظر ولادت فرزند امام حسن (ع) هستند، این وضعیت را مشاهده می کنند گمان می برند که امام حسن فرزندی ندارد و دلیلی به جز عقیم بودن حضرت برای آن پیدا نمی کنند . شایعه کم کم در اذهان عمومی شکل می گیرد که البته در به وجود آمدن آن دشمنان سهم بسزایی داشتند.

2- پخش شایعه توسط دشمنان امام حسن عسکری (ع) و معاندان اسلام و شیعیان:

افراد بسیاری بودند که از روی حسادت و غرض ورزی و به علت کینه دیرینه خود سعی در خراب کردن چهره اهل بیت داشتند و سخنان آنان را خیالی و دروغ می پنداشتند.

* عنوان شدن  موضوع توسط زبیری عالم :

زبیر بن بکار بن عبدالله بن مصعب بن ثابت بن عبدالله بن زبیر بن عوام از علمای بسیار مشهور اهل تسنن در زمان امام حسن عسکری (ع) بود .در انساب عرب تسلط داشت .متوکل عباسی او را برای تعلیم و تربیت اولادش به سامرا آورد. زبیر زمانی که در سامرا بود، نسبت به علوییون و خصوصا شخص امام حسن عسکری (ع) عداوت می ورزید .شدیدا به علم و حسب و نسب حضرت و شهرت او رشک می برد.همین باعث نابودیش و فروافتادن به پرتگاه شیطان شد .حسادت او آن قدر شدید شد تا جایی که امام را تهدید به قتل کرد و گفت  که با کشتن وی نسل امام قطع خواهد شد. او در میان مردم به بدگویی امام می پرداخت و عنوان می کرد امام عقیم است. اما پس چندی به قتل رسید و به سزای اعمالش رسید.

شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از معلی بن محمد روایت نموده : از امام حسن عسکری (ع) نقل شده که چون زبیری به قتل رسید فرمود :این است پاداش کسی که نظر رحمت حق را نسبت به اولیائش دروغ دانست و گفته بود مرا خواهد کشت و فرزندی نخواهم داشت که جانشین من باشد، ولی او دید که خود کشته گشت و خداوند فرزندی به نام محمد  به من بخشید. (2)

عنوان شدن موضوع توسط جعفر کذاب برادر ناخلف امام حسن عسکری (ع) :

جعفر کذاب فردی شرابخوار و گناهکار بود و آرزوی امامت بر مسلمانان را داشت. او که گمان می کرد امام حسن فرزندی ندارد، همین را دستمایه قرار داد و در میان مردم شایعه کرد که امام فرزندی ندارد و عقیم می باشد.(3) او تنها یک هدف داشت: خوب می دانست که بالاخره طاغوتیان نمی توانند وجود مبارک امام حسن را تحمل کنند و او را به طریقی به شهادت می رسانند. اگر فرزندی برای او نباشد، می تواند خود را در میان مردم امام دوازدهم معرفی کند. همین کار را هم کرد اما دست سرنوشت آبروی او را برد. هنگامی که خود را امام معرفی کرد و خواست بر جنازه برادرش نماز بخواند، امام زمان در میان مردم حضور پیدا کرد و او را کنار زد  و بر جنازه پدر نماز خواند وخود را ولی مسلمانان معرفی کرد ....(4)

جعفرکذاب  امید خود را از دست نداد و با حسادت و کینه ای که در دل گرفته بود، به تبلیغ  پرداخت که امام حسن عسکری (ع) عقیم بود و چگونه می توانسته فرزندی داشته باشد؟ او تبلیغات گسترده ای انجام می داد تا به هدفش برسد. متاسفانه کم  نبودند کسانی که حرف او را قبول کنند. افرادی ساده لوح که قداست امام حسن (ع) را زیر سوال می بردند و او را عقیم می خواندند .

 اگر امام حسن(ع)عقیم بود،  گزارشات اهل سنت مبنی بر بازداشت کنیزان امام و تجسس آنان توسط دستگاه خلافت باید بیهوده  باشد.

 گزارشات بسیاری که در متون تاریخی شیعه و اهل سنت مبنی بر ولادت ،و در خواست رویت امام زمان وجود دارد ،جای هیچ گونه شک و تردیدی را در این باره باقی نمی گذارد.

پی نوشت ها :

1. صدوق، علل الشرایع، قم، مکتبة الطباطبائی، ج 1، باب 176، ص 230 ؛

 صدوق، معانی الأخبار، تهران، مکتبة الصدوق - مؤسسة دار العلم، 1379 ه'. ق، ص 65 ؛

 بحارالانوار، ج 50، ص 113، ح 1.

2.بحارالانوار ج 51 ،ص 4؛

اعلام الوری ،ص 414 ؛

 ارشاد شیخ مفید، ص 329

3.مفید الارشاد،انتشارات علمیه اسلامیه، ج2،ص320؛

موعود نامه ،مجتبی تونه ای،انتشارات مشهور 1388،چاپ هشتم ،ص246.

4.محمد بن علی بن الحسین ،کمال الدین ،جامعه مدرسین ج2،ص475

ولادت و زندگی مهدی موعود(عج), از رخدادهای مهم است و ریشه در باور دینی مسلمانان دارد. اعتقاد به تولد, حیات طولانی, ظهور و امامت آن حضرت, مسأله ای است اساسی که نقش سرنوشت ساز و جهت بخشی را به زندگی و رفتاردین باوران, بویژه شیعیان داده است.احادیث فراوانی از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) از طریق سنّی و شیعه رسیده که بیانگر ویژگیهای شخصی امام زمان(عج) است: از خاندان رسالت, از فرزندان فاطمه(ع), نهمین فرزند امام حسین(ع), دوازدهمین پیشوای شیعیان و...1

گزارشگران تاریخ نیز, چه آنان که پیش از ولادت وی می زیسته اند و چه آنان که در زمان ولادت و پس از آن بوده اند, از این ولادت پر برکت خبر داده اند و برخی از آنان که توفیق دیدار و مشاهده مهدی(عج) را داشته اند از شمایل و اوصاف آن امام سخن گفته اند.2

با وجود این شواهد و قراین, که در درستی آنها تردیدی نیست, هنوز درباره زندگی و شخص آن حضرت, مسایل و مطالبی مطرح است که بحث و بررسی بیشتر و دقیق تری را می طلبد.

در این نوشتار, بر آنیم که ضمن اشاره گذرا به سیر طبیعی زندگی امام عصر(عج), از آغاز تولد تا عصر ظهور, به اندازه توان و مجال, به برخی از پرسشها پاسخ بدهیم.

heartheart

چگونگی ولادت

 

حضرت مهدی(عج), ولادت استثنایی داشته و این,برای بسیاری سؤال انگیز بوده و هست.

از این روی ,ترسیم و تصویر و شرح مقدمات ولادت و برخورد مخالفان و دشمنان اهل بیت(ع), در برابر این پدیده, ضرور می نماد.جریان امامت پیشوایان معصوم(ع), پس از رسول خدا(ص) فراز و فرودهای گوناگونی پیدا کرد. امامان(ع), با حفظ استراتژی کلی و خطوط اساسی امامت, در رابطه با حفظ مکتب و ارزشهای آن, تاکتیکها و روشهای گونه گونی را در برابر ستم پیشگان, در پیش گرفتند.

این فراز و نشیبها, تا زمان امامت علی بن موسی الرضا(ع), استمرار داشت و امامان اهل بیت, هر یک به تناسب زمان و مکان و ارزیابی شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی, موضعی خاص انتخاب می کردند.

پس از امام رضا(ع), جریان امامت شکل دیگری یافت.

امام جواد, و امام هادی و امام حسن عسگری(ع), در برابر دستگاه حاکم و خلفای عباسی موضعی یگانه برگزیدند.

از آن جا که این بزرگواران, زیر نظر مستقیم و مراقبت شدید خلیفه وقت, در حصر و حبس به سر می بردند, حرکتها, هدایتها و رهبریهای آنان محدود شد وفرصت هرگونه حرکت سیاسی, از آنان سلب گردید.

این محاصره و سخت گیری, نسبت به امامان سه گانه, از تزویج دختر خلیفه به امام جواد(ع) آغاز شد3 و با فراخوانی امام هادی(ع) و فرزندش امام حسن(ع) به مرکز خلافت (سامراء) و سکونت دادن آنان در محله (عسکر) ادامه یافت.4

گزارشهای جاسوسان خلیفه از مدینه به وی رسید که امام هادی(ع) محور و ملجأ شیعیان و دوستداران اهل بیت گردیده است. اگر این مرز وبوم را می خواهی اقدام کن.

متوکل عباسی, پیامی به والی مدینه نوشت وافرادی را برای آوردن امام, به سامراء گسیل داشت.

به این اقدام هم بسنده نکرد, پس از اقامت امام در سامرا, گاه و بی گاه مأموران خود را به خانه امام می فرستاد. بارها و بارها آن حضرت را به پیش خلیفه بردند, و مورد آزار و اذیت قرار دادند. 5

روز به روز,حلقه محاصره تنگ تر می شد. و ملاقات شیعیان با امام دشوارتر. البته علت اصلی این سخت گیریها, از ناحیه حکومت, بیم از انقلاب و شورش مردم علیه آنان وجلوگیری از رسیدن وجوه شرعی و اموال به امام(ع) و مسائلی از این دست بود.

پس از امام هادی(ع) و در زمان امامت امام حسن(ع), این فشارها به اوج رسید و دشمن, با تمام توان و تلاش, در برابر آن حضرت موضع گرفت و ارتباط شیعیان با امام (ع) را به پایین ترین حدّ رساند. آزار و شکنجه و زندانهای مکرّر آن حضرت, گویای این حقیقت است, بویژه این که دشمن احساس کرده بود آنچه را که از آن نگران است, در شرف تکوین و وقوع قرار گرفته از این روی, می کوشید تا واقعه را پیش از وقوع آن علاج کند.

تولد مهدی موعود(عج), به عنوان دوازدهمین پیشوای شیعیان, با نشانه هایی چون: نهمین فرزند امام حسین(ع), چهارمین فرزند امام رضا(ع) و… مشهور شده بود و مسلمانان حتی حاکمان, آن را بارها از زبان راویان و محدثان شنیده بودند و می دانستند که تولد این نوزاد با این ویژگیها, از این خانواده, بویژه خانواده امام حسن عسکری(ع) بیرون نیست و روزی فرزندی از آن خانواده به دنیا خواهد آمد که حکومت عدل و داد بر پا خواهد کرد و ضمن فرمانروایی بر شرق و غرب, بنیاد ظلم را بر خواهد انداخت.

از این روی بر فشارها و سخت گیری های خود نسبت به امام حسن عسکری(ع), می افزودند, مگر بتوانند با نابودی ایشان از تولد مهدی(عج) و تداوم امامت جلو بگیرند6 اما برخلاف برنامه ریزیها و پیشگیریهای دقیق و پی در پی آنان, مقدمات ولادت امام زمان(عج) آماده شد و توطئه های دشمنان, راه به جایی نبرد.

امام هادی(ع), در زمان حیات خویش می دانست که آخرین حجت خدا در زمین از نسل اوست. از این روی در مسأله ازدواج فرزند برومند خود, حسن بن علی اهتمام تام داشت و برای روییدن و رشد آن شجره طیّبه, به دنبال سرزمینی طیّب و طاهر می گشت.

داستان ازدواج امام حسن(ع) به دو گونه روایت شده است, لکن آنچه با قرائن و روند طبیعی مسأله سازگارتر می آید آن است که: خواهر امام هادی(ع), حکیمه خاتون, کنیزان فراوان داشت. امام هادی(ع) یکی از آنان را به نام (نرجس), که از آغاز زیر نظر وی فرائض و معارف دینی را به درستی فرا گرفته بود, به نامزدی فرزندش در آورد وبا مقدماتی که در کتابهای تاریخی آمده است, به عقد ازدواج امام حسن(ع) در آورد.

مدتی از این ازدواج مبارک گذشت دوستان و شیعیان در انتظار ولادت آخرین ستاره امامت, روز شماری می کردند و نگران آینده بودند.

امام حسن(ع) , گه گاه, نوید مولودش را به یاران می داد:

(… سیرزقنی الله ولداً بمنّه ولطفه)8.

به زودی خداوند به من فرزندی خواهد داد و لطف و عنایتش را شامل من خواهد کرد.

با تلاوت مکرر آیه شریفه:

 

(یریدون لیطفئوا نوراللّه بأفواههم واللّه متمّ نوره ولو کره الکافرون)9.

 

به یاران امید و بشارت می داد که هیچ نقشه و مکری نمی تواند جلو این قدرت و حکمت خداوندی را بگیرد وروزی این وعده به تحقق می رسد.

از آن سو, دشمن نیز,آنچه در توان داشت به کار گرفت, تا این وعده بزرگ الهی, تحقق نیابد: قابله های فراوانی در خانواده های منسوب به امام حسن(ع), بویژه در منزل امام(ع) گمارد, امام را بارها به زندان افکند, مأمورانی را گمارد که اگر فرزند پسری در خانه امام دیدند,نابودش کنند و…10

اما بر خلاف این تلاشها, نرجس خاتون حامل نور امامت شد و جز امام حسن(ع) و افراد خاصی از وابستگان و شیعیان آن حضرت, از این امر, آگاه نشدند11.

تقدیر الهی بر تدبیر شیطانی ستمگران پیروز شد و درشب نیمه شعبان سال 255 هـ. ق.آن مولود مسعود, قدم به عرصه وجود نهاد و نوید امامت مستضعفان و حاکمیت صالحان را داد12.

امام حسن(ع) که آرزوی خود را بر آورده دید, فرمود:

 

(زعمت الظلمة انّهم یقتلونی لیقطعوا هذا النسل فکیف رأوا قدرة اللّه13…)

 

ستمگران بر این پندار بودند که مرا بکشند, تا نسل امامت منقطع گردد, اما از قدرت خداوند غافل بودند.

بدین ترتیب, در آن شرایط رعب و وحشت و در آن فضای اختناق و حاکمیت خلفای جور, دوازدهمین ستاره فروزان امامت و ولایت طلوع کرد و با تولدش, غروب و افول ستمگران و حاکمیت ستمدیدگان را اعلام کرد. 14

laughangelangelangel

یاد آوری دو نکته:

1 . ولادت پنهانی

 

معمولاً کسی که دارای فرزند می شود, خویشان, دوستان و همسایگان از آن آگاه می شوند, بویژه اگر شخص دارای موقعیت اجتماعی باشد, این مسأله از کسی پوشیده نمی ماند. چگونه می توان تصور کرد که برای امام حسن(ع) نوزادی به دنیا بیاید و مخالفان, با آن همه دقت و حساسیّت و گماردن جاسوسهای فراوان در منزل امام و وابستگان آن حضرت, از تولد نوزاد آگاه نگردند.

آیا این مسأله عادی و طبیعی بود, یا اعجاز و خرق عادت؟

پاسخ: امام حسن(ع), از پیش گوییها آگاه بود و اهمیّت و عظمت آن مولود را نیز به درستی می دانست و از حساسیت دشمنان درباره تولد این نوزاد, غافل نبود و اوضاع سیاسی و شرایط اجتماعی را کاملاً می شناخت, از این روی, به گونه ای,مقدمات و پیش زمینه های ولادت فرزندش را فراهم ساخت که نه تنها دشمنان, بلکه بسیاری از دوستان هم از این امر آگاه نشدند. بنابراین, می توان گفت: تدبیر و کیاست و حزم و دور اندیشی امام حسن(ع) ایجاب می کرد تا آن حضرت به گونه ای این مأموریت را به انجام رساند که دشمنان در هدفهای شوم خود, ناکام بمانند و چنین هم شد.

به همین جهت, شیخ طوسی, ولادت پنهانی امام زمان(ع) را امری عادی و معمولی دانسته و می نویسد:

(این نخستین و آخرین حادثه نبوده است و در طول تاریخ بشری, نمونه های فراوان داشته است.15).

اشاره دارد, به: ولادت پنهانی ابراهیم(ع), به دور از چشم نمرودیان16 و ولادت پنهانی موسی(ع) به دور از چشم فرعونیان.17

 

2 . مکان تولد و نگهداری

 

در این باره, چند احتمال وجود دارد:

الف. در سامرا به دنیا آمد و تا آخر عمر پدر بزرگوارش, در آن جا زیست.

ب. در سامرا متولد شد و پیش از درگذشت پدر, به مکه فرستاده شد.

ج. در سامرا قدم به عرصه وجود نهاد و برای حفاظت و رشد, او را به مدینه بردند.

د. در مدینه زاده شد و در همان جا ادامه حیات داد.

برای هر یک از این احتمالها شواهد و قرائنی است که به نقد و بررسی آنها می پردازیم.

 

دلایل احتمال اول

 

1 . برای احتمال اول, دسته ای از روایات را که بیانگر تبریک و تهنیت شیعیان,بر امام حسن(ع) است, شاهد آورده اند, از جمله:ابوالفضل الحسین بن الحسن العلوی گوید:

(دخلت علی ابی محمد(ع) بسرّ من رأی فهنأته بسیّدنا صاحب الزمان علیه السلام لما ولد)18.

در سامرا, به منزل امام حسن(ع) رفتم و ولادت سرورمان, صاحب الزمان(ع) را به وی تبریک گفتم.

این گونه روایات, می رساند: گروهی از شیعیان سامرا که از تولد فرزند امام حسن(ع) با خبر شده اند, برای عرض تبریک, به خدمت ایشان رسیده اند.

به نظر ما, این گونه روایات, دلالتی ندارند بر این که مهدی(ع), در منزل امام (ع) به دنیا آمده, یاخیر, زیرا امکان دارد, درمحلّ دیگری به دنیا آمده و خبر ولادت وی, به اصحاب و یاران خاص رسیده است و آنان برای تبریک, به منزل امام(ع) در سامرا رفته اند.

2 . روایاتی که به عبارات گوناگون, از زبان حکیمه خاتون, نقل شده است, از جمله: دعوت امام حسن(ع), از ایشان در شب ولادت مهدی(ع), برای کمک به نرجس خاتون و مشاهده وی, امام زمان(ع) را به هنگام ولادت و پس از آن, در سامرا19.

به این دسته از روایات هم نمی توان اعتماد کرد,زیرا, در برابر این دسته از روایات, روایت دیگری است که تعارض دارد با آنها. نقل کرده اند:

(شخصی پس از وفات امام حسن(ع) در مدینه به خدمت حکیمه خاتون می رسد و از ایشان می پرسد: امام ِپس از امام حسن(ع) کیست؟

ایشان پاسخ می دهد: زمین خالی از حجت نیست و فرزند امام حسن(ع) جانشین اوست.

راوی می پرسد: که شما فرزند ایشان را دیده اید یا شنیده اید.

می گوید: شنیده ام20)

اصولاً, روایاتی که از طریق حکیمه در این باره رسیده است, اضطراب دارند و روشن نیستند. و نمی توان برآنها برای اثبات این احتمال, استدلال کرد.

3. روایاتی که بیانگر دیدن امام زمان, توسط گروهی از اصحاب, در منزل امام حسن عسکری(ع) است.

با توجه به این که بسیاری از اخبار ولادت حضرت امام زمان ضعیف هستند و تعداد کمی از این روایات صحیح الاسنادند، آیا این روایات همدیگر را تقویت می کنند و خبر ولادت امام زمان از اصحاب امام حسن عسکری (و یا از خود حضرت امام عسکری) را متواتر معنوی یا اجمالی و قطعی الصدور می کنند؟

پرسش

1. فرضاً چندین روایت درباره یک موضوع با جزئیات مختلف (و در بعضی ، متناقض) در کتب روائی ما وارد شده است. و فرضاً بسیاری از این روایات اسنادشان دارای روات مهمل یا ضعیفی باشند. آیا کثرت اسانید این روایات همدیگر را تقویت می کنند؟ آیا این روایات به حد تواتر معنوی یا ا جمالی می رسند؟
2. با توجه به سؤال اولی بنده ، اخبار ولادت حضرت امام زمان از بسیاری از اصحاب امام حسن عسکری نقل شده است (بعضی خبر را از امام یازدهم شنیدند، بعضی خود حضرت ولی عصر را دیدند، و بعضی دعایشان به وسیله ناحیه مقدسه مستجاب شده بود). ضمناً، با توجه به این که بسیاری از این اسانید ضعیف هستند (چون روات مهمل و یا ضعیف دارند) و تعداد کمی از این روایات صحیح الاسناد هستند، آیا همدیگر را تقویت می کنند و خبر ولادت امام زمان از اصحاب امام حسن عسکری (و یا از خود حضرت امام عسکری) را متواتر معنوی یا اجمالی و قطعی الصدور می کنند؟

پاسخ اجمالی

در باره روایات ولادت امام زمان (ع) چند مطلب را باید متذکر شویم :

 

اولا: همه این روایات ضعیف نیستند بلکه در میان آنها حدیث صحیح، موثق و  حسن نیز وجود دارد. علاوه این که اکثر افرادی که درباره آنان تضعیفی وارد شده ، توثیقاتی هم دارند.

 

ثانیا: باید دانست که بسیاری از احادیثی که در اصطلاح متأخرین ضعیف است، به عقیده قدمای شیعه در شمار احادیث صحیح است؛ زیرا آنان ملاک صحت را وثوق و اعتماد به صدور حدیث از امام می دانستند و پاره ای از احادیث ضعیف، مورد اعتماد پیشوایان علم الحدیث بوده است.

 

ثالثا: اگر اکثر آن احادیث ضعیف باشند ولی چون کثیرند و روات و نویسندگان آنها نیز زیادند بعض آن احادیث بعض دیگر را تقویت می کند و بر روی هم مفید یقین می گردند. به عبارت دیگر راجع به تولد امام زمان مهدی موعود(عج) سنّی و شیعه احادیث زیادی نقل کرده اند و یک امر مسلمی است . هر چند ادعای تواتر لفظی بر این احادیث نمی توان کرد ولی شکی نیست متواتر معنوی هستند یعنی از مجموع این روایات انسان یقین به تولد امام زمان(عج) پیدا می کند.

 

پاسخ تفصیلی

قبل از این که به این سؤال پاسخ بدهیم، توضیح بعضی از اصطلاحات حدیثی راه گشا خواهد بود:

 

1) حدیث متواتر:

 

«متواتر» در لغت، آمدن یکی پس از دیگری بلافاصله است. در اصطلاح علم الحدیث، منظور: خبر جماعتی است که فی حدّ نفسه نه به ضمیمه قرائن، اتفاق آنان بر کذب، محال و در نتیجه موجب علم به مضمون خبر باشد. به عبارت دیگر: علمای شیعه خبری را متواتر می دانند که تعداد راویان در هر طبقه از سلسله سند آن به حدی باشد که مفید علم و یقین به صدور آن روایت از معصوم (ع) شود و تعداد افراد در هر طبقه را بر حسب موارد، مختلف شمرده اند و عدد خاصی برای تعداد راویان معین نکرده اند و ملاک را حصول علم و یقین به کلام معصوم می دانند و از این نظر فرقی بین متواتر لفظی، معنوی و اجمالی وجود ندارد. [1]

 

2) تواتر به «لفظی»،«معنوی»و«اجمالی» تقسیم می شود.

 

«تواتر لفظی»، خبری است که مفاد آن در روایات کثیره به الفاظ مخصوص و همسان هم نقل شود و این معنا به ندرت در اخبار وجود می یابد.

 

«تواتر معنوی» آن است که مورد تواتر ، مفاد مشترک چند حدیث باشد و به عبارت دیگر معنای التزامی قضیه، متواتر باشد؛ مانند شجاعت امیرالمؤمنین (ع) که از منقولات تاریخ به تواتر رسیده است.

«تواتر اجمالی» عبارت است از علم به صحت یکی از چند حدیثی که در یک موضوع وارد شده باشد؛ مانند حجیت خبر عادل.

خبر «آحاد»، خبری است که فقط یک یا چند نفر آن را نقل کرده باشند و فی حدّ نفسه و بدون ضمیمه و قرینه از گفته آنان علم به مضمون خبر حاصل نشود. [2]

 

3) اقسام حدیث:

 

محدثین شیعه حدیث را به چهار قسم زیر تقسیم کرده اند:

 

1. صحیح : و آن خبری است که سلسله سند توسط رجالی موثق و امامی مذهب به معصوم منتقل گردد.

 

2. حسن: خبری است که رجال سند تماماً و در هر طبقه امامی مذهب و ممدوح باشند، ولی تنصیص بر عدالت هر یک نشده باشد.

 

3. موثق: خبری است که نسبت به کلیه افراد ناقلین ، تنصیص به توثیق شده باشد ، گرچه بعضی از رجال سلسله سند غیرامامی می باشند.

 

4.ضعیف: خبری است که حداقل یکی از شروط این خبرها را نداشته باشد.

 

4) روایات ضعیف:

 

بزرگان حدیث ، ضعیف را از آن رو نقل کرده اند که شاهد باشد نه به تنهایی ملاک عمل واقع شود.

 

حال با توجه به مطالب فوق در باره روایات ولادت امام زمان (ع) متذکر می شویم :

 

اولا: همه این روایات ضعیف نیستند بلکه در میان آنها حدیث صحیح، موثق و  حسن نیز وجود دارد [3] . علاوه این که اکثر افرادی که درباره آنان تضعیفی وارد شده ، توثیقاتی هم دارند و این که گفته می شود تضعیف بر تعدیل مقدم است در همه جا و به طور اطلاق اینگونه نیست که تضعیف بر تعدیل مقدم باشد؛ زیرا ممکن است صفت مخصوصی، در نزد تضعیف کننده از اسباب ضعف شمرده شود، در صورتی که دیگران آن را از اسباب ضعف ندانند. پس در صورتی به قول تضعیف کننده ترتیب اثر داده می شود که علت تضعیفش را بیان کند. عسقلانی در مقدمه کتاب لسان المیزان نوشته است: در صورتی تضعیف بر تعدیل مقدم می شود که علت آن ثابت و تعیین شده باشد و در غیر آن صورت، کلام تضعیف کننده اعتبار ندارد. پس نمی توان به طور اطلاق و عموم گفت: همه جا تضعیف بر تعدیل مقدم است. اگر بنا باشد به تمام تضعیفات ترتیب اثر بدهیم کمتر حدیثی از طعن و قدح سالم می ماند.

 

ثانیا: باید دانست که بسیاری از احادیثی که در اصطلاح متأخرین ضعیف است، به عقیده قدمای شیعه در شمار احادیث صحیح است؛ زیرا آنان ملاک صحت را وثوق و اعتماد به صدور حدیث از امام می دانستند و پاره ای از احادیث ضعیف مورد اعتماد پیشوایان علم الحدیث بوده است؛ زیرا اصطلاح متأخرین، با چشم پوشی از قراین و ضمایم خارجیه است. از این رو، چون احادیث مزبور به واسطه قرائنی مورد وثوق و اعتماد متقدمین بوده، صحت آنها بی ملاک نیست. [4]

 

ثالثا: اگر اکثر آن احادیث ضعیف باشند ولی چون کثیرند و روات و نویسندگان آنها نیز زیادند بعض آن احادیث بعض دیگر را تقویت می کند و بر روی هم مفید یقین می گردند. به عبارت دیگر راجع به تولد امام زمان مهدی موعود(عج) سنّی و شیعه احادیث زیادی نقل کرده اند و یک امر مسلمی است .هر چند ادعای تواتر لفظی بر این احادیث نمی توان کرد ولی شکی نیست که متواتر معنوی هستند یعنی از مجموع این روایات انسان یقین به تولد امام زمان(عج) پیدا می کند.

 

ادله تاریخی و روائی ولادت و حیات حضرت مهدی (ع) زیاد است ؛ ما برای نمونه به چند سند تاریخی اشاره می کنیم :

 

1.بسیاری از دانشمندان نامدار اهل سنت پذیرفته ودر کتاب هایشان متذکر شده اند که : مهدی موعود فرزند امام حسن عسکری (ع) است ودر سامراء در سال 255 هجری متولد شده است و در پس پرده زندگی می کند و روزی به امر خداوند ظهور خواهد کرد

 

2.امام عسکری (ع) قبل از ولادت فرزندش امام مهدی (عج)از ولادت حضرت خبر داده بود، از جمله به عمه اش «حکیمه خاتون»فرمود: در شب پانزدهم شعبان فرزندم مهدی از نرگس خاتون متولد می شود.

 

محمد بن علی بن حمزه گوید از امام عسکری (ع) شنیدم: حجت خدا بر بندگان و امام و جانشین من در پانزدهم شعبان سال 255 در هنگامه طلوع فجر است.

 

امام عسکری (ع) افزون بر این که قبل از ولادت امام مهدی بشارت داد و بعد از تولد به خواص خبر داد که مهدی موعود ولادت یافته است، گام دیگری برداشت ،و آن این بود که برای افزایش ایمان و اطمینان شیعیان، فرزندش امام مهدی را به تعدادی نشان داد.

 

ابراهیم بن محمد گوید: در خانه عسکری کودک زیبایی را دیدم، از حضرت پرسیدم: یابن رسول الله این کودک کیست؟ حضرت فرمود «این کودک من است. این جانشین من است ».

 

امام حسن عسکری (ع) با وجود اوضاع خطرناک، باز هم برای هدایت مردم، فرزندش را به گروه کثیری از معتمدین نشان داد و تولدش را به جماعتی از ثقات خبر داد.

 

ولی در عین حال سفارش می کرد که موضوع را از دشمنان مکتوم دارند.

 

بعد از بشارت های امام عسکری (ع) و نشان دادن فرزند بزرگوارشان مهدی ،به خواص و افراد مورد اطمینان فرمودند که اینک نوبت خواص است که اقدام نمایند و وجود امام مهدی را به اطلاع دیگر شیعیان برسانند تا آنان را از شک و حیرت نجات دهند.

 

چند تا منبع

http://antivahhabi.blogfa.com/

http://www.yabaghiatalah313.blogfa.com/post/84

http://wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۹ ، ۱۱:۵۱
فاصله گلناری

شهید آیت الله سعیدی و ارتباطات مردمی

گفتگو با غلامحسین نادری
 

درآمد
 

ارتباط تنگاتنگ با مردم و رسیدگی به مشکلات آنان و تلاش برای ارتقای سطح آگاهی و فرهنگ آنان،‌ شان و مرتبه همیشگی روحانیت به عنوان مبلغین دین خدا و رمز موفقیت آن ها در مبارزه علیه حکام جور است. شهید آیت الله سعیدی به نیکی به این شان آگاهی داشت و تا پای جان در این مرتبه والا باقی ماند. این گفت و گو مرور صمیمانه ای بر این سلوک خداپسندانه است.

شروع آشنایی شما با آیت الله سعیدی از چه زمانی بود؟
 

از وقتی که مسجد موسی بن جعفر (علیه السلام) را در خیابان غیاثی تاسس کردند وشهید آیت الله سعیدی را از قم برای امام جماعت آن جا آوردند. منزل ما در همان نواحی بود و افتخار نماز خواندن پشت سر ایشان را داشتیم و از بیانات انقلابی ایشان هم بهره مند می شدیم. شب های شنبه مردم از همه جای تهران به آن جا می آمدند و به صحبت های ایشان گوش می دادند. ایشان هم همیشه درباره مبارزات اسلامی صحبت می کرد. از ارادتمندان درجه یک حضرت امام بود و از همان موقع، صحبت هایش حول محور صحبت های امام بود.

از فضای مسجد و جلسات سخنرانی ایشان چه خاطراتی به یادتان مانده است؟
 

فضای مسجد مثل سایر مساجد بود،‌منتهی چون شب های شنبه ایشان درباره امام رحمه الله صحبت می فرمودند، در این شب ها خیلی شلوغ می شد و ایشان راجع به انقلاب اسلامی صحبت می کردند غ هر چند هنوز از انقلاب خبری نبود، ولی خاطره 15 خرداد 42 هم چنان در اذهان متدینین مانده بود. آیت الله سعیدی درباره این واقعه و لزوم پشتیبانی از هدف های ارجمند امام صحبت می فرمودند. در شب های دیگر هم رفتار ایشان مثل امام جماعت های دیگر نبود و اگر می دیدند کسی نیست، خودشان، هم اذان می گفتند، هم اقامه و هم نماز می خواندند. ذره ای تکبر نداشتند. ما هم ایشان را خیلی دوست داشتیم.

همکاری شما با ایشان چگونه شروع شد؟
 

ایشان جزواتی داشت که مایل بود چاپ کند. بنده هم در چاپخانه بودم. من همیشه منزل ایشان می رفتم و ایشان هم منزل ما می آمد، به طوری که خطبه عقد صبیه دوم بنده را در سال 1345 ایشان خواند. خیلی با هم آَناً و صمیمی بودیم. در آن موقع پسر بزرگشان آسید محمد آقا هنوز نوجوان بود و معمم نشده بود.

غیر از شهید سعیدی، دیگر چه کسی برای سخنرانی به مسجد موسی بن جعفر (علیه السلام) می آمد؟
 

یک آقائی بود به نام آقای مجیدی که کمک شهید سعیدی بود و انقلابی صحبت می کرد. من تا سه چهار سال پیش هم صحبت تلفنی با ایشان داشتم. آقای مجیدی دنباله حرف های انقلابی شهید سعیدی را می گرفت و هر وقت ایشان به نماز جماعت نمی رسید،‌آقای مجیدی نماز را اداره می کرد.

جزواتی که چاپ می کردند،‌ بیشتر درباره چه مطالبی بود؟
 

بیشتر درباره بیدار کردن مسلمان ها برای تحقق انقلاب اسلامی بود. یک مقداری از مطالب را به خود خود شهید سعیدی دارم. مطالبی را هم می گفتند که من با مرکب سفید روی پارچه سیاه می نوشتم و در مسجد موسی بن جعفر (علیه السلام) زده بودند. یکی از جزوه ها درباره مبارزه با دخانیات بود و تیترش بود: « ای انسان! خود را دودکش نکن! » یک جزوه تقریبا 50، 60 صفحه ای کوچک به قطع جیبی بود که چهار پنج هزار تائی چاپ کردند و به اشخاص دادند. یادم می آید که قسمت « امر به معروف و نهی از منکر » تحریر الوسیله را ایشان به فارسی ترجمه کردند و دادند من در چاپخانه چاپ کردم.

تحویل و تحول این جزوات به چه شکل بود؟
 

رو به روی مسجد موسی بن جعفر (علیه السلام) دوچرخه سازی به نام محمود بود که با من رفیق بود. با هم بچه محل بودیم. ایشان این جزوه ها را در مغازه اش نگه می داشت و شهید سعیدی هر وقت لازم داشت، یک نفر را می فرستاد 50 تا 100 تا از او می گرفت، بعد این ها را بین شاگردان خود تقسیم می کرد. در آن موقع خانم دباغ در تقسیم این جزوات خیلی نقش داشتند.

جزوات را در کجا چاپ می کردید؟ ساواک مزاحمتی ایجاد نمی کرد؟
 

چاپ خانه کوچکی به نام چاپخانه تبریز که در سال 1345، جائی در پشت قورخانه بود. چون چاپخانه کوچک بود، ساواک مزاحمتی نداشت و بازرسی نمی کرد. مدیر چاپخانه آقای سید عباس کروبی، همه این جزوات را می دید و آیت الله سعیدی را هم می شناخت، ولی نمی دانست که این جزوه ها، مخالف حکومت وقت است. آدم سیاسی ای نبود.

آیا شهید سعیدی درباره امنیت شما نگرانی نداشتند؟
 

چرا می گفتند: « نادری! من اگر شهید هم شوم نمی گذارم کسی بفهمد که تو این ها را چاپ کرده ای.» و همین طور هم شد.

شهید سعیدی

آیا اعلامیه های آیت الله سعیدی را هم چاپ می کردید؟
 

خیر، غیر از رساله « امر به معروف و نهی از منکر » و جزوه « ای انسان، خود را دودکش نکن »، دیگر چیزی برای ایشان چاپ نکردم، مگر مواقعی که نصایحی خطاب به مردم می نوشتند که آن دست نوشته ها را هم دارم.

ارتباط آیت الله سعیدی با اهالی محل چگونه بود؟
 

بسیار عالی بود. آقائی هست به نام آقای ملکیان که ما در چاپخانه افست با هم همکار بودیم. این قضیه را 25 سال پیش برایم تعریف می کرد. منزل همسایه ایشان دیوار به دیوارشهید سعیدی بود. می گفت یک روز رفته بودیم خانه همشیره، طبقه بالای ایشان یک راننده تاکسی می نشست که برای نماز به مسجد موسی بن جعفر (علیه السلام) هم می آمد. این بنده خدا وضع مالی خوبی نداشت. می گفت یک مرتبه دیدیم از بالا صدای خش خش می آید. رفتیم و دیدیم آیت الله سعیدی دو سه گونی خاکه ذغال روی پشتش گذاشته و از روی پشت بام دارد تحویل این بنده خدا می دهد که در زمستان خانواده اش را گرم کند. بسیاری از خانواده ها بودند که آیت الله سعیدی مخفیانه به آن ها رسیدگی می کرد و کسی هم خبر نداشت. ایشان پشت پا به دنیا زده بود و فقط مرد خدا بود.

آیا در مسجد هم برنامه امر به معروف و نهی از منکر داشتید؟
 

بله، ایشان همه منبرهایش امر به معروف و نهی از منکر بود،‌مخصوصا شب های شنبه در میان صحبت های سیاسی و انقلابی، امر به معروف و نهی از منکر می کردند و بسیاری از کسانی که به مسجد می آمدند، صحبت های ایشان را می نوشتند.

شهید آیت الله سعیدی و مبارزات زنان

گفتگو با مرضیه دباغ (حدید چی)
 

درآمد
 

هر جا یاد و نامی از شهید بزرگوار آیت الله سعیدی در میان است،اذهان همگان به شکلی نا خود آگاه متوجه شاگرد شایسته ایشان، بانوی مبارز و نستوه، خانم دباغ می شود. ایشان در تمام سال هائی که دیگران از کنار نام این مبارز برزگ گذشتند، با عزمی راسخ و تحسینی شایسته یک شاگرد قدر شناس،یاد و نام او را زنده نگاه داشتند .

آشنایی شما با شهید آیت الله سعیدی از چه زمانی و چگونه آغاز شد؟
 

با عرض تسلیت به خانواده های شهیدان و به ویژه به خانواده شهید بزرگوار آیت الله سعیدی،باید عرض کنم که حضرت آیت الله سعیدی،بعد از مبارزاتی که در قم داشتند و مشقاتی که در آن دوره متحمل شدند،به دلیل بسته بودن فضاهای فعالیت انقلابی برای ایشان در قم،به تهران مهاجرت کردند و به محله غیاثی تشریف آوردند.آنجا مسجدی به نام مسجد موسی بن جعفر(ع)بود.در آن زمان من به همسرم اصرار می کردم که برای ادامه تحصیلات حوزوی به قم برویم و آنجا زندگی کنیم.این اصرار بنده پابرجابود تا اینکه یک شب همسرم وقتی از نماز جماعت به منزل آمدند،گفتند که یکی از شاگردان حضرت امام خمینی(ره)به تهران تشریف آورده اند و امام جماعت مسجد موسی بن جعفر (ع) شده اند خب،این وعده بسیار خوب و نوید خوشایندی برای بنده بود که این خبر را شنیدم.چند روز پس از این خبر،همراه با یکی از دوستانم به نام خانم نکوئی که همسر یک مداح بودند،خدمت آیت الله سعیدی در منزلشان رفتیم و از ایشان درخواست کردیم که برای ما کلاس تشکیل بدهند،ایشان در ابتدا قبول نمی کردند و می گفتند خانم ها درس را ادامه نمی دهند و معمولا وقتی ازدواج می کنند،درس را نیمه کاره رها می کنند.بالاخره اصرار بنده و آن دوست بزرگوارمان باعث شد که ایشان قبول کنند و گفتند ده پانزده نفری را جمع کنید تا بتوانیم کلاس تشکیل بدهیم.پانزده شانزده نفری جمع شدیم که دو سه نفر هنوز ازدواج نکرده بودند.با این دوستان درس را خدمت شهید سعیدی آغاز کردیم.ایشان هفته ای دو روزدرس اخلاق می گفتند و عربی را هم پیش ایشان ادامه می دادیم.
کم کم آشنایی ما با ایشان بیشتر شد و برداشت من این است که هدف ایشان این بود که می خواستند از بین ماها،عده ای را برای اهداف انقلابی مورد نظرشان انتخاب کنند وآموزش بدهند.مثلاپخش جزوات فتاوی حضرت امام (ره)بسیار کار دشواری بود و ایشان می خواستند چند تن از ما را با این جریان درگیر کنند.یک سال وچند ماه که گذشت،از آن عده فقط پنج شش نفر ماندند.نهایتا هم فقط چهار نفر ماندیم که به جز خانم نکوئی،از بقیه دوستان آن جمع خبر ندارم.به هر حال آشنائی با شهید سعیدی از همین محفل و نماز جماعت های ایشان در مسجد موسی بن جعفر(ع)شروع شد.

با توجه به اینکه شما ایشان را در فضای تعلیم و آموزش درک کرده اید،منش رفتاری ایشان در محیط درس و بحث چگونه بود؟
 

شهید سعیدی دست پرورده حضرت امام بود.من هرگز ندیدم که امام در برخوردها و شیوه های تربیتی شان با افراد امر و نهی داشته باشند.با شاگردان حضرت امام هم که صحبت کرده ام،چنین شیوه ای را ندیده ام. در نوشته هائی هم که برای فرزندان عزیزشان شهید آقا مصطفی خمینی و مرحوم حاج احمد آقای خمینی نوشته بودند،در مورد مسائل دینی و تربیتی،امر و نهی را مشاهده نکردم.ایشان فقط به دشمنان دین امرو نهی می کردند و بسیار صریح و تند عقایدشان را بیان می فرمودند.ایشان نسبت به شاگردان بسیار دقیق بودند و متوجه این امر بودند که اگر شاگردانشان مشکلی دارند،آنها را حل کنند.
شهید سعیدی هم از این قاعده مستثنی نبودند.ایشان هم نسبت به اطرافیانشان بسیار دقت و توجه داشتند؛حتی هنگامی که لازم بود بعضی از مبارزین مدتی در جائی مخفی شوند،شهید سعیدی نمی گفتند که من خودم در خطرم و هرروز ساواک می آید و مرا تحت نظر دارد.یادم هست در خیابان نیرو هوایی،اطراف خیابان ارجمندی،یکی از بازاری ها بود که خدا رحمتشان کند،مرد شریفی بود و اهل کاشان،الان اسم شریفشان یادم نیست،ایشان در ساختمانشان کمدی را نصب کرده بودندکه به حسب ظاهر راه به جائی نداشت،ولی از پشت آن چند پله می خورد و پائین می رفت و سوئیت کوچکی آنجا بود که حمام و توالت داشت و وقتی ضرورت ایجاب می کرد که مبارزی حتی دو سه ماه مخفی باشد،آنجا زندگی می کرد و خانم ایشان که خدارحمتشان کند،غذا تهیه می کرد و به او می داد و وضعیت طوری بود که اگر هم در خانه می ریختند و جستجو می کردند،نمی توانستند آن سوئیت مخفی را پیدا کنند یکی از مکان های امنی که برای دوستان شهید سعیدی فراهم شده بود،منزل این بنده خدا بود و جاهای دیگری را هم به شکل های مختلفی بر نامه ریزی کرده بودند. یک بار آقای سعیدی به در منزل ما آمدند و پرسیدند که آیا اتاق بالای خانه ما خالی است؟ گفتم بله، ولی چیزی در آن نیست و نمی شود در آن زندگی کرد.گفتند: مسئله ای نیست، می گویم که از مسجد زیلویی چیزی بیاورند.یکی از برادرها به اتفاق خانمش و فرزندانشان از دست ساواکی ها فرار کرده،یک مدتی اینجا باشد تا ببینیم برایش چه کار می توانیم بکنیم.چند دقیقه بعد یک خانم و آقای بسیار محترمی جلو آمدند و من متوجه شدم که شهید سعیدی اینها را در کوچه بغلی نگه داشته بودند.اینها یکی دو ماهی در منزل ما بودند و آن آقا با لباس مبدل می رفتند وخرید می کردند وشهید سعیدی می آمدند به اینها سر می زدند.دو سه سالی که در خدمت ایشان بودیم،یک روز فرمودند که ولادت حضرت زهرا(س)نزدیک است.هر کدامتان درباره یکی ازویژگی های حضرت زهرا(س)مقاله ای رابنویسیدوروز شنبه که می آیید،بیاورید.دوستان چیزهایی نوشته بودند.من درباره گریه حضرت(س)به شکلی کوتاه،اما عمیق بررسی کرده بودم که گریه ایشان گریه یک فرزند برای پدر نبوده، گریه یک همسر برای همسرش که نتوانسته به قدرت برسد،نبوده،بلکه هق هق حضرت زهرا(س)یک حرکت سیاسی است و مبارزه با دشمن در آن روز، این شیوه را اقتضا می کرده و این در واقع شیوه ای بوده که ایشان اعتراض خود را نسبت به ظلم و جورهائی که بر مردم می رفت وخطرهائی که اسلام را تهدید می کرد،نشان می دادند و مردم را به حمایت از ولی زمان خود ترغیب می کردند. وقتی خانم ها مقاله ها را دادند و رفتند،درس تمام شده بود و من و بعضی از دوستان می نشستیم و مباحثه می کردیم و بعد می رفتیم. موقعی که بلند شدیم برویم،آقای سعیدی از کتابخانه شان صدا زدند که خانم دباغ بماند.من رفتم خدمتشان وعرض کردم: «با من امری داشتید؟» فرمودند:«مقاله شما خیلی بو دارد.»گفتم:«به نظر من این طور رسیده. اگر شما امر کنید مقاله را پاره می کنیم و از بین می بریم.»گفتند:«نه، باید امضا کنید که اگر دست اینها افتاد،بدانند که شما نوشته اید؛ نه اینکه خانم های دیگر به خطر بیفتند.» بنده هم امضا کردم و تاریخ زدم و مقاله را دادم خدمتشان.
مرحوم آیت الله سید محمد باقر موسوی همدانی،مترجم المیزان،زیاد به منزل ما می آمدند.به من محرم بودند و ما زیاد می نشستیم و بحث می کردیم و من در فهم قرآن و دروس دیگر،از محضر ایشان بسیار استفاده می کردم.ایشان با شهید سعیدی بسیار نزدیک و رفیق بودند.یک شب رفتندمسجد و برگشتندو فرمودند:«فلانی! آقای سعیدی از شما یک چیزهائی می گفت.»عرض کردم:«یعنی لیاقت شاگردی شان را ندارم و باید کنار بکشم.چه فرمودند؟فرمودند:«خیر، به نظر ایشان شما خصوصیاتی دارید که ایشان می خوا هند بعضی از کارها را به شما واگذار کنند.» من عرض کردم: « اگر خدا بخواهد و بتوانم کارهایی را که مرضی رضای خداست، از طریق ایشان عمل کنم،از خدا می خواهم.»و همین باعث شد که ایشان بعضی از ماموریت ها را به بنده واگذار کردند. ایشان برای ارزیابی شاگردانشان توجه به فهم ودرک و پیگیری آنها داشتند و بعد برای کارهای مبارزاتی انتخابشان می کردند.ایشان از میان خیل شاگردانی که در میان آقایان هم داشتند، باز با دقت بسیار بالایی آنها را انتخاب می کردند و انتخابهای جالبی هم بود.
موقعیت آیت الله سعیدی به گونه ای بود که ساواک تمام حرکات و سکنات ایشان را زیر نظر داشت و به جرئت می توانم بگویم که همه مالکان مغازه های خیابان غیاثی را یک در میان خریده بودند که گزارش جزئیات رفت و آمد و ارتباطات ایشان را بدهند.البته آدم های خوب هم در میان کسبه محل بودند

 

روایتی از شهادت آیت الله سعیدی و بازتاب های آن(
 

نویسنده:حجت الاسلام سید حمید روحانی 


 

بازتاب شهادت آیت الله سعیدی 
 

با انتشار خبر شهادت مرحوم سعیدی در شهرستان قم با آن که حوزه، تعطیلی دوران تابستان را می گذراند و از روحانیان و محصلین علوم اسلامی کمتر کسی در قم بود، شماری از روحانیان و مردم، در مدرسه فیضیه اجتماع کردند.
آقای شیخ مرتضی حائری یزدی، صبح روز جمعه 22 خرداد 49 به مدرسه فیضیه رفت و شخصا به پهن کردن فرش در صحن مدرسه پرداخت. چند تن از طلاب ساکن مدرسه به کمک او شتافتند و نپایید که خبر برگزاری مراسم بزرگداشت برای مرحوم سعیدی، در مدرسه فیضیه در شهر قم پیچید و شماری از روحانیان و مردم و نیز مقامات بزرگ روحانی به مدرسه فیضیه رفته و در آن مراسم شرکت کردند.
آقای سید احمد کلانتری در مراسم مزبور طی یک سخنرانی، وضع مرحوم سعیدی را از این نظر که جنازه او را شب هنگام و پنهانی دفن کردند، به مادر بزرگوارش حضرت فاطمه زهرا ( علیها السلام ) تشبیه کرد و از امام خمینی تجلیل به عمل آورد. شرکت کنندگان با شنیدن نام « خمینی » ابراز احساسات کردند و صلوات فرستادند. شمار شرکت کنندگان در این مراسم طبق گزارش ساواک حدود دویست نفر بوده است.
شرکت دویست نفر در آن شرایط خفلقان بار، در مراسمی که از پیش اعلام نگردیده است و با در نظر گرفتن تعطیل بودن حوزه، فوق العاده است.
آقای کلانتری در پایان سخنرانی خود از شرکت کنندگان در آن مراسم درخواست کرد به منظور تجلیل از مقام شامخ مرحوم سعیدی و گرامی داشت راه او، به صورت دسته جمعی به وادی السلام رفته، سر قبر آن عالم شهید اجتماع کنند. این پیشنهاد با استقبال حاضران در این مراسم رو به رو شد. شرکت کنندگان به صورت دسته جمعی به طرف وادی السلام، حرکت کردند. در راه تظاهراتی انجام نگرفت، فقط گاهی شعار صلوات سر داده می شد. بر سر مزار شهید سعیدی، بار دیگر آقای کلانتری سخنرانی کرد و جریانی را که بر سعیدی گذشت، به شرایط ناهنجار حضر امام موسی بن جعفر (علیه السلام) در زندان هارون الرشید تشبیه کرد و خطاب به او اعلام داشت: آسوده بخواب که راه تو ادامه و پر رهرو است. آقای سید احمد کلانر به دنبال این سخنرانی، بی درنگ بازداشت شد و روانه زندان گردید. ماموران ساواک در صدد متفرق کردن انبوه مردمی که بر مزار شهید سعیدی اجتماع کرده بودند برآمدند، لیکن با وجود تلاش ها و فشارهای شدید ماموران ساواک و شهربانی، مردم متفرق نشدند و در خیابان های قم به تظاهرات پرداختند و از قاتلین آن عالم مجاهد،‌ابراز انزجار کردند. ( شعارهایی که در این تظاهرات داده شد، در دست نیست.) تظاهرکنندگان، ضمن راهپیمایی در خیابان های قم در منزل شریعتمداری رفتند و علیه او نیز شعار دادند و همکاری او را رژیم شاه را محکوم کردند. در این تظاهرات چند تن ازم ردم و روحانیان، از طرف پلیس دستگیر شدند. از این دستگیر شدگان نام دو تن از محصلین علوم اسلامی به نام های سلیمانی و سالاری قط به دست آمد. با شهادت مرحوم سعیدی بی درنگ اعلامیه ای از طرف حوزه علمیه قم منتشر گردید، متن آن اعلامیه که پرده از روی جنایات خونین رژیم شاه نسبت به مرحوم سعیدی برمی دارد، به این شرح است:
-شهیدی از روحانیت
آیت الله حاج سید محمدرضا سعیدی خراسانی در زندان کشته شد


مردم مسلمان ایران
جلادان دستگاه جبار، جنایت دیگری را مرتکب شده و یکی از فداکارترین و مخلص ترین افراد روحانی و مبارز را پس از 15 روز شکنجه ضد انسانی، وحشیانه به قتل رسانیدند.
آیت الله سعیدی که از فارغ التحصیلان حوزه علمیه قم بود، در سال های اخیر در تهران اقامت داشت و ضمن ارشاد مردم و نشر اصول اسلام به مبارزه روحانیت علیه جنایات و فجایع دستگاه جبار ادامه می داد.
آیت الله سعیدی در سال های اخیر چندین بار توسط مامورین و دژخیمان دستگاه دیکتاتوری دستگیر و مدت ها زندانی شده بود و سرانجام به خاطر نشر اعلامیه ای علیه طرح استعمار سرمایه گذاری بیگانگان استثمارگر آمریکایی و یهودی در ایران، 15 روز پیش دستگیر و در زندان تهران زیر شکنجه قرون وسطایی قرار گرفت و کشته شد. جنازه این شهید عزیز روحانیت را مامورین دژخیمان دستگاه شبانه به قم آورده و در گورستان قم دفن کردند، ولی بلافاصله جنایت دستگاه فاش شد و موج اعتراض روحانیت و فضلای قم بالا گرفت و مجالس ترحیم از طرف طلاب بر پا شد.
به دنبال این فاجعه بزرگ، روحانیون عالی مقام دیگری، مانند آیت الله منتظری، حجت الاسلام ربانی شیرازی و خطبایی چون آقای مروارید و آقای کلانتر و گروهی از طلاب مجاهد قم چون آقای سالاری و سلیمانی دستگیر و به زندان های تهران اعزام شدند.
ما ضمن تقبیح این جنایات جدید و ضد انسانی طبقه حاکم از مراجع تقلید خواستاریم که هر چه زودتر اقدام کنند و بخواهند که مسببین و عاملین شهادت آیت الله سعیدی به مجازات قانونی برسند.
ما آزادی فوری علما و روحانیون بزرگ را خواستاریم و علی رغم فشار و اختناق موجود به مبارزه علیه اقدامات ضد قانونی دستگاه ادامه می دهیم.
شهادت آیت الله سعیدی در زیر شکنجه، توقیف و تبعید و شکنجه دیگر روحانیون بزرگ حوزه علمیه قم و تهران ما را از ادامه راهی که در راه رفاه و آسایش مردم مسلمان ایران و مبارزه بر ضد توطئه های استعمار بین المللی، در پیش داریم،‌بازنمی دارد ». 
درود بر روان پاک شهدای راه حق، سلام بر زندانیان بی گناه
حوزه علمیه قم
جمعه 22/3/49
(سند شماره 248)
خبر دردآور شهادت سید محمدرضا سعیدی در میان مردم مسلمان تهران نیز بازتاب گسترده و تاثر باری داشت. آن ها که او را می شناختند، از شنیدن این خبر، سخت به خشم آمدند، به شدت گریستند، خونشان به جوش آمد و نفرت و انزجار آنان نسبت به رژیم شاه فزونی یافت و اراده آنان برای ادامه مبارزه تا سرنگونی شاه استوارتر شد.
در گزارش ساواک آمده است:
خبر مرگ سعیدی همه جا منتشر شده و بین مردم شایع است که مامورین سازمان امنیت سعیدی را زیر شکنجه کشته اند و برای این که آثار جراحات بر بدن سعیدی مخفی بماند،‌خود سازمان او را در قم به خاک سپرده است.

منبع سایت


توضیح منبع: مردمی که این خبر را می شنوند، فورا شروع به گریه می نمایند تا جایی که در روز برگزاری ختم او در مسجد موسی بن جعفر (ع)، همه گریه می کردند و حتی در پیاهده روهای خیابان غیاثی نیز زنان و مردان ایستاده و گریه می کردند. ضمنا احتمال دارد روز شنبه 23/3/49، بازار به این مناسبت تعطیل گردد... » (سند شماره 249)
از ساعت 9 بامداد روز 22 خرداد 49، مردم تهران، دسته دسته به طرف مسجد امام موسی بن جعفر (علیه السلام) سرازیر شدند و از آن جا که شماری از ماموران شهربانی، مسجد مزبور را محاصره کرده بودند و از ورود و خروج به آن جلوگیری می کردند، مردم مقابل مسجد اجتماع کردند و با یک دنیا اندوه و تاثر اشک می ریختند. ساعت 9:15، مجاهد فقید مرحوم آقای طالقانی، به منزل مرحوم سعیدی رفتند و پس از چند دقیقه ای دکتر عباس شیبانی نیز وارد شد و شماری از بستگان و دوستان شهید نیز در آن جا گرد آمده بودند. در این هنگام یکی از حاضران در مجلس شروع به خواندن قرآن کرد. دکتر شیبانی به او گفت: « چرا این جا قرآن می خوانید؟ بروید مسجد، در آن جا قرآن بخوانید، مگر می شود او را بکشند و در مسجد او را هم ببندند؟!» مرحوم آقای طالقانی نیز گفته او را تایید کرد و به صورت دسته جمعی، از جا برخاستند و به سوی مسجد مام موسی بن جعفر (علیه السلام) روان شدند. ماموران شهربانی با دیدن آقای طالقانی و سیل جمعیت عقب نشینی کردند و محاصره را شکستند. حدود ساعت ده مرحوم طالقانی و آقای شیبانی به اتفاق انبوه زیادی از مردم در برابر مسجد مزبور گرد آمدند و از دربان خواستند که در را باز کند، لیکن دربان به علت تهدید ساواک و پلیس جرئت نکرد در را باز کند،‌در نتیجه آقای طالقانی از مردمی که در آن جا گرد آمده بودند، خواست که در خیابان های اطراف مسجد روزی زمین بنشینند و مراسم بزرگداشتی را برای آن مرحوم در آن جا ترتیب دهند،‌مردم متابعت کردند و در خیابان برابر مسجد،‌روی زمین نشستند و چند نفری شروع به خواندن قرآن کردند. در این هنگام دو نفر از کوچه جنب آن مسجد از دیوار بالا رفته وارد مسجد شدند و در را باز کردند. سیل مردم به داخل مسجد سرازیر شد تا آن جا که دیگر جایی برای نشستن نبود. از طرف آقای طالقانی اعلام فاتحه شد. مردم به شعارهای تند و انقلابی پرداختند و آن فاجعه جانگداز را به پیشگاه حضرت ولی عصر امام زمان (علیه السلام) تسلیت گفتند. آن گاه آقای دکتر شیبانی در کنار منبر ایستاد و طی یک سخنرانی از شخصیت والای شهید سعیدی تجلیل کرد و از آن دون فطرتانی که او را به شهادت رساندند، اظهار تنفر و انزجار کرد و در پایان سخنان خود از اهالی آن محل خواست نگذارند مسجدسعیدی فروغ خود را از دست بدهد و زحمت ها و رنج های سعیدی از بین برود، کسی را جای او بگذارند که سعیدی گونه باشد و همانند او شهادت، صراحت و قاطعیت داشته باشد. -آخر چه معنا دارد که آیت الله سعیدی را در زندان بکشند و در مسجدش را هم ببندند؟ شما هم همت داشته باشید و نگذارید در مسجد او بسته شود».
این مراسم در ساعت 11:20 بنا به دستور مرحوم طالقانی پایان یافت و شرکت کنندگان در حالی که مرحوم طالقانی و آقای شیبانی را در میان گرفته بودند از مسجد بیرون رفتند.

سلوک اخلاقی شهید

در سایت راسخون

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۹ ، ۱۵:۴۹
فاصله گلناری

میهن بلاگ تعطیل شد

 

کاربران و همراهان سایت میهن بلاگ، سلام

 

از اینکه مجبور هستیم از شما خداحافظی کنیم متاسفیم.

 

دلایل متعدد فنی و غیر فنی مانند قدیمی شدن نرم افزار سایت، عدم وجود دلیل و انگیزه کافی جهت سرمایه گذاری مجدد برای خرید زیرساخت های جدید و دشواری نظارت بر محتوا و نظرات وبلاگها ما را به نقطه تعطیلی سایت میهن بلاگ رساند.

 

از همراهی شما در مدت 12 ساله ارائه خدمات سایت میهن بلاگ متشکریم و امیدواریم سایر سرویس های ایرانی پاسخگوی نیاز کاربران عزیز ما باشند.

sadsad

تمام

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۹ ، ۱۴:۲۷
فاصله گلناری

 محمد تقی مصباح یزدی در سال ۱۳۱۳ در یزد دیده به جهان گشود.

وی تحصیلات مقدماتی حوزوی را در یزد به پایان رساند و برای تحصیلات تکمیلی علوم اسلامی عازم نجف شد; ولی به علت مشکلات فراوان مالی، بعد از یکسال برای ادامه تحصیل به قم هجرت کرد.

از سال ۱۳۳۱ تا سال ۱۳۳۹ در دروس امام راحل(قدس سره) شرکت و در همین زمان، در درس تفسیر قرآن، شفای ابن سینا و اسفار ملاصدرا از وجود علامه طباطبایی(رحمه الله)کسب فیض کرد.

وی حدود ۱۵ سال در درس فقه آیت الله بهجت مدظله العالی شرکت داشت. بعد از آن که دوره درسی ایشان با حضرت امام به علت تبعید حضرت امام قطع شد، معظّم له به تحقیق در مباحث اجتماعی اسلام، از جمله بحث جهاد، قضا و حکومت اسلامی، پرداخت.

وی در مقابله با رژیم معدوم پهلوی نیز حضوری فعّال داشت که از آن جمله، همکاری با شهید دکتر بهشتی، شهید باهنر و حجة الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی است و در این بین، در انتشار دو نشریه با نام‌های "بعثت" و "انتقام" نقش داشت که تمام امور انتشاراتی اثر دوم نیز به عهده معظم له بود.

سپس در اداره، مدرسه حقانی به همراه آیت الله جنتی، شهید بهشتی و شهید قدوسی فعّالیّت داشت و حدود ده سال در آن مکان به تدریس فلسفه و علوم قرآنی پرداخت.

از آن پس، قبل و بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی با حمایت و ترغیب امام خمینی (قدس سره)، چندین دانشگاه، مدرسه و مؤسّسه را راه اندازی کرد که از مهم ترین آنها می‌توان از بخش آموزش در مؤسّسه در راه حق، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و بنیاد فرهنگی باقرالعلوم نام برد.

وی ریاست مؤسّسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله) را از جانب مقام معظم رهبریبر عهده دارد. معظم له در سال ۱۳۶۹ به عنوان نماینده مجلس خبرگان از استان خوزستان و از تهران به نمایندگی مجلس خبرگان برگزیده شده است.

ایشان دارای تألیفات و آثار متعددی در زمینه‌های فلسفه اسلامی، الهیّات، اخلاق و عقاید می باشد.

در ۱۱ دی ۱۳۹۹ اعلام شد که در خلال روند درمانی آیت الله مصباح یزدی، حال ایشان رو به وخامت گذاشته است. و در نهایت وی در ۱۲ دی ۱۳۹۹ درگذشت.

برخی نظرات آیت الله مصباح: 

قانون[ویرایش]

  • «به نظر ما تمام مقرراتی که در کشور اسلامی اجرا می‌شود، همه اعتبارش به امر ولایت فقیه و امضای اوست. اگر بدانیم در جایی در یک مورد راضی نیست، هیچ اعتباری ندارد... اینکه امام قانون اساسی را تصویب کرد؛ این یعنی من دستور می‌دهم اینگونه عمل کنید و اعتبار پیدا می‌کند، چون او امضا کرده‌است، اگر امضا نکرده بود، هیچ اثری نداشت. حتی اگر تمام مردم هم رای می‌دادند هیچ اعتبار قانونی و شرعی نداشت، همان‌طور که خودش فرمود.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، هفته‌نامه پرتو سخن، ۷ دی ۱۳۸۴، ش ۳۱۰.
  • «رهبر وقتی قانون را تأیید می‌کند بنابراین همه مصوبات قانونی همچون نماز و روزه بر مردم واجب می‌شود که این از حقوق والی بر مردم است.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در مؤسسه آموزشی امام خمینی، به تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۸۸.
  • «آنچه امام در طول زندگی‌شان و امامت‌شان و رهبری‌شان عمل فرمودند، تقید به قانون اساسی نبود.»
    • منبع: صنعتی، رضا، گفتمان مصباح، مرکز اسناد انقلاب‌اسلامی، تهران، تابستان ۸۷، پاورقی ص ۵۷۷.
  • «اختیارات ولی فقیه فراتر از آن چیزی است که در قانون اساسی آمده است.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۱، ص ۵۸.

ولایت فقیه[ویرایش]

  • «مردم هیچ مشروعیتی به حکومت فقیه نمی‌دهند، رای و رضایت آنان باعث به وجود آمدن آن می‌شود... با این تحلیل، انتخابات زمینه‌ای برای کشف رهبری می‌شود، نه اینکه به او مشروعیت ببخشد.»
    • منبع: مصباح‌یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۱، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، پاییز ۷۷، ص ۲۵.
  • «این عمل [افتادن به پای سید علی خامنه‌ای] احترام به رهبر است و احترام به رهبر، احترام به امام زمان است و عین توحید است، هر کس این کار را نکند باید در توحید او شک کرد.»
    • منبع: منبع: مصباح‌یزدی، محمدتقی، در پاسخ به مغایرت افتادن به پای رهبری در سنگفرش حیاط منزل با توحید، ۱۳۸۷.[۶]
  • «اختیارات ولی فقیه فراتر از آن چیزی است که در قانون اساسی آمده است.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۱، ص ۵۸.
  • «فقیه واجد شرایط [ولی فقیه] اختیار جان و مال مسلمان‌ها را دارد.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، هفته‌نامه پرتو سخن، ۷ دی ۸۴، ش ۳۱۰.
  • «اکنون در فرهنگ دینی ما هر که دیندارتر است از ولایت فقیه حمایت می‌کند ولی هنوز بعد از ۳۰ سال این اصل آنچنان که باید جا نیافتاده است.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در مؤسسه آموزشی امام خمینی، به تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۸۸.
  • «آنچه امام در طول زندگی‌شان و امامت‌شان و رهبری‌شان عمل فرمودند، تقید به قانون اساسی نبود.»
    • منبع: صنعتی، رضا، گفتمان مصباح، مرکز اسناد انقلاب‌اسلامی، تهران، تابستان ۸۷، پاورقی ص ۵۷۷.
  • «حکومت ولی فقیه در زمان غیبت امام معصوم (ع) با نصب عام از طرف امام معصوم انجام شده است که خود وی منصوب خداست.»
    • مصباح‌یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۱، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، پاییز ۷۷، ص ۱۶.
  • «ولی فقیه یعنی جانشین امام معصوم، یعنی کسی که می‌خواهد حق را تعیین کند. او گاهی مصلحت می‌بیند، بگوید شما رای بدهید... انتخابات ریاست‌جمهوری اعتبارش به رضایت اوست، مصلحت دیده که در این شرایط مردم رای بدهند.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، هفته‌نامه پرتو سخن، ۷ دی ۱۳۸۴، ش ۳۱۰.
  • «رهبر وقتی قانون را تأیید می‌کند بنابراین همه مصوبات قانونی همچون نماز و روزه بر مردم واجب می‌شود که این از حقوق والی بر مردم است.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در مؤسسه آموزشی امام خمینی، به تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۸۸.
  • «ولایت فقیه به دلیل آنکه دارای پرتویی از انوار امام زمان (عج) است و مردم نیز به دلیل این که او را جانشین به حق ولیعصر (عج) می‌دانند اطاعت از او را همچون اطاعت از امام عصر بر خود لازم می‌دانند.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در مؤسسه آموزشی امام خمینی، به تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۸۸.
  • «در نظام سیاسی اسلام حجیت کلام رهبر به رای مردم نیست و اعتبار و مشروعیت نظام و رهبر برگرفته و ناشی از رای خبرگان نمی‌باشد، زیرا خبرگان مقام ولایت را به رهبر اعطا نمی‌کنند. وظیفه خبرگان فقط تشخیص مصداق رهبری الهی است که شرایط آن را ائمه اطهار بیان کرده‌اند. خبرگان موظفند کسی را که امام معصوم برای ولایت و رهبری شایسته می‌داند، به مردم معرفی کنند... بنابراین اعتبار رهبری به سبب صلاحیت‌های او و نصب الهی است. باید افزود: دیگر امور و مناصب با واسطه حجیت رهبر اعتبار پیدا می‌کند.»
    • منبع: مصباح‌یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۱، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، پاییز ۷۷، ص ۸۸.
  • علامه مصباح یزدی
  • «در هر زمانی «فقیه اصلح» برای اداره جامعه اسلامی از سوی امام زمان (ع) منصوب شده‌است.»
    • مصباح‌یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۲، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، پاییز ۷۷، ص ۵۱.
  • «معصومان (ع) به صورت معین نصب شده‌اند، ولی نصب فقها عام بوده و در هر زمانی برخی آنها مأذون به حکومت هستند.»
    • مصباح‌یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۱، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، پاییز ۷۷، ص ۱۸.
  • «حکومت دینی که ما می‌گوییم معنایش این نیست که کسی که در راس حکومت قرار می‌گیرد و به نام دین حکومت می‌کند، هرچه دلش خواست رای بدهد... خدا به پیغمبرش می‌فرماید: تو برای مصلحت‌اندیشی نزدیک بود اندکی از پیشنهادهای کفار را بپذیری.»
    • منبع: ماهنامه معرفت ارگان تئوریک مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، مرداد ۸۲، ش ۶۸، ص ۱۲–۱۱.
  • «فقهای عضو خبرگان، کمتر تحت تأثیر تبلیغات و جوسازی‌ها واقع می‌شوند و در نتیجه در جو آرام و مطلوبی ولی فقیه را کشف و به مردم معرفی می‌کنند.»
    • منبع: مصباح‌یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۱، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، پاییز ۷۷، ص ۸۶.
  • «دشمنان چنین وانمود می‌کنند که ولیّ فقیه یعنی دیکتاتوری که هر چه دلش می‌خواهد دستور می‌دهد. امام فرمود اگر ولیّ فقیه مرتکب یک گناه بشود همان وقت از ولایت ساقط شده است. ولایت فقیه فقط مقامی است که باید حکم خدا را درست اجرا کند و اگر از حکم خدا تخلف نماید دیگر صلاحیت ندارد و همان وقت سقوط می‌کند.»
    • منبع: مصباح یزدی، سخنرانی و پرسش و پاسخ در جمع پرسنل کمیته امداد همدان، مهرماه ۱۳۷۹.[۷]
  • «اکثریت فقهای شیعه بر این باورند که در زمان غیبت، فقیه حق حاکمیت دارد و حکومت از سوی خدا به وسیله امامان معصوم (ع) به فقها واگذار شده‌است.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمد تقی، مقالهٔ «حکومت و مشروعیت»، برگرفته از شمارهٔ ۹۸۸ روزنامهٔ اعتماد (به تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۸).
  • «حکم ولایی دادن یعنی در جایی که دو حکم اسلامی در مقام عمل با هم تزاحم دارند و اجرای هر دو حکم ممکن نیست، و مسئله‌ای عادی هم نیست که همه بفهمند؛ بلکه کار کارشناسی می‌خواهد؛ این جاست که وقتی فقیه از میان انظار مختلف تشخیص دهد که مصلحت اهم آنی است که آن دسته از کارشناسان گفته‌اند، حکم ولایی صادر می‌کند و می‌گوید: من به عنوان ولی امر مسلمانان دستور می‌دهم این کار را بکنید و به این صورت، مصلحت جامعه حفظ و اختلافات در عمل برداشته می‌شود. این حکم ولایتی می‌شود.»
    • پرسش و پاسخ در دانشگاه شاهرود، خرداد ۱۳۷۹[۸]
  • «فقها به عنوان کلی به ولایت منصوب شده‌اند و برای معین شدن یک فقیه و واگذاری حکومت و ولایت به او باید از آرای مردم کمک گرفت. پس اصل مشروعیت از خداست، ولی تعیین فقیه برای حاکمیت به دست مردم است. این نقش افزون بر نقشی است که مردم در عینیت بخشیدن به حکومت فقیه دارند.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمد تقی، مقالهٔ «حکومت و مشروعیت»، برگرفته از شمارهٔ ۹۸۸ روزنامهٔ اعتماد (به تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۸).
  • «اگر مقصود گوینده این است که در زمان غیبت، حکومت فقیه مشروعیت تلفیقی دارد، به این معنا که مشروعیت ولایت فقیه به نصب الهی و نیز رای مردم است و رای مردم در عرض نصب الهی، جزو تعیین کننده مشروعیت برای حکومت فقیه است یا اگر مقصود، این است که عامل اصلی مشروعیت حکومت فقیه در زمان غیبت نصب الهی است، ولی خداوند شرط کرده است که تا آرای مردم نباشد، فقیه حق حاکمیت ندارد و رای مردم، شرط مشروعیت حکومت فقیه (نه جزو دخیل در آن) است، به هر صورت که نظر مردم را در مشروعیت دخالت بدهیم، با این اشکال مواجه می‌شویم که آیا حاکمیت حق مردم بوده تا به کسی واگذار کنند؟ پیش تر گفتیم، حاکمیت فقط حق خداست و امامان از سوی خدا حق حاکمیت بر مردم یافته‌اند. اگر مردم در مشروعیت حکومت دخالت داشته باشند، باید هر زمان که مردم نخواستند، حکومت فقیه عادل واجد شرایط، نامشروع باشد، ولی ما گفتیم که فقیه واجد شرایط در زمان غیبت حق ولایت دارد و این حق با موافقت مردم، تحقق عینی می‌یابد.»
    • منبع: مصباح یزدی، محمد تقی، مقالهٔ «حکومت و مشروعیت»، برگرفته از شمارهٔ ۹۸۸ روزنامهٔ اعتماد (به تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۸).
  • «به نظر ما تمام مقرراتی که در کشور اسلامی اجرا می‌شود، همه اعتبارش به امر ولایت فقیه و امضای اوست. اگر بدانیم در جایی در یک مورد راضی نیست، هیچ اعتباری ندارد... اینکه امام قانون اساسی را تصویب کرد؛ این یعنی من دستور می‌دهم اینگونه عمل کنید و اعتبار پیدا می‌کند، چون او امضا کرده‌است، اگر امضا نکرده بود، هیچ اثری نداشت. حتی اگر تمام مردم هم رای می‌دادند هیچ اعتبار قانونی و شرعی نداشت، همان‌طور که خودش فرمود.»
    • منبع: هفته‌نامه پرتو سخن، ۷ دی ۸۴، ش ۳۱۰.

 

اوایل زندگی و تحصیلات

او ۱۱ بهمن ۱۳۱۳ در یزد به دنیا آمد. مجتبی مصباح یزدی، فرزند دومش گفته بود که «مادر حاج آقا در زمان حاملگی خواب دیده بوده که قرآن متولد شده»[۲۲]و مفسر خواب به آنان می‌گوید که «فرزندی که متولد می‌شود پسر است و بشارت باد که او عالم و حامی قرآن خواهد بود».[۲۳]

تحصیلات ابتدایی خود را در هفت سالگی آغاز کرد. سپس وارد حوزهٔ علمیهٔ یزدشد و دورهٔ مقدمات و سطح را همان‌جا به اتمام رساند، سپس در سال ۱۳۷۱ ه‍.ق عازم نجف شد، و پس از یک سال برای ادامهٔ تحصیل به قم هجرت کرد و حدود ۸ سال به‌طور مداوم در درس فقه حسین طباطبایی بروجردی شرکت کرد. وی در سن ۲۵ سالگی به درجهٔ اجتهاد رسید؛[۲۴] اما با این حال تا ۸ سال در دروس فقه و اصول روح‌الله خمینی و تا ۱۵ سال در درس فقه محمد تقی بهجتو تا ۲ سال در درس محمد علی اراکی شرکت می‌کرد. وی از شاگردان درس تفسیر و فلسفهٔ محمدحسین طباطبایی نیز به‌شمار می‌رود و با پایه‌گذاریمدرسه حقانی توسط علی قدوسی و محمد حسینی بهشتی استاد و عضو هیئت مدیره این مدرسه می‌شود.[۲۵] اما بعدها به دلیل اختلافات شدیدش باعلی شریعتی از این سمت کناره گرفته و به مؤسسه «در راه حق» می‌پیوندد[۲۶]

فعالیت‌های فرهنگی

پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ او در تأسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و در جهت تحول و بازسازی نظام حوزه نقش فعالی ایفا کرد. او بنیاد علمی پژوهشی باقرالعلوم و سپس مؤسسهٔ آموزشی پژوهشی امام خمینی را در قم پایه‌گذاری کرد. وی هم‌اکنون رئیس مؤسسهٔ علمی پژوهشی امام خمینی و همچنین رئیس شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت و عضو جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم می‌باشد.

 

متن کامل پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بدین شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با تأسف و تأثر فراوان خبر درگذشت عالم ربانی، فقیه و حکیم مجاهد، آیت الله آقای حاج شیخ محمدتقی مصباح یزدی را دریافت کردم. این، خسارتی برای حوزه‌ی علمیه و حوزه‌ی معارف اسلامی است. 

ایشان متفکری برجسته، مدیری شایسته، دارای زبان گویائی در اظهار حق و پای با استقامتی در صراط مستقیم بودند. 

خدمات ایشان در تولید اندیشه‌ی دینی و نگارش کتب راه‌گشا، و در تربیت شاگردان ممتاز اثرگذار، و در حضور انقلابی در همه‌ میدانهایی که احساس نیاز به حضور ایشان می شد، حقاً و انصافاً کم‌نظیر است. پارسائی و پرهیزگاری خصلت همیشگی ایشان از دوران جوانی تا آخر عمر بود و توفیق سلوک در طریق معرفت توحیدی، پاداش بزرگ الهی به این مجاهدت بلند مدت است.

اینجانب که خود سوگوار این برادر قدیمی و عزیز می باشم، به خاندان گرامی و فرزندان صالح و دیگر بازماندگان ایشان و نیز به شاگردان و ارادتمندان این معلّم بزرگ و به حوزه‌ی علمیه تسلیت عرض می کنم و علّو درجات ایشان و مغفرت و رحمت الهی را برای ایشان مسألت می‌نمایم.

سیّدعلی خامنه‌ای

۱۳ دی 

فعالیت‌های سیاسی

در سال ۴۸ جلسه‌ای در حضور علی خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی و مصباح یزدی در منزل قدوسی برگزار می‌شود و از مصباح یزدی خواسته‌می‌شود که به انقلابیون بپیوندد، اما او مخالف می‌کند. هاشمی رفسنجانی در این مورد می‌گوید که مصباح یزدی ضمن حرام دانستن مبارزه، اعلام داشته که می‌خواهد به کار علمی و فرهنگی بپردازد. شخص مصباح یزدی می‌گوید که به علت عدم شناخت از مخالفان، در این جلسه اعلام کردهاست که با آنها همکاری نمی‌کند.[۲۷][۲۸]

او در دوران انقلاب هرگز توسط ساواک دستگیر یا زندانی نشد. علی خامنه‌ای در خاطراتش گفت که او «تا آخرش هم لحمدلِلَّٰه گیر نیفتاد، از بس که ایشان آرام و با ملاحظه کار می‌کرد.».[۲۹]

مصباح یزدی در در دوران خمینی چندان فعالیت رشد نیافت و رابطه او با خامنه‌ای نیز تا زمان رهبر شدن وی تیره و تار بود. محسن کدیور در تحقیقی که درباره رهبر شدن خامنه‌ای نوشته، نقل کرده است که مصباح یزدی خرداد سال ۶۸ در جلسه‌ای در قم گفته بود خامنه‌ای «حتی یک صفحهٔ رسائل را بدون اعراب نمی‌تواند از رو بخواند». اما پس از به قدرت رسیدن خامنه‌ای، مصباح یزدی شروع به ستایش وی کرد و نقش سیاسی او نیز در جمهوری اسلامی پر رنگ شد.[۳۰][۲۲] مصباح یزدی در واکنش به رویدادهای پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ گفت: «سلسله جنبان این قضایا هر که بود درصدد حذف ولایت فقیه از نظام سیاسی کشور بود.» وی «ولایت فقیه را روح انقلاب و مشخصه این حکومت» دانسته و گفت: «دشمنان می‌خواستند یا این رکن اساسی را حذف یا تضعیف و کمرنگ کنند که در این جریان برخی آگاهانه و برخی فریب خورده اقدام به این امر نمودند».[۳۱] او همچنین در ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در مؤسسه آموزشی امام خمینی در قم این‌گونه استدلال کرد که وقتی رئیس‌جمهوری از جانب رهبری نصب و تأیید می‌شود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور بر او نیز تابیده می‌شود و لذا «وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد اطاعت از او نیز مثل اطاعت از خداست.»[۳۲][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸] وی همچنین از رهبران جبهه پایداری انقلاب اسلامی است که طی سال‌های اخیر به عنوان یک گروه سیاسی ظهور و بروز کرده‌است. مؤسسه مطالعاتی امریکن اینترپرایز نیز در تحلیلی اظهار داشت که محمد تقی مصباح یزدی و عزیز خوشوقت از نزدیکان سید علی خامنه‌ای هستند.

آیت الله مصباح

انتخابات مجلس شورای اسلامی دهم

در زمان دولت یازدهم ایران، مصباح از مخالفان این دولت محسوب می‌شد و از برنامه انفرادی خود و اعضای جبهه پایداری برای در دست‌گرفتن اکثریت اعضای دوره دهم مجلس شورای اسلامی صحبت کرده‌است. وی در جلسات خود با نمایندگان دوره نهم مجلس شورای اسلامی که عضو جبهه پایداری هستند، از سعید جلیلی و باقری لنکرانی، به عنوان بهترین گزینه‌ها برای در دست گرفتن ریاست دوره نهم مجلس شورای اسلامی سخن گفته‌است.

انتخابات خبرگان ۱۳۹۴

مصباح که از دور دوم مجلس خبرگان رهبری نمایندگی استان تهران در آن را برعهده داشته‌است از کسب آرای کافی برای انتخاب مجدد در انتخابات ۷ اسفند ۱۳۹۴ بازماند. وی نوزدهم شد و نتوانست در بین شانزده نماینده منتخب جای بگیرد. بسیاری از شاگردان و نزدیکان او نیز در انتخاب شدن ناکام ماندند.[۳۹] در ۲۰ اسفند ۱۳۹۴، سید علی خامنه ای، رهبر ایران که پیش از انتخابات نیز دربارهٔ برنامه‌ریزی برای حذف برخی چهره‌ها از مجلس خبرگان هشدار داده بود، در حمایتی آشکار از رأی نیاوردن محمد یزدی و محمدتقی مصباح ابراز نارضایتی کرده و نبودن آن‌ها در مجلس خبرگان پنجم را مایهٔ خسارت دانست.[۴۰]

انتخابات میاندوره‌ای خبرگان ۱۳۹۸

تقی مصباح در انتخابات میاندوره‌ای خبرگان در اسفند ۱۳۹۸ از حوزه استان خراسان رضوی نامزد شد و توانست به عنوان نماینده منتخب این استان به مجلس خبرگان راه یابد اما قبل از مراسم تحلیف و پیوستن رسمی به این مجلس درگذشت.

از نظریه‌پردازی برای خشونت اسلامی تا اثرگذاری بر قتل‌های زنجیره‌ای و محفلی

مصباح یزدی یکی از فقیهان متنفذ، لجوج، متعصب، قدرتمند و پابوس خامنه‌ای بود. [۲۲] که به دلیل سخنرانی‌هایش در دفاع از قتل و خشونت اسلامی و تقدیس آن، به «تئوریسین خشونت» معروف شد.[۴۱][۴۲] وی یکی از صادر کنندگان فتوای قتل نویسندگان وروشن‌فکران… در جریان قتل‌های زنجیره‌ای ایران بود.[۲۲] همچنین در جریان قتل‌های محفلی کرمان یکی از متهمان گفته بود که زیر تأثیر سخنان مصباح یزدی، خودش وارد عمل شده و بر اساس ظن خودش به کشتن شماری از شهروندان و مرتدان پرداخته‌است.

برخی از شخصیت‌ها و منابع، از او به عنوان شخصیتی افراطی، دشمن دموکراسی،[۴۳] «پدر معنوی» بسیاری از جریان‌های تندروی داخل حاکمیت ایران،[۴۴] (از جمله، جبهه پایداری انقلاب اسلامی[۴۵]) و اثرگذار بر گروه‌های سیاسی تندروی[۴۶] پشتیبان سید علی خامنه‌ای[۴۷] یاد کرده‌اند.

وی موضع‌گیری‌های تندی دربارهٔ علوم انسانی داشته و خواهان اسلامی شدن آن‌ها بود. در میانه دهه ۷۰ خورشیدی، تنها حوزوی مورد اعتماد خامنه‌ای بود که مأموریت «تقویت» مبانی اعتقادی و سیاسی دانشجویان (و طلبههای) بسیجی و نیز برخی از بازیگرانجوان را بر عهده گرفت و در یک دورهٔ ۲۰ ساله توانست ۶۰ هزار نیرو را آموزش دهد که برخی از آن‌ها جزو مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.[۴۸]

همچنین قرارگاه عمار نام یکی از تشکیلاتی است که با نام محمدتقی مصباح یزدی، پیوند خورده‌است؛ قرارگاهی که در پی سرکوباعتراضات سراسری سال ۱۳۸۸، راه‌اندازی شد تا (به گفته پدیدآورندگانش) غبار از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ زدوده و صدای خامنه‌ای باشد.[۴۹]

وی مخالفت با ولایت فقیه و خامنه‌ای را شرک می‌پنداشت.[۵۰]

دیدگاه‌های سیاسی

مصباح یزدی از حامیان اسلام بنیادگرایانه و طیف اصولگرا بود. او علی‌رغم باور به ریشه‌داشتن اصلاح‌طلبی در «نظام ارزشی اسلام»،[۵۱] از مخالفان جدی جریان اصلاح‌طلبی رایج در ایران بود، چنان‌که در حسینیه شهدای قم اصلاح‌طلبان را «احیاکنندگان سنت کفار ۲۵۰۰ سال پیش ایران» نامید.[۵۱] وی همچنین اصلاح‌طلبی با معیارهای مطرح شده از سوی رهبر جمهوری اسلامی را، مطلوب دانسته و بیان کرد که «این اصلاح‌طلبی را می‌خواهیم».[۵۱]

ارهاب و خشونت

سال ۵۴ مصباح یزدی در مدرسه حقانی با وارد کردن انتقادات تندی به علی شریعتی اعلام می‌کند که باید با او برخوردی متناسب با منکر ضروریات دین شود. در همان زمان، سید محمد بهشتی با واکنش تندی به این درخواست مصباح می‌گوید «اگر قرار باشد فکر هر کسی را نپسندیم فرمان قتل آن را دهیم ربطی به اسلام ندارد.»[۵۲] همچنین بهشتی اعلام می‌کند که «من مکرر به جناب آقای مصباح هم گفته‌ام. گفته‌ام دوست عزیز، چرا این بحث‌هایی که احتیاج به رسیدگی بیشتر دارد، باید این‌طور مطرح شود؟ … بحث من در اینجا بحث جناب آقای مصباح نیست. بحث من در اینجا با شما طلاب است. به ایشان هم در این ۱۰، ۱۵روز قبل عرض کردم. گفتم آقا! بحث، بحث روش تربیتی مدرسه است… شما طلاب مدرسه نمی‌توانید با این اسلوب بار بیایید وگرنه لااقل بنده نمی‌توانم در چنین مدرسه‌ای ذره‌ای در کارها سهیم باشم. مدرسه‌ای که بخواهد یک مشت انسان لجوج، پرخاشگر بیجا و متعصب تربیت کند، نتوانند با هم دو کلمه حرف بزنند، چه ارزشی دارد؟ در این صورت چه خدمتی به اسلام و به حق کرده‌اند؟ به چه انگیزه‌ای؟ … اگر قرار است در روحانیت کسی به‌عنوان صاحب نظر در مسائل مربوط به نسل جوانِ درس‌خوانده در ارتباط با مذهب نام برده شود، لااقل من که یکی از آنها هستم. عمرم را در این راه گذراندم. من به‌عنوان کارشناس صاحب‌نظر این فن می‌گویم این «اتمام حجت» های شما خطرناک است. «اتمام حجت» چیست؟! می‌گویم این، تمام رشته‌های این ۳۰، ۴۰ سال را پنبه می‌کند.»

 

 

کتاب‌شناسی

وی دارای تألیفات و آثار متعددی در زمینه‌های فلسفهٔ اسلامی، الهیات، اخلاق و عقاید می‌باشد؛ از جمله[نیازمند منبع]:

  • اخلاق در قرآن (۳ جلد)
  • آذرخشی دیگر از آسمان کربلا
  • اصلاحات، ریشه‌ها و تیشه‌ها
  • آفتاب ولایت
  • آموزش عقاید (۳ جلد)
  • آموزش فلسفه (۲ جلد)
  • انسان‌شناسی در قرآن
  • انقلاب اسلامی، جهشی در فرایند تحولات بین‌الملل
  • ایدئولوژی تطبیقی
  • بر درگاه دوست
  • به سوی او
  • به سوی خودسازی
  • پاسخ‌های استاد به جوانان پرسشگر
  • پاسداری از سنگرهای ایدئولوژیک (۶ جلد)
  • پرتویی از امامت و ولایت در قرآن کریم
  • پرسش‌ها و پاسخ‌ها (۵ جلد)
  • پند جاوید (۲ جلد)
  • پندهای امام صادق (ع) به رهجویان صادق
  • پیش‌نیازهای مدیریت اسلامی
  • تعدد قرائت‌ها

تفسیر معارف القران

  • تهاجم فرهنگی
  • توحید در نظام عقیدتی اسلام
  • جامعه و تاریخ در قرآن
  • جامعیت قرآن
  • جامی از زلال کوثر (شخصیت حضرت فاطمه زهرا)
  • جنگ و جهاد در قرآن (۲ جلد)

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آثار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی، ایشان در مراسم اختتامیه نیمه اول دوره غیرمتمرکز طرح ولایت، یادآوری نعمت‌های خدا را یکی از شیوه‌های قرآن کریم برای هدایت، و تعلیم و تربیت مردم معرفی کرد، و گفت: خداوند پس از  تذکر  این نکته گاهی می‌فرماید: «أَفَلا تَشْکُرونَ؛ آیا نمی‌خواهید شکر کنید؟» اما گاهی مسئله را به صورت جدی‌تری مطرح کرده و می‌فرماید: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ؛ در مقابل این نعمت‌ها یا شکر می‌کنید یا کفران نعمت؛ اگر شاکر باشید، نعمت‌تان را زیاد خواهم کرد، اما اگر کفران نعمت کنید، قطعا عذاب من شدید است.»

وی ضمن توضیح علت تأکید خداوند بر شکر نعمت‌ها، ادامه  داد: در این‌جا سؤالاتی از این قبیل مطرح می‌شود که چرا خداوند این نعمت‌ها را به ما داده است؟ از اعطای این نعمت‌ها چه هدفی داشته است؟ خداوند که احتیاجی به تشکر کردن ما ندارد، چرا از ما می‌خواهد که شکرگذار باشیم و چرا فرموده اگر شکر نکنید دچار عذاب شدید الهی می‌شوید؟

استاد اخلاق حوزه علمیه قم برای پاسخ به این سؤالات گفت: خداوند رحیم است و از خوبی اوست که به ما نعمت‌هایی را می‌دهد. وجوب شکر کردن هم برای این است که خود ما ترقی کنیم؛ اما این‌که برای ناسپاسی عذاب گذاشته، برای تعادل بین ثواب و عقاب است. یعنی اگر با توجه به اختیار داشتن انسان، ‌انتخاب شکر، جزای مثبت دارد، باید انتخاب ناشکری نیز جزای منفی داشته باشد تا تعادلی در نتیجه رفتارهای اختیاری ما ایجاد شود و انگیزه‌ای برای انتخاب هر یک از طرفین وجود داشته باشد.

وی با اشاره به نعمت‌‌های مختلفی که پیرامون ما را احاطه کرده‌، به مقایسه این نعمت‌ها پرداخت، و افزود: همه نعمت‌های دنیایی برای این است که بهره‌ای از ‌آن‌ها در این دنیا داشته باشیم و فرصت استفاده ما از آن‌ها نهایتاً تا پیش از مرگ‌مان است. اما نتیجه برخی نعمت‌ها بی‌نهایت است و برکت‌ آن‌ها تنها برای عمر دنیای ما نیست.

آیت‌الله مصباح یزدی درباره نعمت‌هایی که نتیجه بی‌نهایت را برای انسان رقم می‌زند، گفت: خداوند به ما نعمتی‌هایی داده که اگر به درستی از آنها استفاده کنیم، فایده بی‌نهایت دارد. حال چه مقدار باید شکر چنین نعمت‌هایی را به جا بیاوریم؟ روشن است که شکر یک لحظه از این نعمت‌ها را هم نمی‌توانیم به جا بیاوریم؛ پس در مقابل نعمتی که اثرش بی‌نهایت است چه کار باید بکنیم؟

استاد حوزه علمیه قم در ادامه با ذکر چند سؤال درباره این نعمت‌ها افزود: اولین سؤال این است که آیا اساساً نعمتی وجود دارد که ما بتوانیم به آن دسترسی پیدا کنیم و از آن بهره‌مند شویم و فایده‌اش بی‌نهایت باشد؟ ما که مسلمان هستیم می‌گوییم بله؛ چنین نعمتی وجود دارد. چون قرآن صریحاً به نعمت بی‌نهایت بهشت اشاره کرده است.

وی دومین پرسش را چگونگی به دست‌آوردن این نعمت عنوان کرد، و گفت: بر اساس قرآن و روایات می‌توانیم فی‌الجمله بگوییم دست‌یابی به این نعمت‌ها هم امکان‌پذیر است و راه آن عمل به دستورات قرآنی است.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ضمن بیان این حقیقت که هیچ کمیت محدودی قابل مقایسه با بی‌نهایت نیست، ادامه داد: اما سؤال این‌جاست که ما برای رسیدن به این نعمت بی‌نهایت الهی چقدر زحمت می‌کشیم؟! آیا می‌دانیم که هر لحظه که از این نعمت بی‌نهایت دور باشیم، چه‌قدر ضرر کرده‌ایم؟! تصور کنید نعمت بی‌نهایتی را بیابیم که برای ما تا آخر عمر روزانه میلیاردها سود داشته باشد، آیا در این صورت چنین چیزی را رها می‌کنیم؟! روشن است که رها کردن چنین نعمتی منطقی نیست؛ اما اکثر انسان‌ها در عمل این نعمت را نادیده می‌گیرند.

سایت آقای مصباح

ورود به حوزه علمیه

محمد تقی در سال 1326 وارد حوزه علمیه یزد شد. علاقه شدید وی به یادگیری علوم دینی باعث شد او در مدرسه شفیعیه دروس مقدماتی را نزد مرحوم استاد محمدعلی نحوی شروع کند. شوق آموختن وبهره مندی از ذهن و هوشی سرشار باعث شد او دوره مقدمات و سطح حوزوی را که عموما در هشت (ده) سال خوانده می شود. در مدت چهار سال به پایان برساند.

به دلیل علاقه و استعداد بسیار محمد تقی، استادان کلاسهای خصوصی برای وی برگزار می کردند و از او می خواستند مطالب را به عربی بنویسد.

محمدتقی که اینک طلبه جوان برومندی می نمود، درسهای «شرح لمعه » در فقه و «رسائل و قوانین » در اصول فقه رانزد سید علی مدرسی و میرزا محمد انواری به پایان رسانده و عازم نجف اشرف شد.

مهاجرت به نجف اشرف

نجف اشرف در آن سالها، مرکز علوم اسلامی بود و شمار بسیاری ازفرزانگان را در خود جای داده بود. آرزوی هر طلبه رسیدن به این چشمه جوشنده دانش و فضیلت بود، از این رو محمد تقی به همراه خانواده خود در سال 1330 رهسپار نجف شد. فراگیری «مکاسب »در فقه و «کفایه الاصول » در اصول فقه نزد استاد محمدعلی سرابی و علامه سیدعلی فانی، و نیز شرکت در درس تفسیر آیه الله العظمی خوئی دستاورد این مهاجرت است; اما دیری نمی پاید که خانواده او به سبب مشکلات مادی مجبور به بازگشت به ایران می شود.

ورود به حوزه علمیه قم

شیخ محمدتقی حدود نوزده ساله بود که در 1331 وارد قم شد. اوبه دلیل مشکلات مالی خانواده، تمام وسائل زندگی حتی کتابهای خود را در نجف فروخته بود. استاد در این باره می گوید: «وقتی که من مشغول تحصیل شدم، حوزه یزد بعد از تعطیلی های دوران سیاه رضاخانی تازه تجدید سازمان شده بود و استادان خوبی با علاقه، تدریس می کردند و نسبتا حوزه گرم و خوبی بود.

والدینم وقتی شوق من را به ادامه تحصیل دیدند، نظر به علاقه ای که آنان نیز داشتند، تصمیم بر مهاجرت به عراق گرفتند و یک سال تحصیلی در نجف ماندیم.

پدرم تلاش زیادی برای یافتن کار مناسبی برای تامین زندگی نمود، لیکن موفق نگردید، لذا تصمیم گرفتند مجددا به ایران برگردند. من هم گرچه بازگشت برایم سخت بود، ولی به لحاظ وضع والدین، بخصوص مادرم، ناچار شدم برگردم. این بود که در سال 1331 به ایران مراجعت کردم و در قم مشغول تحصیل شدم و والدینم در تهران سکونت اختیار کردند.» شیخ محمدتقی در مدرسه فیضیه قم، حجره گرفت. حجره ای که محقر و در زاویه مدرسه زیر پله بود.

سقفی نمور داشت و آفتاب به آن نمی تابید. دری بدون شیشه داشت ومحل نگهداری جارو و آبپاش بود، ولی دانش پژوه ما چنان با سعی و تلاش به تحصیل می پرداخت، که بیش از پنج تا شش ساعت برای استراحت و خواب وقت صرف نمی کرد.

استاد در این باره می گوید: «در همان سال بقیه مکاسب و نیزکفایه را خدمت مرحوم آیه الله حاج شیخ مرتضی حائری رحمه الله به اتمام رساندم و سال بعد، در درس خارج فقه مرحوم آیه الله بروجردی رضوان الله علیه و در درسهای تفسیر و اسفار علامه طباطبایی رحمه الله شرکت کردم. همزمان با شرکت در درس آن دو بزرگوار، در درس اصول حضرت آیه الله اراکی رحمه الله هم شرکت می کردم و بعد در درس فقه و اصول حضرت امام رحمه الله علیه که حدود هشت سال طول کشید. در محضر علامه طباطبایی حدودده سال، اسفار و الهیات شفا را خواندم. برهان شفا را هم درشبهای پنجشنبه و جمعه نزد ایشان می خواندم. و در درس فقه واصول امام رحمه الله همچنان شرکت می کردم.

آقای مصباح یزدی

بعد از وفات مرحوم آقای بروجردی در درس فقه آیه الله بهجت هم شرکت کردم. این دوره در حدود پانزده سال ادامه داشت و طهارت ومکاسب و خیارات را از محضر ایشان استفاده کردم.»

آیه الله مصباح یزدی از شمار عالمان برجسته دینی می نماید که بیشتر ازنیم قرن است که دیگران را از فیض وجود خود بهره مند گردانیده است. دستاوردهای زندگی او، باعث افتخار اسلام، تشیع و روحانیت است. وی استاد فقه، اخلاق، فلسفه و تفسیر است و افزون بر آموزش صدها طلبه برای دستیابی به مراتب علمی به تهذیب اخلاق آنان همت گماشته، با آثار قلمی خود گامهای تحسین برانگیزی در نشر معارف اسلامی برداشته است.

تلاش پایان ناپذیر و خارق العاده او در دانش اندوزی به مدداستعداد و توان علمی شگرف، مقام علمی رفیعی را برای وی به ارمغان آورده که مورد اذعان همگان است.

گواه این بالندگی، تدریس در مجامع علمی داخل و خارج از کشور وچاپ دهها عنوان کتاب ارزنده است. او تمام زندگی خود را وقف دین و دینداران کرده، چندین مؤسسه فرهنگی آموزشی را به دانش پژوهان اهدا کرده است.

فعالیتهای پیش از انقلاب

الف - تشکیل درس اخلاق در حوزه

استاد مصباح پس از ورود به قم، با گروهی از طلاب فاضل آشنا شدو جلسات هفتگی با آنها برگزار کرد.

هدف از تشکیل این جلسات، پی بردن به کمبودها و نارسایی های حوزه بود.

یکی از نیازهای حوزه علمیه، برگزاری درسهای اخلاق بود، از این رو، استاد نامه ای به حضرت آیه الله بروجردی نوشت و از ایشان تقاضای تشکیل درس اخلاق را کرد.

در پی این نامه و به درخواست استاد، آیه الله مشکینی نیزنامه ای در این باره به آیه الله بروجردی نوشت و آن را به امضای دویست نفر از فضلای حوزه رساند. این امر مورد تایید زعیم مسلمانان قرار گرفت و در پی آن دروس اخلاق حوزه شروع شد.

ب - مبارزه با مارکسیست ها و افکار التقاطی

استاد مصباح درآغاز ورود به قم شاهده نمود، که مارکسیست ها درسراسر کشور، به طور گسترده دست به فعالیت زده اند. در بیشترکتابفروشی ها کتابهای مارکسیستی به فروش می رسید و جوانان مشتاق حقیقت، جذب این گروهها شده بودند. آنها دانشجویان را به سوی خود می کشاندند و کمتر کسی می توانست به رویا رویی با تبلیغات وفعالیتهای آنها بپردازد.

استاد مصباح تصمیم گرفت با علوم دانشگاهی آشنا شود، تا بتواندبه مقابله تهاجم فرهنگی بپردازد، از این رو از دکتر بهشتی درخواست کرد درسهایی همچون: زبان انگلیسی، فلسفه و جامعه شناسی را به طلاب بیاموزاند و آموزش دهد. استاد در این باره می گوید:«در طول مدتی که مشغول تحصیل علوم طلبگی بودم تا اواخری که حتی به عنوان تحقیق در دروس فقه و اصول شرکت می کردم، از دروس غیر حوزوی هم استفاده می کردم. در طول این مدت، وقت زیادی صرف فراگیری زبان انگلیسی، ریاضیات، فیزیک، شیمی، فیزیولوژی،بیولوژی، جامعه شناسی، روانشناسی و سایر علومی که دردانشگاهها مطرح بود، می کردم... منظورم این است که در عین اشتغال به دروس حوزوی، از این دروس هم غافل نبودم. هم علاقه شخصی داشتم و هم احساس می کردم که برای یک روحانی که بخواهدمؤثر باشد، لازم است که با این علوم آشنا گردد.» استاد مصباح در محضر چندین استاد به فراگیری دانشهای نو پرداخت. وی می گوید: «گاه در گرمای تیر و مرداد از قم به تهران می رفتم،تا در یک جلسه ریاضی شرکت کنم.» در ادامه این درسها و به پیشنهاد شهید بهشتی، مباحثی با نام «حکومت » شروع شد، ولی برای آن که رژیم طاغوت از تشکیل این جلسات جلوگیری نکند، بحث این نشستها به «ولایت » تغییر نام یافت. هدف از برگزاری این جلسات، گفتگو درباره حکومت اسلامی بود.         منبع متن

 

 

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۹ ، ۱۴:۲۳
    فاصله گلناری

    13آبان روز تسخیر لانه جاسوسی 
    13 آبان در تاریخ انقلاب اسلامی ایران همواره روز تقابل حق و باطل بوده است. دقیقا به همین دلیل یکسال پس از شهادت دانش آموزان در دانشگاه و درست در سالروز 13 آبان 58 ایران اسلامی شاهد جلوه دیگری از این رویارویی میان جبهه حق علیه باطل بود. در این روز به یکباره به حیات سیاسی مملو از خباثت امریکا و عملکرد سازمان جهنمی سیا در ایران خاتمه داده شد و مزدورانی که پس از پیروزی انقلاب دائماً به فتنه انگیزی و ماجراجویی علیه نهضت اسلامی ایران مشغول بودند به گروگان گرفته شدند و لانه پر از فساد و جاسوسی آنان که به اشتباه (سفارت) لقب گرفته بود،‌ تعطیل گردید. 
    اشغال لانه جاسوسی امریکا در تهران و گروگانگیری جاسوسان دیپلمات نمای کاخ سفید، تنها یک حادثه سیاسی در حد تعطیل شدن سفارتخانه یک کشور در کشور دیگر نبوده و بلکه آغاز تحول عمیقی بود که در خاورمیانه و در سطح جهان در جهت عریان ساختن ماهیت پنهان شده زمامداران واشنگتن و گردانندگان سیاست خارجی امریکا به وقوع پیوسته بود. 


    آیینه انقلاب 
    سیزده آبان از خاطره انگیزترین روزهای انقلاب شکوهمند اسلامی است. شاید تاریخ معاصر ما روزی بدین اهمیت و بزرگی کمتر به یاد داشته باشید. 
    سیزدهم آبان زادروز انقلابی بزرگتر سالگشت تبعید بینانگذار جمهوری اسلامی و روز دانش آموز است. هر یک از این مناسبتها خودکافی است که نظرها را به خود برگرداند و دیده ها را خیره کند. 

    روز دانش آموز است زیرا بیست و یک سال پیش در چنین روزی دانش آموزان انقلابی توانستند گوهر دانش و آموزندگی را در آیینه حماسه و دلیری بتابانند و غبار خودباختگی را از سیمای مدرسه بروبند. راه از مدرسه تا خیابان را چنان پیمودند که رزمندگان بی باک جبهه ها را در می نوردند و در برابر آهنگهای آتشبار ستم چنان صف آرایی کردند که کوهها بر فراز دشتهای تفتیده کویری آشیانه فساد و لانه جاسوسان را سیزدهم آبان از هم گسیخت. بیست سال پیش دانشگاهیان دین باور به پیروی از امام نور دیواره های نفاق و خیانت را فرو ریختند و شمعی فروزانتر از شمع نخست در میانه جنگ و کاراز افروختند. 
    سیزدهم آبان شاهد وداع امت با امام خود برای سالیانی چند بود. آن روز را سیزدهم آبان بخوبی در یاد دارد. خادمان بیمزد و منت بیگانگان به گرد خانه ای جمع آمدند که آشناترین نام را برای دلسوختگان اسلامی داشت و شیداترین نغمه ها را در گوش انسانهای مومن زمزمه کرده بود. خمینی (ره) را در ازدحام آهن و پولاد تا بیرون از مرزهای جغرافیای ایران دور کردند اما مرام و نام خمینی را برای همیشه در دل مرد و زن و مسلمان ایرانی جاودانه کردند
    .


    نویسنده: محمد حسن روزی طلب

    چکیده: تسخیر سفارت آمریکا در تهران اگرچه تأثیرات مهمی در عرصه سیاست داخلی کشور داشت؛ مهمترین تأثیر را در روابط خارجی ایران برجای نهاد. از جمله برای اولین بار نقش تعیین کننده ای را برای یک کشور مستقل ایجاد کرد تا آنجا که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ۱۹۸۰ در ایران و توسط دانشجویان رقم خورد. نوشتار حاضر وقایع نگاری اصلی ترین رویدادهای ۴۴۴ روزه این بحران است که در آن به ویژه به ابعاد خارجی ماجرا توجه بیشتری شده است.

    روز اول:

    ساعت ۱۰ صبح است. خیابان طالقانی وضع عادی خود را دارد. ماشین ها با سرعت و سروصدا عبور می کنند، فروشگاه ها بازند و کارکنان آنها سرگرم کارهای روزمره هستند. ناگهان گروهی نزدیک به چهارصد نفر در حالی که در طول خیابان طالقانی راهپیمایی می کنند، به سمت سفارت آمریکا می پیچند. جوانان با شور و حرارت از در و دیوار سفارت بالا می روند و به درون محوطه سفارت می پرند.
    خیابان بند می آید و جوان ها تند و تیز یکی پس از دیگری از گوشه و کنار سفارت به داخل می روند، حالا هر کدامشان بازوبندی به دست و عکس امام به سینه دارند. در حالی که باران نیز شروع به باریدن کرده، خبری بر روی تلکس خبرگزاری ها می رود که تا سالها اثراتش باقی خواهد ماند: «سفارت آمریکا در تهران اشغال شد.»

    روز دوم:

    امام خمینی حرکت دانشجویان را مورد تأیید قرار می دهد و می گوید:«امروز در ایران باز انقلاب است. انقلابی بزرگتر از انقلاب اول. در این انقلاب شیطان بزرگ آمریکاست.»
    آقای سید احمد خمینی به نمایندگی از رهبری انقلاب در جمع دانشجویان حضور می یابد و در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت می کند. خبرنگاری از او می پرسد علت حضور و مأموریتتان در رابطه با اشغال سفارت آمریکا چیست؟ او پاسخ می دهد: «من به دعوت برادران پیرو خط امام به اینجا آمدم.» سید احمد خمینی اضافه می کند: «تمام مردم ایران از عمل دانشجویان پشتیبانی می کنند.» او در جواب خبرنگاری که پرسیده بود: «آیا تضعیف دولت تا این حد صحیح است؟» می گوید: «این کار تضعیف دولت نیست زیرا تمام ملت یکپارچه این عمل را تأیید می کنند و لابد دولت هم از مردم است.»
    اما چند ساعت پس از مصاحبه سید احمد خمینی، دولت موقت مهندس بازرگان استعفاء می دهد و از قضا این استعفاء پذیرفته می شود و از سوی رهبر انقلاب، شورای انقلاب مأمور اداره کشور می شود. 
    ابوالحسن بنی صدر نیز به سرپرستی وزارت امور خارجه برگزیده می شود.

    13آبان

    روز ۱۶:

    خیابان های اطراف سفارت لبریز از حضور مردم است. انبوه جمعیت با عصبانیت پرچم آمریکا را آتش می زنند و فریاد می کشند: «مرگ بر آمریکا، مرگ بر کارتر» .
    بنی صدر، کفیل وزارت امور خارجه از سمتش کنار رفته و قطب زاده جای او را می گیرد. او می گوید: «نمی توان تا ابد گروگان ها را نگه داشت و آمریکا به عنوان سرزمین آزاد، نه می تواند تسلیم تحقیر واگذاری مردی بیمار به رژیم جمهوری اسلامی ایران بشود و نه از به خطر انداختن ۵۰ یا ۶۰ شهروندش برای نگه داشتن این مرد بیمار راضی است.»
    در خارج از مرزهای ایران خبرهای داغی وجود دارد. در اجتماعی بی سابقه شورای امنیت سازمان ملل با پانزده رأی بر آزادی فوری گروگان ها تأکید می کند، در این میان حتی شوروی نیز رأی مثبت می دهد. ایران نشست نیویورک را تحریم کرد اما بنی صدر می گوید اگر همچنان وزیر خارجه بود، به نیویورک می رفت، هر چند که برخی منتقدان در شورای انقلاب او را از هواپیما برگرداندند.
    ۱۹ نوامبر(۲۸ آبان) دانشجویان سه گروگان را آزاد می کنند. دو تفنگدار سیاهپوست و یک منشی زن. روز بعد آنها ده نفر زن و سیاهپوست دیگر را نیز آزاد می کنند.
    روز ۵۸: شورای امنیت در آخرین روزهای سال ۱۹۷۹ میلادی با ۱۱ رأی موافق و بی هیچ مخالفی و با امتناع روسیه و چک وسلواکی از رأی دادن تصویب می کند که ایران باید تا هفتم ژانویه(۱۸ دی ۵۸)، گروگان ها را آزاد کند و اگر در این مهلت گروگان ها آزاد نشوند، شورای امنیت قطعنامه شدیدتری صادر می کند. همزمان والدهایم دبیر کل سازمان ملل، تصمیم می گیرد شخصاً به ایران برود و دیپلماسی قدیمی را بیازماید. اما روزنامه های ایرانی در اول ژانویه (۱۲ دی)، با عکسی قدیمی از او استقبال می کنند. در آن عکس والدهایم بر دست اشرف پهلوی، خواهر شاه، بوسه می زند. روزنامه جمهوری اسلامی در زیر این عکس این گونه به والدهایم طعنه می زند:«آقای والدهایم، این شما هستید که بر دست بدکاره ای بوسه می زنید.»
    والدهایم به ایران می آید، اما هیچ یک از مقامات رسمی حاضر به دیدار او نمی شوند و او پس از سه روز بازمی گردد و هنگام بازگشت به شورای امنیت پیام می دهد که اعمال زور علیه ایران تنها به تشدید مقاومت آنها می انجامد. شورای امنیت دوبار تصویب قعطنامه را به تعویق می اندازد و در نهایت در ۲۲ دی ماه ۵۸ ( ۱۳ ژانویه ۱۹۸۰ )شورای امنیت بنا به پافشاری ایالت متحده تشکیل جلسه می دهد.
    مک هنری نماینده آمریکا دعاوی خود را علیه ایران اقامه می کند و از شورا تقاضا می کند که برای حفظ صلح بین المللی قطعنامه مورد درخواست ایالت متحده مبنی بر تحریم اقتصادی ایران را به تصویب برساند.
    آن شب یکی از جلسات شورانگیز شورای امنیت در جریان بود. پس از چندین ساعت بحث و بررسی، انگلستان، نروژ، پرتغال و فرانسه از قطعنامه آمریکا حمایت می کنند، بنگلادش و مکزیک رأی ممتنع و چک واسلواکی رأی مخالف و در نهایت شوروی با استفاده از حق وتو، قطعنامه آمریکا را به بایگانی شورای امنیت می سپارد.
    دیپلماسی دبیر کل شکست می خورد و ایالت متحده می گوید که یک طرفه به قطعنامه عمل خواهد کرد.

    ماه سوم

    ابوالحسن بنی صدر به ریاست جمهوری ایران برگزیده می شود. او در اولین مصاحبه اش خاطرنشان می کند:» «آماده نیست که با دانشجویان مسلمان حکومتی موازی را قبول کند.» او اضافه می کند:«ما در ایران دو حکومت داریم: یکی حکومت دانشجویان پیرو خط امام و دیگری شورای انقلاب و چنین وضعی قابل قبول نیست.»
    بنی صدر راه حل مسئله گروگان ها را تشریح می کند. به عقیده او دولت آمریکا باید از ایران عذرخواهی کند و استقلال و حاکمیت جمهوری اسلامی را محترم بشمارد؛ در این صورت مشکل گروگانها ممکن است به زودی حل شود. سخنان بنی صدر، اهالی کاخ سفید را به جنب و جوش وامی دارد. 
    زمزمه هایی در رسانه های خارجی مبنی بر دیدار مقامات ایران و آمریکا و ارائه راه حل تازه منتشر می شود. اما صادق قطب زاده در مصاحبه با رویترز می گوید:«شخص اینجانب و وزارت خارجه هیچ گونه تماس مستقیم و یا غیرمستقیم با آمریکا نداشته ایم و راه حل تازه، همان مطالبی است که بارها گفته ایم. » اشاره قطب زاده به استرداد شاه و اموال او به ایران است.
    چند سال بعد گری سیک در کتابش از دیدار قطب زاده (وزیر امور خارجه ایران) و همیلتون جردن(رئیس کارکنان کاخ سفید) در ۲۸ بهمن (۱۶ فوریه) در پاریس خبر می دهد. این دیدار سه ساعت به طول می انجامد. قطب زاده در پاسخ جردن که چگونه می توان بحران را با صلح و آرامش و حفظ حیثیت طرفین حل کرد، پاسخ می دهد:« راه حل ساده است، شاه را بکشید.»
    به هر حال پس از اظهار نظر فرانک جورج که با خوش بینی خبر از پیدا شدن راه حل تازه برای آزادی گروگان ها می دهد، این تصور در ذهن ها زنده می شود که بنی صدر در توافقی محرمانه با آمریکایی ها سازش کرده است.
    در این میان خبرگزاری فرانسه گزارش می دهد تا چند روز دیگر یک هیأت آمریکایی که از جانب دانشجویان پیرو خط امام دعوت شده اند، احتمالاً وارد تهران خواهند شد. 
    گل

     

     

       

    روز اول: ساعت ۱۰ صبح است. خیابان طالقانی وضع عادی خود را دارد. ماشین ها با سرعت و سروصدا عبور می کنند، فروشگاه ها بازند و کارکنان آنها سرگرم کارهای روزمره هستند. ناگهان گروهی نزدیک به چهارصد نفر در حالی که در طول خیابان طالقانی راهپیمایی می کنند، به سمت سفارت آمریکا می پیچند. جوانان با شور و حرارت از در و دیوار سفارت بالا می روند و به درون محوطه سفارت می پرند. 
    خیابان بند می آید و جوان ها تند و تیز یکی پس از دیگری از گوشه و کنار سفارت به داخل می روند، حالا هر کدامشان بازوبندی به دست و عکس امام به سینه دارند. در حالی که باران نیز شروع به باریدن کرده، خبری بر روی تلکس خبرگزاری ها می رود که تا سالها اثراتش باقی خواهد ماند: «سفارت آمریکا در تهران اشغال شد.» 

     
     

    روز دوم: امام خمینی حرکت دانشجویان را مورد تأیید قرار می دهد و می گوید:«امروز در ایران باز انقلاب است. انقلابی بزرگتر از انقلاب اول. در این انقلاب شیطان بزرگ آمریکاست.» 
    آقای سید احمد خمینی به نمایندگی از رهبری انقلاب در جمع دانشجویان حضور می یابد و در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت می کند. خبرنگاری از او می پرسد علت حضور و مأموریتتان در رابطه با اشغال سفارت آمریکا چیست؟ او پاسخ می دهد: «من به دعوت برادران پیرو خط امام به اینجا آمدم.» سید احمد خمینی اضافه می کند: «تمام مردم ایران از عمل دانشجویان پشتیبانی می کنند.» او در جواب خبرنگاری که پرسیده بود: «آیا تضعیف دولت تا این حد صحیح است؟» می گوید: «این کار تضعیف دولت نیست زیرا تمام ملت یکپارچه این عمل را تأیید می کنند و لابد دولت هم از مردم است.» 
    اما چند ساعت پس از
    مصاحبه سید احمد خمینی، دولت موقت مهندس بازرگان استعفاء می دهد و از قضا این استعفاء پذیرفته می شود و از سوی رهبر انقلاب، شورای انقلاب مأمور اداره کشور می شود. 
    ابوالحسن بنی صدر نیز به سرپرستی وزارت امور خارجه برگزیده می شود. 
    روز ۱۶: خیابان های اطراف سفارت لبریز از حضور مردم است. انبوه جمعیت با عصبانیت پرچم آمریکا را آتش می زنند و فریاد می کشند: «مرگ بر آمریکا، مرگ بر کارتر» . 
    بنی صدر، کفیل وزارت امور خارجه از سمتش کنار رفته و قطب زاده جای او را می گیرد. او می گوید: «نمی توان تا ابد گروگان ها را نگه داشت و آمریکا به عنوان سرزمین آزاد، نه می تواند تسلیم تحقیر واگذاری مردی بیمار به رژیم جمهوری اسلامی ایران بشود و نه از به خطر انداختن ۵۰ یا ۶۰ شهروندش برای نگه داشتن این مرد بیمار راضی است.» 

    تسخیر لانه جاسوسی
    در خارج از مرزهای ایران خبرهای داغی وجود دارد. در اجتماعی بی سابقه شورای امنیت سازمان ملل با پانزده رأی بر آزادی فوری گروگان ها تأکید می کند، در این میان حتی شوروی نیز رأی مثبت می دهد. ایران نشست نیویورک را تحریم کرد اما بنی صدر می گوید اگر همچنان وزیر خارجه بود، به نیویورک می رفت، هر چند که برخی منتقدان در شورای انقلاب او را از هواپیما برگرداندند. 
    ۱۹ نوامبر(۲۸ آبان) دانشجویان سه گروگان را آزاد می کنند. دو تفنگدار سیاهپوست و یک منشی زن. روز بعد آنها ده نفر زن و سیاهپوست دیگر را نیز آزاد می کنند. 


     

     

    روز ۵۸: شورای امنیت در آخرین روزهای سال ۱۹۷۹ میلادی با ۱۱ رأی موافق و بی هیچ مخالفی و با امتناع روسیه و چک وسلواکی از رأی دادن تصویب می کند که ایران باید تا هفتم ژانویه(۱۸ دی ۵۸)، گروگان ها را آزاد کند و اگر در این مهلت گروگان ها آزاد نشوند، شورای امنیت قطعنامه شدیدتری صادر می کند. همزمان والدهایم دبیر کل سازمان ملل، تصمیم می گیرد شخصاً به ایران برود و دیپلماسی قدیمی را بیازماید. اما روزنامه های ایرانی در اول ژانویه (۱۲ دی)، با عکسی قدیمی از او استقبال می کنند. در آن عکس والدهایم بر دست اشرف پهلوی، خواهر شاه، بوسه می زند. روزنامه جمهوری اسلامی در زیر این عکس این گونه به والدهایم طعنه می زند:«آقای والدهایم، این شما هستید که بر دست بدکاره ای بوسه می زنید.» 
    والدهایم به ایران می آید، اما هیچ یک از مقامات رسمی حاضر به دیدار او نمی شوند و او پس از سه روز بازمی گردد و هنگام بازگشت به شورای امنیت پیام می دهد که اعمال زور علیه ایران تنها به تشدید مقاومت آنها می انجامد. شورای امنیت دوبار تصویب قعطنامه را به تعویق می اندازد و در نهایت در ۲۲ دی ماه ۵۸ ( ۱۳ ژانویه ۱۹۸۰ )شورای امنیت بنا به پافشاری ایالت متحده تشکیل جلسه می دهد. 
    مک هنری نماینده آمریکا دعاوی خود را علیه ایران اقامه می کند و از شورا تقاضا می کند که برای حفظ صلح بین المللی قطعنامه مورد درخواست ایالت متحده مبنی بر تحریم اقتصادی ایران را به تصویب برساند. 
    آن شب یکی از جلسات شورانگیز شورای امنیت در جریان بود. پس از چندین ساعت بحث و بررسی، انگلستان، نروژ، پرتغال و فرانسه از قطعنامه آمریکا حمایت می کنند، بنگلادش و مکزیک رأی ممتنع و چک واسلواکی رأی مخالف و در نهایت شوروی با استفاده از حق وتو، قطعنامه آمریکا را به بایگانی شورای امنیت می سپارد. 

      

    دیپلماسی دبیر کل شکست می خورد و ایالت متحده می گوید که یک طرفه به قطعنامه عمل خواهد کرد. 
    ماه سوم 
    ابوالحسن بنی صدر به ریاست جمهوری ایران برگزیده می شود. او در اولین مصاحبه اش خاطرنشان می کند:» «آماده نیست که با دانشجویان مسلمان حکومتی موازی را قبول کند.» او اضافه می کند:«ما در ایران دو حکومت داریم: یکی حکومت دانشجویان پیرو خط امام و دیگری شورای انقلاب و چنین وضعی قابل قبول نیست.» 
    بنی صدر راه حل مسئله گروگان ها را تشریح می کند. به عقیده او دولت آمریکا باید از ایران عذرخواهی کند و استقلال و حاکمیت جمهوری اسلامی را محترم بشمارد؛ در این صورت مشکل گروگانها ممکن است به زودی حل شود. سخنان بنی صدر، اهالی کاخ سفید را به جنب و جوش وامی دارد. 
    زمزمه هایی در رسانه های خارجی مبنی بر دیدار مقامات ایران و آمریکا و ارائه راه حل تازه منتشر می شود. اما صادق قطب زاده در مصاحبه با رویترز می گوید:«شخص اینجانب و وزارت خارجه هیچ گونه تماس مستقیم و یا غیرمستقیم با آمریکا نداشته ایم و راه حل تازه، همان مطالبی است که بارها گفته ایم. » اشاره قطب زاده به استرداد شاه و اموال او به ایران است. 
    چند سال بعد گری سیک در کتابش از دیدار قطب زاده (وزیر امور خارجه ایران) و همیلتون جردن(رئیس کارکنان کاخ سفید) در ۲۸ بهمن (۱۶ فوریه) در پاریس خبر می دهد. این دیدار سه ساعت به طول می انجامد. قطب زاده در پاسخ جردن که چگونه می توان بحران را با صلح و آرامش و حفظ حیثیت طرفین حل کرد، پاسخ می دهد:« راه حل ساده است، شاه را بکشید.» 
    به هر حال پس از اظهار نظر فرانک جورج که با خوش بینی خبر از پیدا شدن راه حل تازه برای آزادی گروگان ها می دهد، این تصور در ذهن ها زنده می شود که بنی صدر در توافقی محرمانه با آمریکایی ها سازش کرده است. 
    در این میان خبرگزاری فرانسه گزارش می دهد تا چند روز دیگر یک هیأت آمریکایی که از جانب دانشجویان پیرو خط امام دعوت شده اند، احتمالاً وارد تهران خواهند شد. 
    در چنین فضایی بود که آسوشیتدپرس و رویترز گزارش دادند که به محض ورود اعضای یک دادگاه بین المللی که قرار است اتهامات ایران علیه شاه مخلوع را رسیدگی کنند، گروگان های آمریکایی آزاد خواهند شد. این مطلب را «هیکل» روزنامه نگار معروف مصری در مقاله ای نوشته و اضافه کرده که هرچند گروگان ها به مجرد ورود اعضای دادگاه بین المللی به تهران بلافاصله آزاد خواهند شد، اما در تهران زیر نظر طرف سوم (سوئیس) قرار خواهند گرفت تا آمریکا به آنها دسترسی داشته و مسئول سلامتی آنها باشد. اما ماجرا به دلخواه آمریکایی ها پیش نرفت؛ هرچند قطب زاده اعلام کرد که به نمایندگی از شورای انقلاب، گروگان ها را تحویل خواهد گرفت اما دانشجویان اعلام کردند، گروگان ها را تحویل قطب زاده نخواهیم داد. 
    پس از گذشت چند ساعت از این بیانیه دانشجویان، دفتر امام، شورای انقلاب و هیأت وزیران، هرگونه تصمیم گیری درباره گروگان ها را مربوط به مجلس شورای اسلامی دانستند. 
    هیأت تحقیق هم به تهران آمد و خواستار دیدار با گروگان ها شد. اما دانشجویان ملاقات هیأت تحقیق با گروگان ها را کاری انحرافی خواندند و اعلام کردند گروگان ها تنها برگ برنده ایران در مبارزه با آمریکا هستند و اجازه نمی دهند اعضای این کمیسیون با گروگان ها ملاقات کنند. 
    بدین ترتیب نقشه قطب زاده و جردن هم نتوانست گرهی را باز کند. 
    روز ۱۴۰: 
    کارتر در ۲۶ مارس ۱۹۸۰ (چهارم فروردین ۱۳۵۹) نامه ای محرمانه خطاب به امام می نویسد و اعلام می کند: «ما آماده پذیرش حقایق جدید که مولود انقلاب ایران است، می باشیم. این امر همچنان هدف و آرزوی ماست، زیرا من تصور می کنم که ما هدف واحدی را که صلح جهانی و برقراری عدالت برای همه ملل است، تعقیب می کنیم. » 
    اما امام خمینی با شجاعتی خارق العاده دستور می دهد تا نامه کارتر منتشر شود. در آمریکا انتشار این نامه یک افتضاح سیاسی برای کارتر بود. کیسینجر بلافاصله پس از افشا شدن محتوای نامه کارتر اعلام کرد:« آمریکا باید به مقامات ایرانی بگوید که مهمانی تمام شده است. » 

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۹ ، ۲۳:۰۵
    فاصله گلناری

    تغذیه سالم
     

    نویسنده: فریده محتشم (کارشناس تغذیه سیبیتا)
     

    تغذیه سالم یعنی انتخاب غذاهای متنوع از گروه‌های غذایی مختلف. برای تغذیه سالم مجبور نیستید یک رژیم محدود و سخت داشته باشید. تغذیه سالم یعنی ایجاد تغییراتی، که بتوانید برای همیشه آنها را پیروی کنید.
    البته به این سادگی‌ها که گفتیم نیست! و دریافت مواد مغذی مورد نیاز آسان نیست. چون ممکن است در روز چندین بار تنقلات مورد علاقه‌تان را بخورید و از دیگر گروه‌های غذایی غافل شوید و یا شاید هنگام گرسنگی هر چه دم دستتان باشد بخورید و به کیفیت چیزی که می‌خورید اصلاً اهمیت ندهید.
    تغذیه سالم، نیازمند برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری برای مصرف متنوع گروههای مختلف غذایی است.

     

    الف- چرا داشتن تغذیه سالم مهم است؟

    تغذیه سالم مهم است به چند دلیل:
    ۱- غذاهای سالم تأمین کننده مواد مغذی مورد نیاز بدن است.
    مواد مغذی علاوه بر تأمین انرژی بدن، در حفظ عملکرد مغز، قلب و ماهیچه نیز اهمیت دارد.
    ۲- تغذیه سالم ریسک ابتلا به بیماری‌ها را کاهش می‌دهد.
    الف. مصرف بیشتر میوه‌ها و سبزیجات ریسک ابتلا به دیابت، فشار خون بالا و برخی از انواع سرطان را کاهش می‌دهد.
    ب. مصرف کمتر چربی‌های اشباع (روغن‌های جامد) ریسک افزایش کلسترول خون را کاهش می‌دهد.
    ج. مصرف کافی کلسیم و ویتامین D از پوکی استخوان پیشگیری می‌کند.
    ۳- تغذیه سالم، در کنترل و بهبود علائم بعضی از بیماری‌های مهم نیز کمک کننده است.
    رعایت برنامه غذایی متعادل و تغذیه سالم، در کنترل دیابت و فشار خون بالا نقش دارد.

     

    ب- اصول یک تغذیه سالم و متعادل چیست؟

    در تنظیم یک برنامه غذایی سالم، سه نکته زیر را در ذهن داشته باشید:
    تعادل: یک رژیم غذایی متعادل (استفاده از حداقل تعداد واحدهای مورد نیاز از هر گروه غذایی) تضمین کننده دریافت مواد مغذی مورد نیاز است.
    تنوع: طیف وسیعی از غذاهای متنوع را مصرف کنید. هیچ غذایی به تنهایی تأمین کننده مواد مغذی مورد نیازتان نیست. از هر گروه غذایی، انواع غذاهای متنوع را انتخاب کنید.
    میانه‌روی: میانه‌روی در هر کاری کلید موفقیت است. پس با رعایت میانه‌روی در مصرف شیرینی‌جات، چربی‌ها و نمک‌ها می‌توانید از همه غذاهای دلخواه خود بهره‌مند شوید.

    برای داشتن تغذیه سالم، در قدم اول باید بدانید، یک رژیم متعادل چیست! راهنماها و هرم‌های غذایی مقدار واحدهای مورد نیاز از هر گروه غذایی را نشان می‌دهند اما بیشتر مردم در هر روز نیاز دارند به:
    - شش تا یازده واحد از غلات:
    توصیه: حداقل نصف غلات مورد نیازتان را از غلات سبوس‌دار (مانند نانهای سبوس‌دار، برنج قهوه‌ای، ماکارونی‌های سبوس‌دار …) انتخاب کنید. یک واحد غلات برابر است با یک برش ۳۰ گرمی از نانها (یک و نیم برش ده در ده نان سنگک = ۲ برش ده در ده نان تافتون = ۴ برش ده در ده نان لواش = یک و نیم عدد نان تست = ۱ برش ده در ده نان بربری) یا نصف لیوان برنج یا ماکارونی پخته.
    دو تا چهار واحد میوه:
    یک واحد میوه برابر است با یک سیب، موز یا پرتقال متوسط، نصف لیوان قطعات میوه (به شکل پخته یا خام) یا سه چهارم لیوان آب میوه.
    سه تا پنج لیوان سبزیجات:
    هر واحد سبزیجات شامل یک لیوان سبزیجات برگدار یا نصف لیوان سبزیجات دیگر (به شکل پخته یا خام)، یا سه چهارم لیوان آب سبزیجات است.
    دو تا سه واحد لبنیات کم چرب:
    هر واحد لبنیات برابر است با یک لیوان ماست یا شیر یا یک و نیم قوطی کبریت پنیر.
    دو تا سه واحد غذای پروتئینی:
    یک واحد غذای پروتئینی برابر است با شصت تا نود گرم گوشت قرمز بدون چربی یا گوشت مرغ یا ماهی، در ضمن نصف لیوان حبوبات پخته، یک تخم مرغ و دو قاشق غذاخوری کره بادام زمینی، معادل سی گرم گوشت بدون چربی به حساب می‌آیند.

    تغذیه سالم

    پ- آیا من تغذیه سالم دارم؟

    برای ارزیابی خود، دفتر یادداشتی تهیه کنید و یک هفته کامل، تمام چیزهایی که می‌خورید و می‌نوشید را در آن با مقدارش یادداشت کنید. سپس با ارزیابی آن، توجه کنید آیا از همه گروه‌های غذایی با تنوع می‌خورید یا نه؟ و آیا برنامه غذایی شما یکنواخت است و یا متنوع!
    با این ارزیابی متوجه می‌شوید آیا تغذیه سالم دارید یا نه؟ وگرنه لازم است با تغییر برنامه غذایی خود و ایجاد تغییرات مورد نیاز، سلامت خود را بیمه کنید.
    پس چرا منتظرید، دنبال دفتر یادداشت و قلم خود بروید و هر چه از امروز صبح خورده‌اید را تا یک هفته یادداشت کنید!
    در دفتر یادداشت خود به حجم‌های مصرفی خود نیز دقت کنید. ممکن است متوجه شوید فقط در صبحانه خود حجم زیادی نان می‌خورید ولی از دیگر گروه‌های غذایی خبری نیست بنابراین می‌توانید با کاهش مصرف آن، میوه‌ها و سبزیجات را نیز وارد صبحانه خود کنید و به این ترتیب به طرف تغذیه سالم حرکت کنید.
    و یا اگر متوجه شدید، در روز از محصولات پرچرب استفاده می‌کنید، می‌توانید انواع کم‌چرب آن را جایگزین کنید. همچنین اگر متوجه شدید در طول روز به ندرت میوه‌ها و سبزیجات می‌خورید، وارد کردن میوه‌ها و سبزیجات رنگارگ را جزو اهداف خود قرار دهید.
    مثلاً گوجه فرنگی، کاهو، خیار و… را می‌توانید در سالاد خود در هر وعده غذایی داشته باشید. همه چیز به سلیقه و علاقه شما بستگی دارد. پس دست به کار شوید و سلیقه خود را در انتخاب میوه‌ها و سبزیجات رنگارنگ نشان دهید. تعذیه سالم یعنی همین!
    مطمئناً قبول دارید که برای پیشرفت مداوم باید ارزیابی شوید!
    پس بعد از هفته اول، و تصمیم گیری برای ایجاد تغییرات و اجرای آن، دفتریادداشت خود را همچنان بنویسید تا در هفته‌های بعد با مرور آن هدف‌های دیگری برای دستیابی به تغذیه سالم تعیین کنید.
    پس فراموش نکنید و با مرور دفتر یادداشت خود به سؤالات زیر پاسخ دهید :
    - آیا حداقل مقدار واحدهای مورد نیاز را از هر گروه غذایی دریافت می‌کنید؟
    - آیا به مقدار فراوان در طول روز میوه و سبزی می‌خورید؟
    - آیا مقدار قند، نمک و چربی غذاهایتان پایین است؟
    - آیا غذاهایتان را خودتان در منزل تهیه می‌کنید یا غذاهای حاضری و فست فودها را مصرف می‌کنید؟
    - آیا نوشابه‌های سرشار از قند می‌خورید؟
    - آیا به مقدار فراوان آب می‌خورید؟
    و هر هفته این سوالات را از خود بپرسید و بر موفقیت‌های خود در داشتن تغذیه سالم بیافزایید. 

    منتظر چه هستید؟ از همین حالا شروع کنید!

    تغذیه سالم
     

    نویسنده: فریده محتشم (کارشناس تغذیه سیبیتا)
     

    تغذیه سالم یعنی انتخاب غذاهای متنوع از گروه‌های غذایی مختلف. برای تغذیه سالم مجبور نیستید یک رژیم محدود و سخت داشته باشید. تغذیه سالم یعنی ایجاد تغییراتی، که بتوانید برای همیشه آنها را پیروی کنید.
    البته به این سادگی‌ها که گفتیم نیست! و دریافت مواد مغذی مورد نیاز آسان نیست. چون ممکن است در روز چندین بار تنقلات مورد علاقه‌تان را بخورید و از دیگر گروه‌های غذایی غافل شوید و یا شاید هنگام گرسنگی هر چه دم دستتان باشد بخورید و به کیفیت چیزی که می‌خورید اصلاً اهمیت ندهید.
    تغذیه سالم، نیازمند برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری برای مصرف متنوع گروههای مختلف غذایی است.

     

    الف- چرا داشتن تغذیه سالم مهم است؟

    تغذیه سالم مهم است به چند دلیل:
    ۱- غذاهای سالم تأمین کننده مواد مغذی مورد نیاز بدن است.
    مواد مغذی علاوه بر تأمین انرژی بدن، در حفظ عملکرد مغز، قلب و ماهیچه نیز اهمیت دارد.
    ۲- تغذیه سالم ریسک ابتلا به بیماری‌ها را کاهش می‌دهد.
    الف. مصرف بیشتر میوه‌ها و سبزیجات ریسک ابتلا به دیابت، فشار خون بالا و برخی از انواع سرطان را کاهش می‌دهد.
    ب. مصرف کمتر چربی‌های اشباع (روغن‌های جامد) ریسک افزایش کلسترول خون را کاهش می‌دهد.
    ج. مصرف کافی کلسیم و ویتامین D از پوکی استخوان پیشگیری می‌کند.
    ۳- تغذیه سالم، در کنترل و بهبود علائم بعضی از بیماری‌های مهم نیز کمک کننده است.
    رعایت برنامه غذایی متعادل و تغذیه سالم، در کنترل دیابت و فشار خون بالا نقش دارد.

     

    ب- اصول یک تغذیه سالم و متعادل چیست؟

    در تنظیم یک برنامه غذایی سالم، سه نکته زیر را در ذهن داشته باشید:
    تعادل: یک رژیم غذایی متعادل (استفاده از حداقل تعداد واحدهای مورد نیاز از هر گروه غذایی) تضمین کننده دریافت مواد مغذی مورد نیاز است.
    تنوع: طیف وسیعی از غذاهای متنوع را مصرف کنید. هیچ غذایی به تنهایی تأمین کننده مواد مغذی مورد نیازتان نیست. از هر گروه غذایی، انواع غذاهای متنوع را انتخاب کنید.
    میانه‌روی: میانه‌روی در هر کاری کلید موفقیت است. پس با رعایت میانه‌روی در مصرف شیرینی‌جات، چربی‌ها و نمک‌ها می‌توانید از همه غذاهای دلخواه خود بهره‌مند شوید.
    تغذیه
    برای داشتن تغذیه سالم، در قدم اول باید بدانید، یک رژیم متعادل چیست! راهنماها و هرم‌های غذایی مقدار واحدهای مورد نیاز از هر گروه غذایی را نشان می‌دهند اما بیشتر مردم در هر روز نیاز دارند به:
    - شش تا یازده واحد از غلات:
    توصیه: حداقل نصف غلات مورد نیازتان را از غلات سبوس‌دار (مانند نانهای سبوس‌دار، برنج قهوه‌ای، ماکارونی‌های سبوس‌دار …) انتخاب کنید. یک واحد غلات برابر است با یک برش ۳۰ گرمی از نانها (یک و نیم برش ده در ده نان سنگک = ۲ برش ده در ده نان تافتون = ۴ برش ده در ده نان لواش = یک و نیم عدد نان تست = ۱ برش ده در ده نان بربری) یا نصف لیوان برنج یا ماکارونی پخته.
    دو تا چهار واحد میوه:
    یک واحد میوه برابر است با یک سیب، موز یا پرتقال متوسط، نصف لیوان قطعات میوه (به شکل پخته یا خام) یا سه چهارم لیوان آب میوه.
    سه تا پنج لیوان سبزیجات:
    هر واحد سبزیجات شامل یک لیوان سبزیجات برگدار یا نصف لیوان سبزیجات دیگر (به شکل پخته یا خام)، یا سه چهارم لیوان آب سبزیجات است.
    دو تا سه واحد لبنیات کم چرب:
    هر واحد لبنیات برابر است با یک لیوان ماست یا شیر یا یک و نیم قوطی کبریت پنیر.
    دو تا سه واحد غذای پروتئینی:
    یک واحد غذای پروتئینی برابر است با شصت تا نود گرم گوشت قرمز بدون چربی یا گوشت مرغ یا ماهی، در ضمن نصف لیوان حبوبات پخته، یک تخم مرغ و دو قاشق غذاخوری کره بادام زمینی، معادل سی گرم گوشت بدون چربی به حساب می‌آیند.

     

    پ- آیا من تغذیه سالم دارم؟

    برای ارزیابی خود، دفتر یادداشتی تهیه کنید و یک هفته کامل، تمام چیزهایی که می‌خورید و می‌نوشید را در آن با مقدارش یادداشت کنید. سپس با ارزیابی آن، توجه کنید آیا از همه گروه‌های غذایی با تنوع می‌خورید یا نه؟ و آیا برنامه غذایی شما یکنواخت است و یا متنوع!
    با این ارزیابی متوجه می‌شوید آیا تغذیه سالم دارید یا نه؟ وگرنه لازم است با تغییر برنامه غذایی خود و ایجاد تغییرات مورد نیاز، سلامت خود را بیمه کنید.
    پس چرا منتظرید، دنبال دفتر یادداشت و قلم خود بروید و هر چه از امروز صبح خورده‌اید را تا یک هفته یادداشت کنید!
    در دفتر یادداشت خود به حجم‌های مصرفی خود نیز دقت کنید. ممکن است متوجه شوید فقط در صبحانه خود حجم زیادی نان می‌خورید ولی از دیگر گروه‌های غذایی خبری نیست بنابراین می‌توانید با کاهش مصرف آن، میوه‌ها و سبزیجات را نیز وارد صبحانه خود کنید و به این ترتیب به طرف تغذیه سالم حرکت کنید.
    و یا اگر متوجه شدید، در روز از محصولات پرچرب استفاده می‌کنید، می‌توانید انواع کم‌چرب آن را جایگزین کنید. همچنین اگر متوجه شدید در طول روز به ندرت میوه‌ها و سبزیجات می‌خورید، وارد کردن میوه‌ها و سبزیجات رنگارگ را جزو اهداف خود قرار دهید.
    مثلاً گوجه فرنگی، کاهو، خیار و… را می‌توانید در سالاد خود در هر وعده غذایی داشته باشید. همه چیز به سلیقه و علاقه شما بستگی دارد. پس دست به کار شوید و سلیقه خود را در انتخاب میوه‌ها و سبزیجات رنگارنگ نشان دهید. تعذیه سالم یعنی همین!
    مطمئناً قبول دارید که برای پیشرفت مداوم باید ارزیابی شوید!
    پس بعد از هفته اول، و تصمیم گیری برای ایجاد تغییرات و اجرای آن، دفتریادداشت خود را همچنان بنویسید تا در هفته‌های بعد با مرور آن هدف‌های دیگری برای دستیابی به تغذیه سالم تعیین کنید.
    پس فراموش نکنید و با مرور دفتر یادداشت خود به سؤالات زیر پاسخ دهید :
    - آیا حداقل مقدار واحدهای مورد نیاز را از هر گروه غذایی دریافت می‌کنید؟
    - آیا به مقدار فراوان در طول روز میوه و سبزی می‌خورید؟
    - آیا مقدار قند، نمک و چربی غذاهایتان پایین است؟
    - آیا غذاهایتان را خودتان در منزل تهیه می‌کنید یا غذاهای حاضری و فست فودها را مصرف می‌کنید؟
    - آیا نوشابه‌های سرشار از قند می‌خورید؟
    - آیا به مقدار فراوان آب می‌خورید؟
    و هر هفته این سوالات را از خود بپرسید و بر موفقیت‌های خود در داشتن تغذیه سالم بیافزایید. 

    بشقاب غذای سالم

     

     

    - متعادل کردن کالری‌ها:
    □ از غذایتان لذت ببرید، ولی کمتر بخورید.
    □ از غذاهای بزرگ و حجیم پرهیز کنید.

    - غذاهایی که باید بیشتر بخورید:
    □ نصف بشقابتان را به میوه‌جات و سبزیجات اختصاص دهید.
    □ حداقل نصف غلات (غذاهای نشاسته‌ای) مصرفیتان را از غلات کامل (سبوس‌دار) انتخاب کنید.
    □ لبنیات بدون چربی یا کم‌چرب (یک درصد) مصرف کنید.

    - غذاهایی که باید کمتر بخورید:
    □ مقدار سدیم موجود در غذاها از جمله سوپها، نانها و غذاهای منجمد را مقایسه کنید و غذاهایی که سدیم (نمک) کمتری دارند را انتخاب کنید.
    □ به جای نوشیدنی‌های حاوی قند از آب استفاده کنید.

    جدول تغذیه

     




     

    آشنایی با گروه‌های غذایی

    ترجمه شده در گروه سیبیتا

     

       
    گروه غلات گروه سبزیجات گروه میوه‌جات گروه لبنیات گروه غذاهای پروتئینی
    دست‌کم نصف غلات مصرفیتان از نوع کامل باشد به سبزیجاتی که می‌خورید تنوع دهید مصرف میوه‌جات را جدّی بگیرید غذاهای غنی از کلسیم را فراموش نکنید پروتئین‌های بدون چربی را انتخاب کنید

    نکته‌های ده‌گانه برای تغذیه سالم

    ترجمه شده در گروه سیبیتا
     

    □ روش درستی برای تغذیه سالم در پیش بگیرید

    □ هر روز سبزیجات بیشتری بخورید

    □ میوه‌ها را در کانون توجه قرار دهید

    □ نیمی از غلات مصرفیتان غلات کامل باشد

    □ امروز لبنیات خورده‌اید؟

    □ در مورد غذاهای پروتئینی نکته کلیدی تنوع است

    □ یک وعده غذای سالم تهیه کنید

    □ تغذیه سالم برای گیاهخواران

    □ خرید آگاهانه میوه‌جات و سبزیجات

    □ با میوه‌ها و سبزی‌ها به وعده‌های غذایی خود روح ببخشید

    □ میوه‌جات و سبزیجات مورد علاقه کودکان

    □ الگویی سالم برای کودکان خود باشید

    □ از شیرینیجات به عنوان جایزه برای کودک خود استفاده نکنید

    □ نمک و سدیم

    تغذیه سالم

    از وبلاگ جهان یکه نگار

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۹ ، ۲۳:۰۱
    فاصله گلناری

    1. ره آورد خلوص در عبادت

    قالت فاطمة الزهراء سلام الله علیها: من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته.

    فرمود: کسی که عبادت خالص خود را به خداوند متعال تقدیم می‌کند (و فقط برای رضای او عمل می‌کند﴾ خداوند نیز بهترین مصلحت خود را بر او نازل می‌کند.

    تحف العقول ص۹۶۰

    1. مرگ محبان شهادت است

    عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ مذوسَى بْن ر جَعْفَر (ع)... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ، قالَتْ (سلام الله علیها): قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَیه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً.

    فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل می‌کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا (س) مى‌رسد که آن حضرت مى‌فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: «آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد ازدنیا برود شهید از دنیا رفته است.»

    عوالم العلوم، ج ٢١، ص ٣٥٣

    1. دوستدار علی (ع﴾ سعادتمند است

     قالَتْ (سلام الله علیها): ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته

    فرمود: همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

    شرح نهج البلاغه ج 2، ص 449 مجمع الزّوائد: ج 9، ص 132

    عکس

    1. معرفی خاندان پیامبر

    قالَتْ (سلام الله علیها): نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه

    فرمود: ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه نیکی‌ها، ما دلیل‌های روشن خداییم و وارث پیامران الهی.

    (شرح‌ نهج‌ البلاغه‌  ج‌ 16 ، ص‌ 211)

    1. ثواب قرائت سوره‌های قرآن حدیث

    قالَتْ (سلام الله علیها): قاریءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوس

    فرمود: تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می‌شوند.

    (کنزالعمال ، ج‌ 1 ، ص582)

    1. بهترین و ارزشمندترین کسان 

    قالَتْ (سلام الله علیها): خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم

    فرمود: بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرمتر و مهربان‌تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.

    (دلال الامامه ص76 و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225) 

    1. خداوند در دنیا برای مؤمنین سه چیز پسندید

    قالَتْ (سلام الله علیها): حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و النظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله

    فرمود: از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1- تلاوت قرآن 2- نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا .

    (وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295) 

    1. ره آورد‌های اطاعت و امامت اهل بیت (ع﴾

    قالَتْ (سلام الله علیها): فجعل الله...اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقة

    فرمود: خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه‌ها قرار داده است.

    (بحار الانوار، ج 43، ص 158) 

    گل

    1. ره آورده‌های ایمان و نماز

    قالَتْ (سلام الله علیها): فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک ، و الصلاة تنزیها لکم عن الکبر

    فرمود: خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ، و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.

    (احتجاج طبرسی،ج1،ص258)

    1. 10 امام مانند کعبه است

    قالَتْ (سلام الله علیها): مَثَلُ الإمام مَثل الکَعبة إذ تُؤتی وَ لا تَأتی

    از حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) روایت شده که رسول خدا فرمودند: امام همچون کعبه است که باید به سویش روند، نه آنکه (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیاید.

    (بحار الانوار ، ج 36 ، ص 353)

     

     

    جداساز

     

    احادیثی زیبا از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

    واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

     

    قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله علیها - : فَأکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلی أُنْسِ الاْحْیاءِ ؛

    حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - ضمن وصیّتی به امام علی - علیه السلام - اظهار نمودند: پس از آن که مرا دفن کردی، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا کن، چون که میّت در چنان موقعیّتی بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان می باشد.

    بحارالأنوار، ج 79، ص 27

      تبیان زنجان تبیان زنجان تبیان زنجان تبیان زنجان  تبیان زنجان تبیان زنجان تبیان زنجان تبیان زنجان 

    گل

    تبیان زنجان

    12-قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - - : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، أشْفَعُ عُصاةَ أُمَّةِ النَّبی ؛

    حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - فرمودند: هنگامی که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاکاران امّت پیامبر - صلی الله علیه وآله وسلم -، را شفاعت می نمایم.

    احقاق الحقّ، ج 19، ص 129

       تبیان زنجان  تبیان زنجان   تبیان زنجان تبیان زنجان تبیان زنجان تبیان زنجان

    قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله علیها - : یا أبَة، ذَکَرْتُ الْمَحْشَرَ وَوُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، وا سَوْأتاهُ یَوْمَئِذ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ ؛

    حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - اظهار داشتند: ای پدر، من به یاد روز قیامت افتادم که مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد ـ و فریاد رسی ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) ـ.

    کشف الغمّة، ج 2، ص 57

      تبیان زنجان  تبیان زنجان    تبیان زنجان تبیان زنجان تبیان زنجان تبیان زنجان

    قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله علیها - : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً وَلایُبالی ؛

    حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - فرمودند: همانا خداوند متعال تمامی گناهان بندگانش را می آمرزد و از کسی باکی نخواهد داشت.

    تفسیر التّبیان، ج 9، ص 37

      تبیان زنجان تبیان زنجان   تبیان زنجان تبیان زنجان تبیان زنجان

    قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله علیها - : اصْعَدْ عَلَی السَّطْحِ، فَإنْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّی لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنی حَتّی أدْعُو ؛

    حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - روز جمعه نزدیک غروب آفتاب به غلام خود می فرمودند: بالای پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب کرد مرا خبر کن تا برای خود ـ و دیگران ـ دعا کنم.

    معانی الأخبار، ص 399

      تبیان زنجان تبیان زنجان

    رنگی

    16-   قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله علیها - :

    خَیْرٌ لِلِنّساءِ أنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ ؛

    حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - فرمودند:

    بهترین چیز برای حفظ شخصیت زن آن است که مردی را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

    بحارالأنوار، ج 43، ص 54، ح 48

           تبیان زنجان تبیان زنجان تبیان زنجان

    17-   قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله - :

    ما صَنَعَ أبُو الْحَسَنِ إلاّ ما کانَ یَنْبَغی لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبهُمْ ؛

    حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - فرمودند:

    آنچه را امام علی - علیه السلام - (نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت) انجام داد، وظیفه الهی او بوده است، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آن ها را محاسبه و مجازات می نماید.

    بحارالأنوار، ج 28، ص 355، ح 69

     

    جداساز

     
     
    • اگر بیگناهان مبتلا نمی‌شدند نفرین می‌کردم

    قالَتْ (سلام الله علیها): وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا أنّى أکْرَهُ أنْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ أنّى سَأُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ أجِدُهُ سَریعَ الاْجابَةِ.

    فرمود: ای پسر خطّاب! سوگند به خداوند، اگر ناپسند نمی‌داشتم که عذاب الهى بر بى گناهى، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى که خدا را قسم مى دادم و نفرین مى کردم. و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

    اصول کافى: ج 1، ص 460، بیت الأحزان: ص 104، بحارالأنوار: ج 28، ص 250، ح 30

    1. هرگز با تو سخن نخواهم گفت

    قالَتْ (سلام الله علیها): وَاللّهِ! لا کَلَّمْتُکَ أبَداً، وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْکَ فى کُلِّ صَلوة.

    فرمود: پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبکر کرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم کرد.

    صحیح مسلم: ج 2، ص 72، صحیح بخارى: ج 6، ص 176.

    1. بعد از یادآوری حدیث من اسخط فاطمة فقد اسخطنی فرمود:


    قالَتْ (سلام الله علیها): إنّى أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ، أنَّکُما اَسْخَطْتُمانى، وَ ما رَضیتُمانى، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لأشْکُوَنَّکُما إلَیْهِ.

    فرمود: هنگامى که ابوبکر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائکه را گواه مى گیرم که شما مرا خشمناک کرده و آزرده اید، و مرا راضى نکردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات کنم شکایت شما دو نفر را خواهم کرد.

    بحارالأنوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم: ج 2، ص 72، بخارى: ج 5، ص 5

     

     

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۹ ، ۲۲:۵۹
    فاصله گلناری